۱۴۰۴ دی ۲۶, جمعه

درنگی در سخنرانی سید محمدجواد علوی طباطبایی بروجردی (۲)



 سید محمدجواد علوی طباطبایی بروجردی 

(زادهٔ ۲۶ فروردین ۱۳۳۰)

درنکی

از

شین میم شین

https://www.youtube.com/watch?v=yvNUg1R2bLg

سخنرانی تند و آتشین آیت‌الله علوی بروجردی علیه وضعیت فاجعه‌باری که خامنه‌ای ایجاد کرده! 

ما قبل از تجزیه و تحلیل سخنرانی حریف، 

عنوان این سخنرانی را زیر ذره بین تحلیل مارکسیستی قرار می دهیم:

سخنرانی علیه وضعیت فاجعه‌باری که خامنه‌ای ایجاد کرده

این ادعای حریف ناشر و عنوان نویس به چه معنی است؟

محتوای سیاسی این ادعای حریف ناشر و عنوان نویس

قبل از همه

بدیل تراشی و آلترناتیو تراشی برای ولی فقیه است.

اگر توصیه سه گانه شیرین عبادی به ترامپ
 ۱

ترور خامنـــه ای

۲

  بمباران صدا و سیما
  ۳

ترور فرماندهان سپــاه

 را 

در نظر بگیریم که ترور خامنه ای را حلال اختلافات می داند،

 مسئله روشنتر می گردد.

 

این ادعای حریف ناشر و عنوان نویس 

 ضمنا دال بر بیسوادی تئوریکی او ست:

او مسبب وضعیت فاجعه بار کنونی را نه امپریالیسم با تهدیدات و تحریمات لا تحد و لا تحسی (بیشمار) از بدو تشکیل جمهوری اسلامی ایران، بلکه در سید علی خامنه ای می داند.


خرد و خراب کردن همه کاسه ها و کوزه ها بر سر یک نفر 

مبتنی بر پیروی از تئوری نخبگان است

که

یکی از تئوری های ارتجاعی و خرافی رایج از دیرباز است.

 

تئوری نخبگان

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13873

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13885

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13890

 

پایان

 

بنا بر تئوری نخبگان،

نخبه همه کاره و توده هیچکاره، خمیر واره و زباله واره است.

سازنده تاریخ، نه توده، بلکه این نخبه و آن نخبه است.

حریف در این عنوان

دیالک تیک توده و نخبه 

را

به صورت دوئآلیسم توده و ولی فقیه بسط و تعمیم می دهد و نقش تعیین کننده را از آن نخبه (ولی فقیه) می داند.

یعنی

وارونه اش می کند.

برای اینکه سازنده تاریخ توده است و نخبه (رهبر، قهرمان، پیشوا و غیره) فقط به شرط حمایت و پیروی توده، قادر به انجام کاری می شود و نه به تنهایی و بدون حمایت و پیروی توده.

حریف

نمی داند که وضعیت هر چیزی تحت تأثیر عوامل بیشمار داخلی و خارجی و عینی و ذهنی  پدید می آید.

به زبان فلسفی 

در چند و چون هر چیز دیالک تیک اوبژکتیو و سوبژکتیو (عینی و ذهنی) و درونی و برونی دخیل و مؤثر می افتد

و

وضعیت جامعه را فقط در داربست این دیالک تیک ها باید شناخت.

این ادعای حریف ناشر و عنوان نویس

علاوه بر این، دال بر این است روحانیت یک قشر اجتماعی است و نه یک طبقه اجتماعی و یا کاست اجتماعی (به خیال سازمان راه کارگر)

یعنی

هر گردی گردو نیست.

حزب توده

از «نبرد که بر که» در جامعه سخن می گفت.

حق هم داشت.

سیر و سرنوشت هر انقلاب اجتماعی 

در روند و در اثر مبارزات طبقاتی میان طبقات و اقشار اجتماعی مختلف رقم می خورد.

این مفهوم ارزشمند حزب توده

 کماکان اعتبار دارد و در آینده هم اعتبار خواهد داشت.

در این سخنرانی حریف

اختلافات طبقاتی او و دار و دسته اش با سید علی و یاران آشکار می گردد.


ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر