۲۱
برای هانا آرندت اما موجود انسانی ئی که فراتر از دوران های تاریخی باشد و از این رو موجود انسانی عام وجود ندارد.
برای او، در بهترین حالت هستی حیوانی موجود انسانی وجود دارد.
۲۲
موجود انسانی یکسان (هویت مند) برای هانا آرندت وحشت انگیز است.
موجود انسانی ئی که خود را در ارودوگاه های مرگ نازی نشان داده است.
۲۳
برای اینکه در ارودوگاه های مرگ نازی، حاکمیت توتال (تام و تمام) بر انسان ها به بوته آزمایش نهاده شده است.
۲۴
نازی ها از این طریق می کوشیدند تا «کلیه انسان ها را در پلورالیته (جمعیت، جمع بودن) بی پایان شان و قابل تعویض بودن بی پایان شان چنان سازمان دهند، که انگار آنها همه با هم فقط یک انسان واحد را نمودار می سازند.
آن سان که هر کدام از این انسان به مثابه بسته (بقچه) واکنشی قابل تعویضی با هر کدام یک از آنها ست.»
(هانا آرندت، «ویتا اکتیوا» (حیات کوشا، کردوکارگر)، ص ۲۱۰)
۲۵
هدف نازی ها تولید چیزی بود که اصلا وجود ندارد.
مثلا نوع انسانی.
(همانجا)
۲۶
هانا آرندت در اینجا خرد را با به مثابه یک لیاقت (خصوصیت) بشری با هر مرحه خرد در هر دوران و یا در هر فرد، مثلا تنوع اثرگذاری به اصطلاح بی پایان این لیاقت (خصوصیت)
عوضی می گیرد.
۲۷
به همین دلیل هانا آرندت می تواند بر ضد لیاقت عقلی موضع بگیرد:
«خطای تراژیک (غم انگیز) پیشگویی ها از این جهان هنوز ناکام در این بود که فکر می کردند، چیزی به نام طبیعت انسانی یکبار برای همیشه تعیین شده وجود دارند که بتوان با رخدادهای تاریخی هویتش را تعیین کرد.»
(هانا آرندت، «ویتا اکتیوا» (حیات کوشا، کردوکارگر)، ص ۲۳۱)
۲۸
تلاش هانا آرندت در راستای «تقلیل انسان به بسته (بقچه) واکنشی» در اردوگاه های مرگ، امحای (محوسازی) هر آنچه که «شخص» و «کاراکتر» در آن نهفته است، به طور اکس نگاتیوو، دال بر آن است که بسته و یا بقچه واکنشی کذایی چیست.
دال بر این است که آن موجود اندیشنده ای است.
(اکس نگاتیوو، به تعریف چیزی به مثابه آنچه که نیست، اطلاق می شود:
مثال:
اثبات عزت انسانی با جریحه دار سازی آن.
مترجم)
مترجم
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر