۱۴۰۴ دی ۲۷, شنبه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأعراف ) (۵۲۱)

 صفحه ای از نور(دانلود متن، ترجمه، صوت)/ صفحه 151(سوره اعراف، آیات 1 الی 11)  - استاد منشاوی | ضیاءالصالحین

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی


﴿وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَىٰ مِن بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ ۚ أَلَمْ يَرَوْا أَنَّهُ لَا يُكَلِّمُهُمْ وَلَا يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا ۘ اتَّخَذُوهُ وَكَانُوا ظَالِمِينَ﴾
[ الأعراف: ۱۴۸]

قوم موسى بعد از او از زيورهايشان تنديس گوساله‌اى ساختند كه بانگ مى‌كرد.

 آيا نمى‌بينند كه آن گوساله با آنها سخن نمى‌گويد و ايشان را به هيچ راهى هدايت نمى‌كند؟

 آن را به خدايى گرفتند و بر خود ستم كردند.

﴿وَلَمَّا سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ وَرَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا قَالُوا لَئِن لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَيَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ﴾
[ الأعراف: ۱۴۹]

و چون از آن كار پشيمان شدند و ديدند كه در گمراهى افتاده‌اند، گفتند:

 اگر پروردگارمان به ما رحم نكند و ما را نيامرزد، در زمره زيان‌كردگان خواهيم بود.

﴿وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَىٰ إِلَىٰ قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي مِن بَعْدِي ۖ أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ ۖ وَأَلْقَى الْأَلْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ ۚ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ وَلَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ﴾
[ الأعراف: ۱۵۰]

چون موسى خشمگين و اندوهناك نزد قوم خود بازگشت، گفت:

 در غيبت من چه بد جانشينانى بوديد. 

چرا بر فرمان پروردگار خود پيشى گرفتيد؟ 

و الواح را بر زمين افكند، و موى برادرش را گرفت و به سوى خود كشيد. 

هارون گفت: 

اى پسر مادرم، اين قوم مرا زبون يافتند و نزديك بود كه مرا بكشند،

 مرا دشمنكام مكن و در شمار ستمكاران مياور.

﴿قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِأَخِي وَأَدْخِلْنَا فِي رَحْمَتِكَ ۖ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ﴾
[ الأعراف: ۱۵۱]

گفت:

 اى پروردگار من، مرا و برادرم را بيامرز و ما را در رحمت خويش داخل كن كه تو مهربان‌ترين مهربانانى.

 
کریم
در این آیات، به روی آوردن قوم بنی اسرائیل در غیاب ۴۰ روزه حضرت موسی به بت پرستی (گوساله زرین پرستی) اشاره می کند.
 
این برگشت قوم بنی اسرائیل به بت پرستی و طبیعت پرستی
   هم دلیل جامعتی داشته است و هم دلیل معرفتی ـ نظری:
پرستش گوساله ای که مادی و مشخص و عینی و محسوس است،
هم
به معنی طبیعت پرستی (ناتورالیسم)  است که هزاران سال رواج داشته است
و
هم
ایمان آوردن به خدایی مادی و مشخص و عینی و محسوس سهلتر از ایمان آوردن به خدایی فکری، انتزاعی، و نامحسوس است.

می توان گفت که گذار از بت پرستی و طبیعت پرستی به خداپرستی
به معنی گذار از تفکر مشخص به تفکر مجرد (انتزاعی) است
که
گام تکاملی بزرگی در عرضه شناخت و شعور بوده است.
بشریت
برای کسب لیاقت خداپرستی 
از خطه شناخت حسی به مشقتی دل کنده و به شناخت عقلی رسیده است.
از تفکر جزئی و مشخص و سطحی به تفکر کلی و مجرد و علمی و عقلی رسیده است. 

ادامه دارد.
 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر