پروفسور هوبرت هورستمن
برگردان
شین میم شین
۱
· سوبژکت در تئوری شناخت مارکسیستی، به انسان اجتماعی فعال اطلاق می شود که توانائی شناخت و فونکسیون شناخت را دارد و به برکت پراتیک اجتماعی، آماجمندانه بر محیط زیست خود تأثیر می گذارد، تا آن را به طور مادی و فکری از آن خود سازد.
۲
· ارسطو واژه «سوبژکت» (واژه لاتینی به معنی مغلوب) را هم به معنی حامل سرسخت خصوصیات عینی (اوبژکتیو) به کار می برد و هم به معنی سوبژکت منطق.
· مراجعه کنید به جوهر، مفهوم سوبژکت
جوهر
(گوهر)
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/14367
پایان
۳
· فلسفه اسکولاستیک، سوبژکت را به معنی شیئ رئال و مستقل از شعور می داند.
۴
· توماس فون اکوین معنی سوبژکت را وارونه می کند و راه را برای پیدایش مفهوم «سوبژکت» به معنی «شناسنده» هموار می سازد.
· (توماس فون اکوین، «سوما تئولوژیکا»، جلد ۸۷، ص ۴)
۵
· اما بعدها بنا بر پاسخی که به مسأله اساسی فلسفه داده می شود، تعریف کاملا دیگری از سوبژکت ارائه داده می شود.
۶
· سوبژکت ـ در فلسفه ایدئالیستی ـ اغلب به معنی چیز روحی محض تعریف می شود:
الف
· برکلی آن را به معنی «شعور» به کار می برد.
ب
· هون آن را به معنی مجموعه ای از مضامین (محتوا های) شعور به کار می برد.
پ
· ماخ آن را به معنی مجموعه بغرنجی از احساس ها به کار می برد و می گوید:
· «سوبژکت از احساس ها تشکیل می یابد، که البته بعدا نسبت به احساس ها واکنش نشان می دهد.»
· (ماخ، «آنالیز احساس ها»، ۱۹۰۳، ص ۲۱)
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر