۱۴۰۵ مرداد ۳۱, شنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (س) سوبژکت (۱)


پروفسور هوبرت هورستمن

برگردان

 شین میم شین

 

۱

·    سوبژکت در تئوری شناخت مارکسیستی، به انسان اجتماعی فعال اطلاق می شود که توانائی شناخت و فونکسیون شناخت را دارد و به برکت پراتیک اجتماعی، آماجمندانه بر محیط زیست خود تأثیر می گذارد، تا آن را به طور مادی و فکری از آن خود سازد.

 

۲

·    ارسطو واژه «سوبژکت» (واژه لاتینی به معنی مغلوب) را هم به معنی حامل سرسخت خصوصیات عینی (اوبژکتیو) به کار می برد و هم به معنی سوبژکت منطق.

 

·     مراجعه کنید به جوهر، مفهوم سوبژکت

 

 

جوهر

(گوهر)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14367

 

پایان

 

۳

·    فلسفه اسکولاستیک، سوبژکت را به معنی شیئ رئال و مستقل از شعور می داند.

 

۴

·    توماس فون اکوین معنی سوبژکت را وارونه می کند و راه را برای پیدایش مفهوم «سوبژکت» به معنی «شناسنده» هموار می سازد.

·    (توماس فون اکوین، «سوما تئولوژیکا»، جلد ۸۷، ص ۴)

 

۵

·    اما بعدها بنا بر پاسخی که به مسأله اساسی فلسفه داده می شود، تعریف کاملا دیگری از سوبژکت ارائه داده می شود.

 

۶

·    سوبژکت ـ در فلسفه ایدئالیستی ـ اغلب به معنی چیز روحی محض تعریف می شود:

 

الف

·    برکلی آن را به معنی «شعور» به کار می برد.  

 

ب

·    هون  آن را به معنی مجموعه ای از مضامین (محتوا های) شعور  به کار می برد.

 

پ

·    ماخ آن را به معنی مجموعه بغرنجی از احساس ها به کار می برد و می گوید:

·    «سوبژکت از احساس ها تشکیل می یابد، که البته بعدا نسبت به احساس ها واکنش نشان می دهد.»

·    (ماخ، «آنالیز احساس ها»، ۱۹۰۳، ص ۲۱)

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر