۳۱
تفاوت این متد فنومنولوژیکی رهبر توتالیتر با متد هانا آرندت در قوه قضاوت، تجربه زنده و و عقل سلیم بشری است.
۳۲
اما قوه قضاوت بدون معاییر جامعتی ـ تئوریکی (چیزی که هانا آرندت مردود می داند)، قضاوت دلبخواهی صرف خواهد بود.
۳۳
تجربه زنده هم همیشه چیزی است که مفرد صرف است.
۳۴
تز عام یا می تواند تصدیق شود و یا تکذیب (تصدیق نشود).
۳۵
عقل سلیم بشری هم فهمی است که در سطح پدیده ها گیر می افتد و می ماند و نمی تواند به ماهیت قضایا نفوذ کند.
۳۶
برای اینکه ماهیت قضایا فقط برای تجزیه و تحلیل و تئوری دسترس پذیر است.
۳۷
هانا آرندت اما تجزیه و تحلیل و تئوری را مردود می داند و برای شان تره حتی خرد نمی کند.
۳۸
عقل سلیم بشری
از این رو، به طور پراگماتیکی و پوزیتیویستی به فهم سطحی از آنچه که موجود است، تقلیل می یابد.
۳۹
حقایق امور (فاکت ها) راجع به تاریخ رژیم های «توتالیتر» را که هانا آرندت تبیین می دارد، (حقایق اموری که هانا آرندت شخصا تجربه نکرده است)، فقط می تواند از ادبیات داشته باشد و بشناسد.
وظیفه یک فیلسوف اما نمی تواند در چنین چیزی خلاصه شود.
۴۰
از فلسفه، به حق، تفسیر و توضیح تاریخی ـ فلسفی رخدادها و ساختارها انتظار می رود.
وظیفه ای که هانا آرندت عاجز از انجام آن بوده است.
۴۱
بدین طریق است که هانا آرندت کشتار کلکتیو (دسته جمعی) یهودیان و کولیان و اسلاوها و غیره را
به طور سوسیولوژیکی (بر اساس جامعه شناسی) ناشی از «انفجار جمعیت» جا می زند که در رابطه با اوتوماسیون شروع شونده به جمعیت مازاد بر نیاز منجر شده بوده است.
جمعیت مازادی که توسط نازی ها و استالین با متدهای متفاوت از بین رفته است.
اوتوماتیزاسیون
(اوتوماسیون)
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10228
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10235
۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10247
۴
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10253
۵
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10259
پایان
۴۲
هانا آرندت از توسعه جمعیت و اهمیت اوتوماسیون در اقتصاد کاپیتالیستی هیچ خبری نداشته است.
(مراجعه کنید به البه، «حاکمیت هیچکس» ، ص ۴۵۴)
۴۳
هانا آرندت در کل، تئوری ئی راجع به دولت توتالیتر هم در اختیار نداشته است.
۴۴
هانا آرندت در عوارض (سیمپتوم های) بیماری درجا می زند.
آنهم به طور سطحی و سرسری و نه عمیق و دقتمند.
۴۵
ایمانوئل فایه
(۱۹۵۶)
فیلسوف و پروفسور فرانسوی
هانا آرندت نه از فاشیسم فهم درخوری و به درد بخوری داشته است و نه از استالینیسم.
(دیگران هم به همین سان.)
(مراجعه کنید به ایمانوئل فایه، هانا آرندت، ص ۶۷)
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر