۱۴۰۴ دی ۱۱, پنجشنبه

درنگی در کنفوسیوس و جهان بینی او (۴۴)

    

 
نام هنگام تولد
 کوین شاه
(۵۵۱ قبل از میلاد ـ  ۴۷۹ قبل از میلاد)
(عمر: ۷۱–۷۲ سال)
 
درنگی 
از
شین میم شین 

کنفوسیوس

یک مرد خشمگین وجودش پر از زهر است

آهستگی و آرامش در سخن گفتن کار آسانی نیست. 

در این جهان که بیشتر مردم بر ضد یکدیگر می خروشند، خودداری از هیجان و کینه و پرخاشگری بسیار دشوار است.

 برای رهایی از این دشواری، راهی جز آرام و نرم سخن گفتن وجود ندارد. 

کنفوسیوس

در این ادعا

خواه و ناخواه، آگاهانه و ناخودآگاهانه

دیالک تیک غریزه و عقل 

را

به صورت دیالک تیک خشم و خوددای و دیالک تیک شرنگ و شهد بسط و تعمیم می دهد.

ایراد نظری و بینشی (تئوریکی و متدیکی) کنفوسیوس این است که علت خشم را زهر در وجود و علت خودداری را شهد در وجود سوبژکت می داند. 

کنفوسیوس   

ظاهرا نمی داند که خشم وخودداری پدیده های روانی اند

و

پدیده های روانی ثانوی اند و تابع شرایط عینی و برونی اند.

خشمگینی کسی نه چیزی مطلقا درونی و سوبژکتیو، بلکه چیزی عمدتا برونی و اوبژکتیو است:

کسی که تحقیر و تنبیه می شود و توهین می شنود،  

طبیعی است که خشمگین شود.

این امری طبیعی و غریزی و خودپو است و نه امری ارادی و اختیاری و دلبخواهی و عمدی و آگاهانه. 

یعنی

بر خلاف تصور کنفوسیوس، دست خود افراد نیست.

سیلی خوردن و به روی خود نیاوردن، نشانه انجماد آدمی است و نه نشانه خردمندی او.

دیالک تیک کنش و واکنش 

دیالک تیکی یونیورسال و عام است.


 

اگر بر میزی مشتی بکوبی، طبیعی است که دستت درد بگیری.

یعنی طبیعی است که میز هم مشتی بر مشت تو بکوید.

یعنی

نسبت به کنش تو، واکنش درخور نشان دهد.

(دفاعیات خسرو روزبه)

خود کنفوسیوس  هم این حقیقت امر را به تجربه دریافته است:

در این جهان که بیشتر مردم بر ضد یکدیگر می خروشند، خودداری از هیجان و کینه و پرخاشگری بسیار دشوار است.

ولی کنفوسیوس علیرغم این دانش تجربی، اندرز غلطی می دهد:


 برای رهایی از این دشواری، راهی جز آرام و نرم سخن گفتن وجود ندارد. 

 

انگار

فرم سخن گفتن، یعنی فرم واکنش نشان دادن به کنشی، اختیاری و ارادی و دلبخواهی (سوبژکتیو) است.

ادامه دارد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر