۱
بر روی برگ به قلم ریز نوشته شده بود:
«اگر هم ما از همدیگر جدا باشیم، همه با هم رشد خواهیم کرد
و
همدیگر را باز خواهیم یافت.
وقتی که شبنم صبح روز نوئی ارواح ما را پوشانده است، از نو پدید خواهیم آمد تا در دایره بزرگ هستی یکی شویم.»
منظور استاد از این حرف چیست؟
استاد ظاهرا افراد بشری را به نباتات تشبیه می کند.
نباتاتی که مجزا و دور از هم اند و علیرغم جدایی به تنهایی رشد می کنند.
شاید به همین دلیل هم این کشف خود را بر روی برگ خشکیده ای نوشته است.
استاد به دوئآلیسم جسم و روح اعتقاد دارد و نه به دیالک تیک جسم و روح.
ضمنا نقش تعیین کننده را در این دوئالیسم از آن روح می داند.
یعنی
جهان بینی اش، ایدئآلیستی است.
به همین دلیل
اعلام می دارد که «وقتی که شبنم صبح روز نوئی ارواح ما را پوشانده است»
به همان سان که شبنم سحرگاهی نباتات را آبیاری می کند و نباتات شروع به رشد می کنند و صحرا را گلستان می کنند،
ارواح افراد بشری هم تحت تأثیر شبنم سحرگاهی اجسام مرده و متلاشی شده را مادیت و جسمیت (تجسم) می بخشند و رستاخیز صورت می گیرد:
«از نو پدید خواهیم آمد.»
این ایده کنفوسیوس و طلابش
آدمی را به یاد جزم رستاخیز (قیامت) در قرآن و غیره می اندازد.
دایره بزگ کنفوسیوس به صحرای محشر ترجمه شده است.
مراجعه کنید
به
قرآن کریم از دیدی دیگر
مبحث قیامت
قرآن کریم از دیدی دیگر (۵۶۴ ـ )
سوره الانفال
۵۶۴
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17863
...
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر