۱۴۰۴ دی ۲۰, شنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۳۵۸)

  

 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

نه آن می کند یار در شاهدی

که با او توان گفت از زاهدی

معنی تحت اللفظی:

اثری که معشوق در عاشقی اعمال می کند، با اثری که بر زاهدی اعمال می کند، یکسان نیست.

 

سعدی

 در این بیت شعر،

 اثرگذاری فرد واحدی (یاری) را  بر شاهدی و زاهدی   متفاوت می داند.

 

محتوای این بیت شعر سعدی، یادآور پاسخ مجنون به حریفی است:

لیلی از دید مجنون با همان لیلی از دید هر رهگذر یکسان نیست:

از چشم من ببین که چه غوغا ست در دلم.

 

سعدی

در این بیت شعر

دیالک تیک عشق

را

به دو صورت زیر بسط و تعمیم می دهد:

 

۱

به صورت دیالک تیک عاشق و یار

۲

به صورت دیالک تیک زاهد و یار

 

اگر منظور از یار در دیالک تیک زاهد و یار و یا عارف و یار، حق ویا خدا باشد،

می توان گفت که سعدی میان عشق فیزیکی و عشق فکری، میان عشق به چیزی و کسی مادی و واقعی و عینی و مشخص و عشق به چیزی، مرجعی، اوتوریته ای فکری، مجرد (انتزاعی) و ذهنی تفاوت می گذارد.

 

یعنی

دیالک تیک عاشق و معشوق

را

هم به صورت دیالک تیک شاهد و یار

و

به صورت دیالک تیک زاهد و یار (حق)

بسط و تعمیم می دهد و از تفاوت فاحش آندو پرده برمی دارد.

 

اگر عشق زاهد به یار را عشقی فکری و عقلی و عشق مجنون به لیلی را عشقی فیزیکی و غریزی تصور کنیم،

به این نتیجه می رسیم که سعدی نقش تعیین کننده را در دیالک تیک عشق فیزیکی و عشق فکری

از ان عشق فیزیکی (غریزی) می داند.

البته بدون اینکه بداند.

 

ادامه دارد.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر