مفهوم انسان در قاموس هانا آرندت
۱
اگر کسی بسان هانا آرندت از انسان جهان باستان کلاسیک و از انسان جهان کنونی حرف بزند، باید مفهومی از انسان وجود داشته باشد، یعنی موجودی به نام انسان وجود داشته باشد که علیرغم کلیه تعویض های پدیده ها در طول تاریخ یکسان مانده است.
۲
در قاموس هانا آرندت اما چنین مفهومی وجود ندارد.
۳
«ما نمی توانیم بپذیریم که انسان به طور کلی بسان کلیه چیزهای دیگر، دارای ماهیت و یا طبیعتی به معنی واحد و یکسانی است.»
(هانا آرندت، «ویتا اکتیوا» (حیات کوشا، کردوکارگر)، ص ۱۷)
(ویتا اکتیوا در فلسفه و فقه، فرمی از حیات است که در آن کار عملی و کردوکار اجتماعی در مرحله مقدم قرار دارند.
منظور از آن در فلسفه، فعالیت سیاسی و در فقه، فعالیت خیریه است.
ضد ویتا اکتیوا را ویتا کونتمپاتیوا یعنی حیات منفعل و تماشاگر تشکیل می دهد.
ویتا اکتیوا عنوان یکی از آثار هانا آرندت است.
مترجم )
۴
در رلاتیویسم (نسبیت گرای) تاریخی هانا آرندت فقط خدای خیالی می تواند بداند که ماهیت و ذات انسان چیست.
۵
«به عبارت دیگر، مسئله مربوط به ماهیت و ذات انسان، دقیقا همان مسئله فقهی راجع به ماهیت و ذات خدا ست.»
(هانا آرندت، «ویتا اکتیوا» (حیات کوشا، کردوکارگر)، ص ۳۱۸)
۶
هانا آرندت بدین طریق، تلاش برای تعیین ماهیت و ذات انسان را ایراسیونالیزه می کند.
(یعنی از عهده عقل اندیشنده خارج می سازد.
مراجعه کنید به ایراسیونالیسم (خردستیزی) در تارنمای دایرة المعارف روشنگری
ایراسیونالیسم
(خردستیزی)
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10895
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10839
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10848
۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10861
پایان
ایراسیونالیسم (خردستیزی) مدرن و مدافعه از خرد
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11007
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10916
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10923
۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10932
۴
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10946
۵
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10952
۶
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10962
۷
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10985
۸
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10995
۹
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10999
۱۰
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11006
پایان
ایراسیونالیسم (خردستیزی) دیروز و امروز
لوکاچ
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11159
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11030
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11039
۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11044
۴
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11067
۵
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11072
۶
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11081
۷
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11086
۸
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11095
۹
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11102
۱۰
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11107
۱۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11115
۱۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11119
۱۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11129
۱۴
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11138
۱۵
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11146
۱۶
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11152
۱۷
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11158
پایان
مترجم)
۷
تنها چیزی که در قاموس هانا آرندت باقی می ماند، ندرت (یگانگی) هر فرد انسانی است.
۸
«انسان ها با عمل ورزی و سخنوری، کیستایی خود را نمودار می سازند.»
(هانا آرندت، «ویتا اکتیوا» (حیات کوشا، کردوکارگر)، ص ۱۶۹)
۹
در قاموس هانا آرندت، حتی ندرت (یگانگی) هر فرد انسانی را به دشواری می توان شناخت و به مدد مفاهیم عام به فهم آن نایل آمد.
۱۰
برای اینکه ندرت (یگانگی) هر فرد انسانی همیشه ضمنا بی هویت است.
۱۱
«کیستایی یکباره و غیرقابل تعویض هر کس که خود را در سخنوری و عمل ورزی به روشنی نمودار می سازد، سبب می شود که نتوان آن را صریح و روشن بیان کرد.»
(هانا آرندت، «ویتا اکتیوا» (حیات کوشا، کردوکارگر)، ص ۱۷۱)
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر