۱۴۰۴ دی ۲۷, شنبه

درنگی در سخنرانی سید محمدجواد علوی طباطبایی بروجردی (۳)



 سید محمدجواد علوی طباطبایی بروجردی 

(زادهٔ ۲۶ فروردین ۱۳۳۰)

درنکی

از

شین میم شین

https://www.youtube.com/watch?v=yvNUg1R2bLg

سخنرانی تند و آتشین آیت‌الله علوی بروجردی علیه وضعیت فاجعه‌باری که خامنه‌ای ایجاد کرده!

 سید محمدجواد علوی طباطبایی بروجردی

خطاب به سیدعلی و مردم اعلام می دارد 

که 

مشکل اقتصادی اساسی کشور و مصیبت بزرگ 

وجود مالکیت دولتی است.

به زعم او همه کارخانجات و شرکت ها و غیره تحت مالکیت دولت اند و سران دولتی بیسواد و نا لایق اند.

به همین دلیل مالکیت دولتی باید با مالکیت «مردم» کذایی جایگزین شود

و

منظورش از «مردم»، سرمایه داران زرتشتی هندی، بهائیان ایرانی، سرمایه داران امپریالیستی و ایرانی است.

متن اصل ۴۴ 

 بخش دولتی شامل کلیه صنایع بزرگ، صنایع مادر، بازرگانی خارجی، معادن بزرگ، بانکداری، بیمه، تأمین نیرو، سدها و شبکه‌های بزرگ آبرسانی، رادیو و تلویزیون، پست و تلگراف و تلفن، هواپیمایی، کشتیرانی، راه و راه‌آهن و مانند اینها است که به صورت مالکیت عمومی و در اخیار دولت است.

از دید او اگر اصل ۴۴ قانون اساسی لغو شود و همه اهرم های اقتصادی در دست «مردم» (بخش خصوصی خارجی و داخلی) متمرکز شود،

 مسائل و مشکلات اقتصادی فی الفور حل می شوند و مصیبت بزرگ از سر مردم می گذرد.

سؤال این است

که دولت چیست؟

دولت 

یک مفهوم فلسفی است.

دولت

یکی از عناصر روبنای ایده ئولوژیکی هر جامعه است.

دولت

مثل اخلاق و مذهب و هنر و حقوق و آداب و رسوم و غیره

جزو روبنای هر جامعه است که بر روی زیربنای اقتصادی (مناسبات تولیدی، حاکمیت طبقاتی) سر برمی کشد

و

تابع زیربنای اقتصادی (مناسبات تولیدی، حاکمیت طبقاتی) است.

برای اینکه در دیالک تیک زیربنا و روبنا، نقش تعیین کننده از آن زیربنا ست.

 

زیربنا و روبنا

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8975

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8980

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8986

 

پایان

این بدان معنی است 

که

دولت انتزاعی، همیشه همان و همه جا همان 

 وجود ندارد.

افسار دولت در همه جوامع بشری تابع زیربنای اقتصادی (مناسبات تولیدی، حاکمیت طبقاتی، طبقه حاکمه) است.

یعنی

دولت 

ماهیت طبقاتی دارد.

سران و مدیران دولتی، نمایندگان و نوکران طبقه حاکمه اند.

مأمورند و معذورند.

هر گردی، گردو نیست.

به عنوان مثال، ماهیت دولت اتحاد شوروی با ماهیت دولت روسیه و غیره نه یکسان، بلکه متضاد است.

ماهیت دولت کوبا و ویتنام و ج خ چین ضد ماهیت دولت آرژانتین و فیلیپین و امریکا و انگلستان و آلمان و فرانسه است.

این حقیقت امر در رسانه های همگانی ماستمالی می شود.

بخش دولتی در ایران و آلمان و غیره

اصولا و اساسا

فرق ماهوی با بخش خصوصی ندارد.

بخش دولتی چه بسا متمم و مکمل و خادم بخش خصوصی است.

مثال:

به محض شروع بحران مالی و ورشکست بانک ها دولت روسیه و آلمان و غیره

میلیاردها دلار از کیسه دولت به جیب بانکهای خصوصی می ریزند.

وقتی سرمایه داری ورشکست می شود، کارخانه اش توسط دولت خریداری می شود و پس از سودآور شدن تولید کارخانه، مجددا به بخش خصوصی برگردانده می شود.

اصل ۴۴ قانون اساسی ج اسلامی بی دلیل نیست.

اولا 

بخش خصوصی خودی قادر و مایل به سرمایه گذاری کلان در صنایع بزرگ، صنایع مادر، بازرگانی خارجی، معادن بزرگ، بانکداری، بیمه، تأمین نیرو، سدها و شبکه‌های بزرگ آبرسانی، رادیو و تلویزیون، پست و تلگراف و تلفن، هواپیمایی، کشتیرانی، راه و راه‌آهن و مانند اینها

نیست.

بخش خصوصی دنبال سود باد آورده می گردد و ریسک نمی کند.

علاوه بر این، بخش خصوصی بی اعتنا به منافع جامغتی به طور کلی است.

مثال:

بخش خصوصی ارز از دولت می گرفت تا مثلا گوشت وارد کند.

به عوض گوشت، شن وارد می کند و پا به فرار می گذارد.

وقتی دولت به نیت تصاحب گوشت کذایی به گمرک می رود، شن تحویل می گیرد.

آرژانتین هم شعار سید محمدجواد علوی طباطبایی بروجردی را داد و آب شهرها را به بخش خصوصی داد.

قیمت آب اشامیدنی

در طرفة العینی چندین برابر شد و سکنه شهرها برای پیدا کردن کوزه ای آب

 می بایستی فرسنگها طی کنند.


خذف بخش دولتی

یکی از شعارهای علمای نئو لیبرالیسم کذایی است.

 سید محمدجواد علوی طباطبایی بروجردی

شعار آنها را نشخوار می کند.

مخترع این خرافه نیست.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر