۱۴۰۵ مرداد ۲۹, پنجشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۹۲)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

گنهکار اندیشناک از خدای

به از پارسای عبادت نمای.

معنی تحت اللفظی:

گناهکار خداترس از ثوابکار متظاهر بهتر است.

 

دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس

کجا ست، دیر مغان و شراب ناب کجا؟

معنی تحت اللفظی:

صومعه و خرقه پوشان ریاکار تهوع انگیزند

و

دیرمغان (معبد روحانیان زرتشتی، آتشکده) و شراب ناب شان دلانگیز.

پیر مغان مهم‌ترین شخصیت اشعار حافظ است.

پیر مغان بنا به اشعار حافظ، پیر دیر مغان است و حافظ به او ارادت دارد.

 حافظ از نام‌های پیر دانا، پیر ما، پیر خرابات، پیر می‌فروشان، پیر میخانه، پیر گلرنگ، پیر خرد، پیر صومعه، پیر میکده، پیر صحبت، پیر ژنده‌پوش، پیر فرزانه، پیر من، پیر مناجات، پیر پیمانه‌کش، پیر صاحب فن و پیر درد‌کش، نیز برای پیر مغان استفاده کرده‌است.

رازآمیزترین و در همان هنگام، پاک‌ترین و گرامی‌ترین چهره، در دیوان حافظ، پیر مغان است. 

چهره‌ای که همواره با بزرگداشت از او یاد می‌شود پیر مغان است. 

ویکی پیدیا

 

تار و پود دیوان غزلیات خواجه را دوئالیسم خانقاه و دیر مغان (صوفی و مغ، صومعه و آتشکده) تشکیل می دهد:

اهل تصوف مظهر همه صفات منفی و مخرب قلمداد می شوند

و

مغان زرتشتی از پیران تا  جوانان و زنان و مغبچگان مظهر همه صفات مثبت و مفید.

 

خواجه چنان وانمود می کند که

 انگار مغان زرتشتی شرابکشان خبره اند و دیر مغان میخانه است و زنان و نوجوانان زرتشتی ساقیان و آلات رفع هوای نفس میخواران و رندان و عیاشان اشراف برده دار و فئودال.

 

 زرتشتیان آتش پرست بوده اند و نه می پرست.

به روایتی اقلیت ستمکش زرتشتی در زمان حافظ

سکنه حواشی شیراز بوده اند و از طریق می فروشی و عرضه خدمات جنسی و غیره به ذلت روزگار می گذراندند.

حافظ در این مورد نیز دست به وارونه سازی می زند:

پیر مغان به صاحب میخانه مبدل می شود و خرقه پوشان (عالی ترین نمایندگان تصوف و عرفان) به حقه باز و ریاکار و مفسد فی الارض.

 

هدف استراتژیکی خواجه  

حفظ و تحکیم مناسبات برده داری و فئودالی است که اهل تصوف و عرفان تهدیدی برای آن بوده است.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر