تاریخ اتیک
(تاریخ اخلاق)
اخلاق و حاکمیت
تشکیل اخلاق
بودو گاسمن
(Hertzstrasse 39
30827 Garbsen)
Zeitschrift für materialistische Ethik
برگردان
شین میم شین
۶۴
این فرم سازمان بشری خود زا (طبیعت زا) را که از یند نافش تک تک انسان ها آویزان بوده اند (مارکس)،
نه می توان خوشنمایی کرد و نه به صورت رومانتیکی ـ ارتجاعی به مثابه سادگی، طبیعیت و طفولیت حیات،
به عنوان آرمان و ایدئال تبلیغ نمود.
۶۵
در جوار روح اجتماعی (همبودین)، آداب و عادت و رسوم عمیقا منفی زیر نیز وجود داشته اند:
محدودیت های طایفه ای
انتقام جویی
قساوت و بیرحمی
اطاعت کورکورانه در مقابل عادات مقبولیت یافته
خر پروری (اوبسکرانتیسم، ضد روشنگری) عمیق و خودخواهانه
(جهل بی حد و مرز وحوش)
نفوذ عرفان، سحر و جادو و مذهب.
(همانجا. ص ۶۹)
۶۶
تصمیمگیری های فردی (به عنوان نشانه وحود اخلاق) در مقابل کلکتیویته کور، بی معنی می نمودند.
۶۷
هر وقت اعمال اخلاقی معمولی افراد منفرد در مقابل عادات موجود ساز دوم را بزنند، در این صورت، نوسازی ها و ابتکارات سرکوب می شوند.
بیوه یک ابوریجینی پس از فوت همسرش نباید حرف بزند.
تنها پس از گذشت سوگ یکساله با گاز زدن به دست یکی از اقوام همسر فوت کرده اش، مجاز به حرف زدن می شود.
۶۸
این نوسازی ها اما در گشتاور تاریخی، ضرورت کسب می کنند، وقتی که انسان دوران آغازین قادر به ارتقای سطح مادی و تولید فراورده مازاد (اضافه بر نیاز خود) می شود.
تولیدی که از حد بازتولید ساده فراتر می رود.
یعنی پیشرفت امکان پذیر می گردد.
۶۹
با تولید مواد حیاتی بیش از حد لازم برای رفع حوایج اولیه خود،
از آن خود کردن (تصاحب) بخشی از تولید مازاد امکان پذیر می گردد.
انگاه حاکمیت امکان پذیر می گردد.
۷۰
یعنی تصاحب رایگان کار دیگران ویا نتایج کار دیگران امکان پذیر می گردد.
در کلیه جوامعی که به این مرحله توسعه دست یافته اند، حاکمیت بر قرار شده است.
(ایراد نظری بودو گاسمن و شاید هم مارکس، اینجا،
در ساز رابطه علی (علتی ـ معلولی) بین تولید مازاد بر احتیاج و حاکمیت و خلاصه کردن حاکمیت در حاکمیت اقلیت بر اکثریت است.
رشد نیروهای مولده و امکان پذیر گشتن تولید مازاد بر احتیاج همبود، حتما نباید به تصاحب نتایح تولیدی مازاد توسط اقلیتی و حاکمیت اقلیتی بر اکثریت اعضای جامعه اولیه منجر شود.
یعنی
حاکمیت حتما نباید حاکمیت اقلیتی بر اکثریت اعضای جامعه باشد.
چنین هم نبوده است.
کمون اولیه (کمونیسم اولیه) جامعه مبتنی بر برابری اعضای جامعه (یعنی حاکمیت اکثریت بر اکثریت، خودگردانی اولیه) بوده است.
یعنی
اوتوماتیسمی در بین نیست.
تولید مازاد بر احتیاج می تواند به حاکمیت اقلیتی انگل بر اکثریت اعضای مولد جامعه منجر شود، ولی حتما نباید منجر شود.
یعنی
اصل «از هر کس به اندازه استعدادش و به هر کس به اندازه نیازش»، حتما نباید مبتنی بر سطح مطلقا نازل توسعه نیروهای مولده و تولید بخور و نمیر باشد.
ایراد دیگر بودو گاسمن، عدم توجه به دیالک تیک زیربنای اقتصادی و روبنای ایده ئولوژیکی در جوامع اولیه (توحش و بربریت و کمون اولیه) است.
به همین دلیل، آداب و عادت و رسوم حاکم را آداب و عادت و رسوم عمیقا منفی تلقی می کند و «عرفان و سحر و جادو و مذهب» را نشانه جهل محص و منفی می داند.
شعور هنری، اساطیری و مذهبی را نباید دستکم گرفت.
مراجعه کنید به قرآن از دیدی دیگر
قرآن کریم از دیدی دیگر (۵۶۴ ـ )
سوره الانفال
۵۶۴
https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17863
مترجم)
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر