پسر استاد در صفحه اول کتاب خواند:
پسرم
می خواهم خرمن روحم (فکرم) را که در راه دراز زندگی گرد آورده ام، تقدیمت کنم.
نقاشی از لائوتسه
۲
راه دراز زندگی
رونده (رهرو) و راه از مهمترین مفاهیم ادبیات چین باستان است.
دیالک تیک رهرو و راه اما به تنهایی بیانگر چیز معنامندی نیست.
دیالک تیک رهرو و راه فقط به شرط تعیین پیشاپیش مقصد معنی کسب می کند.
در ادبیات چین باستان اما کمترین حرفی از مقصد نیست.
استاد که دختر مردم را آبستن کرده و رفته، اکنون هم که برگشته، مجددا قصد رفتن دارد.
اما مقصدی در بین نیست.
یعنی
خود راه به مقصد استحاله می یابد.
به زبان فلسفی، راه ایدئآلیزه می شود.
به عرش اعلی برده می شود.
بدین طریق دیالک تیک مقصد و مقصود هم تار و مار می شود
و
به صورت دیالک تیک راه و مقصود در می آید.
منظور از مقصود هم تماشای پاسیو (منفعلانه) چیزها، پدیده ها، روندها و سیستم ها و ثبت و ضبط آنها به مثابه گنجیه زندگی است.
استاد
در بهترین حالت روایتگر است و بس.
استاد
بر ضد معضلات جامعتی کمترین کاری نمی کند.
اهل روایت است و نه اهل تحول و تغییر.
استاد
محافظه کار (کنسرواتیو) است و نه انقلابی.
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر