۱۴۰۵ مرداد ۲۶, دوشنبه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأنفال ) (۵۸۵)

  

 ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

 

﴿وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ ۚ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ﴾
[ الأنفال: ۳۰]

و آن هنگام را به يادآور كه كافران درباره تو مكرى كردند تا در بندت افكنند يا بكشندت يا از شهر بيرون سازند. آنان مكر كردند و خدا نيز مكر كرد و خدا بهترين مكركنندگان است.

معنی تحت اللفظی:

کفار به نیت دستگیری و محبوس سازی و با قتل و یا تبعید رسول الله توطئه چینی (مکر) می کنند.

الله هم متقابلا علیه کفار توطئه می چیند.

اللهی که سر دسته مکاران و توطئه چینان است.

 سؤال این است که در فقه اسلامی آیا پرنسیبی یافت می شود؟

مکر آیا جزو صفات حسنه است و یا جزو صفات قبیحه؟

خدای اسلام بر خلاف خدای مسیحیت

خصلت دیالک تیکی دارد:

هم سر دسته صادقان جهان است و هم سر دسته مکاران جهان.

 هم سر دسته راستگویان و هم سر دسته دروغگویان است.

یعنی هم راستگوی مطلق و هم کذاب مطلق است.

سؤال این است که بالاخره دروغگویی و مکاری و غیره و غیره خوب اند و مجازند و یا بد و ممنوع؟

چرا خدا توطئه کفار را افشا نمی کند؟

خدایی که علم الغیب است.

با این اوصاف ضد و نقیض خود خدا 

جامعه «اسلامی» کذایی چه جامعه ای خواهد بود؟

ادامه دارد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر