انتقاداتی از هانا آرندت
مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی
گاربزن
سال ۲۰۲۰
نشر انجمن دیالک تیک
(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)
(Hertzstrasse 39
30827 Garbsen)
Zeitschrift für materialistische Ethik
برگردان
شین میم شین
۴۴
اگر بسان کانت میان فهم (که با واقعیت امپیریکی (تجربی) سر و کار دارد) و عقل (که با ایده های فکری بی غل و غش سر و کار دارد)، تفاوت بگذاریم،
ایده های فکری بی غل و غشی که با آنها فهم تنظیم می شود و خصلت تضادمندش از بین می رود،
پس «عقل سلیم بشری» که هانا آرندت مرتب به مثابه معیار نقد خود یادآور می شود، فهم مجزا از عقل (خرد)، بسته به تجربه ای که فهم می کند، لبریز از تضاد می ماند و در مشخصیت کاذب گیر می افتد و می ماند.
۴۵
بدین طریق این عقل سالم بشری دست به گریبان گشتاوری از ایراسیونالیته (ضدیت با عقل) می ماند.
۴۶
به همین دلیل، هانا آرندت باید عقل سلیم (سالم) بشری را به مثابه چیزهای «سالم»، یعنی به مثابه چیزهای عادی، مقبول افتاده و به رسمیت شناخته شده برای او، و در بحث (دیسکورس) «عاری از زور» به تصدیق و تأیید رسیده، عرضه دارد.
۴۷
از آنجا که جامعه خصلت آنتاگونیستی دارد (یعنی درگیر تضادهای آشتی ناپذیر است)، «عقل سالم بشری» هم در چنین جامعه ای، به ناگزیر لبریز از تضاد است.
۴۸
هانا آرندت برای اینکه بتواند «عقل سالم بشری» را به عنوان معیارجا بیندازد، باید عقل را، یعنی تعیین ماهیت عام بشری را از عرصه به در راند.
۴۹
هانا آرندت این را با متد روایتی (ناراتیو) خود نشان می دهد:
هانا آرندت یکسانی غار را از افلاطون بر خلاف نیت او به خدمت می گیرد و تفسیر دلبخواهی از آن می کند.
۵۰
از آنجا که افلاطون ایده عقل را به عنوان چیزی ابدی قلمداد کرده است و نه بسان هگل به مثابه نتیجه کار تاریخ جهانی و به مثابه پیشرفت در درک آزادی،
هانا آرندت به تحقیر و انکار نیت و تعمد افلاطون در شناخت ایده عقل می پردازد.
۵۱
از آنکه کشف هر چیز جدید همیشه نخست توسط فرد منفردی صورت می گیرد، هانا آرندت به بدنام کردن این کاشف می پردازد و به او اتهام الکی می زند:
«چنین کسی پلورالیته» (جمعیت) جامعه بشری ترک کرده است.»
(هانا آرندت، «ویتا اکتیوا» (حیات کوشا، کردوکارگر)، ص ۲۵)
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر