۱۴۰۴ بهمن ۳, جمعه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأعراف ) (۵۲۳)

 صفحه ای از نور(دانلود متن، ترجمه، صوت)/ صفحه 151(سوره اعراف، آیات 1 الی 11)  - استاد منشاوی | ضیاءالصالحین

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی


﴿وَاخْتَارَ مُوسَىٰ قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِّمِيقَاتِنَا ۖ فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُم مِّن قَبْلُ وَإِيَّايَ ۖ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا ۖ إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَاءُ وَتَهْدِي مَن تَشَاءُ ۖ أَنتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۖ وَأَنتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ﴾
[ الأعراف: ۱۵۵]

موسى براى وعده گاه ما از ميان قومش هفتاد مرد را برگزيد.

 چون زلزله آنها را فرو گرفت، گفت: 

اى پروردگار من، اگر مى‌خواستى ايشان را و مرا پيش از اين هلاك مى‌كردى

. آيا به خاطر اعمالى كه بيخردان ما انجام داده‌اند ما را به هلاكت مى‌رسانى؟ 

واين جز امتحان تو نيست. 

هر كس را بخواهى بدان گمراه مى‌كنى و هر كس را بخواهى هدايت. تو ياور ما هستى، ما را بيامرز و بر ما ببخشاى كه تو بهترين آمرزندگانى.


کریم
در این آیه،
برای اثبات وجود خدا ۷۰ تن از قوم خود را به میعادگاه خود با خدا در کوه طور می برد.
به لحاظ معرفتی ـ نظری (تئوری شناخت)، قوم حضرت موسی خواهان شناخت حسی خدا (مشاهده خدا با چشم خود) می شوند.
خدا
اما
نه چیزی مادی و مشخص و محسوس، بلکه چیزی فکری، مجرد (انتزاعی) و نامحسوس است.
به عبارت دیگر
خدا
یک مفهو فقهی و فلسفی است
و
مفاهیم
فقط در ذهن بشر وجود دارند و نه در کوه طور.
 
قوم ۷۰ نفره حضرت موسی هم خدا را نمی بینند.
آنها فقط شاهد زلزله ای می شوند.
زلزله ای که حضرت موسی
آن را به مثابه نشانه وجود خدا و ناشی از خشم خدا می داند.
 
کریم در این آیه هم از قول حضرت موسی
خرافه معرفتی ـ نظری دیرآشنا و تکراری خود را بر زبان می راند:

هر كس را بخواهى بدان گمراه مى‌كنى و هر كس را بخواهى هدايت.

بدین طریق
 لیاقت معرفتی (شناخت) بشر انکار می شود.
یعنی بشر حتی خر تر از جانور از حشره تا حیوان قلمداد می شود.

 

ادامه دارد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر