۱۳۹۸ آبان ۴, شنبه

سیری در جهان بینی علی‌اکبر دهخدا (آکبلای) (۱۰)

 
  علی‌اکبر دهخدا
(۱۲۵۷ ـ ۱۳۳۴)
محل زندگی تهران، چهارمحال و بختیاری، وین، سوییس، استانبول
آثار
 لغت‌نامه دهخدا
امثال و حکم
 
تحلیلی
از
ربابه نون

۱
 
صد بار نگفتم که خیال تو محال است
تا نیمی از این طایفه محبوس جوال است
ظاهر شود اسلام در این قوم، خیال است

هی باز بزن حرف پراکنده،
 آکبلای
هستی تو چه یک دنده و یک پهلو، آکبلای

معنی تحت اللفظی:
من بارها به تو گفتم که تحقق ایدئال های تو محال است.
چون تا زمانی که زنان جامعه زندانی گونی اند،
ماهیت اسلام
به
 این جماعت 
آشکار نخواهد گشت.
 
تو
اما
از 
فرط یک پهلویی و یک دندگی
به
پرت و پلا  گویی
ادامه می دهی.
 
دهخدا
در این بند شعر
آکبلای
(روشنگران)
را
به
طنز
مورد خطاب قرار می دهد
و
ضمنا
به
انتقاد اجتماعی
ادامه می دهد:
 
۲
صد بار نگفتم که خیال تو محال است
 
منظور دهخدا از خیال،
ایدئال
است.
 
ایدئال انقلابی
است.
 
دهخدا
در این مصراع شعر
دیالک تیک اوتوپی و واقعیت
را
به
شکل دیالک تیک خیال و رئال بسط می دهد
و
رئالیته گشتن ایدئآلیته
را
محال می داند.

چرا و به چه دلیل؟

۳
تا نیمی از این طایفه محبوس جوال است
ظاهر شود اسلام در این قوم، خیال است

دلیل محالیت (محال بودن) واقعیت یابی ایدئال های روشنگری
ناشناخته ماندن ماهیت اسلام
است.
 
آنچه
که
خرافی 
جلوه گر می شود،
از سر تا پا
علمی
است.
 
اسلام 
(و ادیان بزرگ دیگر)
ماهیتا
انقلابی
است.
 
اسلام
به
مثابه ایده ئولوژی فرماسیون اقتصادی برده داری
به
توسعه نیروهای مولده
مدد رسانده است
و
جامعه بشری
را
به
جلو برده است.
 
درک ماهیت اسلام
یعنی
درک قوانین و قانونمندی های عینی جامعه بشری.
 
دهخدا
خود
بیشک
به
محتوای معنوی شعر خود
وقوف ندارد.
 
ولی
وقوف و عدم وقوف شاعر به معنای شعرش
تعیین کننده
نیست.
 
دلیل امکان ناپذیری ظاهر گشتن اسلام به این قوم
به
نظر دهخدا
انقیاد نصف جمعیت کشور
(زنان)
است.
 
دهخدا
برای توضیح تصویرمند انقیاد زنان
از
مفهوم حبس در جوال
بهره برمی گیرد.

جوال
گونی ضخیمی برای  حمل مثلا زباله های تر و تازه
است.

طنز دهخدا
خیلی قوی 
است.

حبس نصف جمعیت کشور در جوال
ضمنا
به
معنی زباله کردن و زباله تلقی کردن زنان
است.

۴
صد بار نگفتم که خیال تو محال است
تا نیمی از این طایفه محبوس جوال است
ظاهر شود اسلام در این قوم، خیال است
 
دهخدا در این بند شعر
دلیل محالیت تحقق ایدئال های انقلابی
را
در
خرافه حجاب زنان
می داند.
 
ضمنا
کشف حجاب و کشف ماهیت اسلام
را
پیش شرط تحقق ایدئال های انقلابی می داند.
 
یعنی
توسعه جامعه
را
در
 گرو توسعه شناخت و شعور
می داند.

بر اساس همین طرز نگرش بوده
که
دهخدا
در حوالی سال ۱۳۳۰
جنبش مبارزه با بیسوادی
را
با 
ارسال پیامی به ملت ایران
پدید می آورد.
 
بنا بر پیام دهخدا
هر
باسوادی
باید در جهت سوادآموزی به بی سوادی 
اکتیو شود.
 
 
این پیام دهخدا
مورد استقبال عظیم از سوی حزب بزرگ توده قرار می گیرد.
 
در نتیجه هزاران کلاس مبارزه با بیسوادی در هر گوشه و کنار کشور تشکیل می گردد
و
 
بقایی کثافت
نامه ای سرشته به تحقیر و توهین 
 به 
دهخدا 
می نویسد
و
او
را
پیر مرد
یعنی پیر خرفت و خر
خطاب می کند.
 
البته دهخدا هم جواب بقایی کثافت را درجا می دهد:
«من عمری خدمت پیران کرده ام
و
اکنون
در
ایام پیری
نیازی به پند جوانان ندارم.»
(نقل به مضمون)
 
۵
هی باز بزن حرف پراکنده،
 آکبلای
هستی تو چه یک دنده و یک پهلو، آکبلای
 
مشخصه روشنگران در این شعر دهخدا
اما
پیگیری سرسختانه آنها در امر روشنگری
است
که
بی اعتنا به پند این و آن
به
روشنگری
ادامه می دهند.
 
ادامه دارد.
 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر