۵
خویشتن داری فقط به شرطی میسر می شود که آدم هم در حرف و هم در عمل
غلام دقت و احتیاط باشد.
خویشتن داری یعنی کنترل احساسات و عواطف خویش در رویارویی با این و آن.
دقت و احتیاط فقط در شرایطی امکان پذیر اند که فرد تحت فشار روحی و روانی شدید قرار نداشته باشد.
وقتی کسی بمباران ایده ئولوژیکی می شود، وقتی کسی فحش باران، افترا و بهتان و توهین باران می شود،
نمی تواند غلام دقت و احتیاط باشد.
آدم آه و دم است و نه آهن و در و دیوار.
تنها شرط خویشتن داری سرسپردگی به حقیقت عینی است.
فقط در این صورت می توان قادر به خویشتن داری شد.
فرد در این صورت
حقیقت عینی
را
بر منافع مادی و فکری خود برتر می شمارد.
طرفداری سرسختانه از حقیقت عینی اما بی قید و شرط عینی و ذهنی و علمی نیست.
قید و شرط عینی (اوبژکتیو) تعلق طبقاتی به سوبژکت تاریخ است.
قید و شرط ذهنی (سوبژکتیو) کسب توان فکری برای تمیز حقیقت از باطل است.
قید و شرط علمی سطح توسعه علم و فن و فرهنگ جامعه و فرد است.
سرسپردکی به حقیقت عینی
اکنون به معنی در سنگر طبقاتی پرولتاریا بودن و هضم و جذب (از آن خود کردن) مارکسیسم ـ لنینیسم است.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر