شین میم شین
نه اندیشه مادرزاد وجود دارد
و
نه اندیشیدن مادرزادی.
اندیشیدن
را
باید مثل هرعلم،
در روندی دشوار فراگرفت.
شیخ سعدی
(۱۱۸۴ ـ ۱۲۸۳ و یا ۱۲۹۱)
(دکتر حسین رزمجو: بوستان سعدی، ص ۱۱ ـ ۱۵)
۱
هر آن کاو نماند از پسش یادگار
درخت وجودش نیاورد بار.
معنی تحت اللفظی:
کسی که میراثی از او باقی نماند،
به
درخت بی ثمری شباهت دارد.
این
بیت شعر سعدی
را
باید
در
پیوند منطقی و
معنوی
با
بیت قبلی
معنی کرد:
نمرد آن، که ماند پس از وی به جای
پل و خانی (سکویی برای نشستن و نفس
تازه کردن) و خان (خوان، یعنی سفره اطعام فقرا) و مهمانسرای
یعنی
اگر
از
کسی
پس
از مرگش
پل و خانی (سکویی برای نشستن و نفس
تازه کردن) و خان (خوان، یعنی سفره اطعام فقرا) و مهمانسرایی
باقی
نماند،
چنین
کسی
به
درخت
بی ثمری
شباهت
دارد.
۲
هر آن کاو نماند از پسش یادگار
درخت وجودش نیاورد بار.
سعدی
در
این بیت شعر،
معنای زندگی
را
ـ آگاه و
یا ناآگاه ـ
در
مثمر ثمر
بودن،
یادگاری از خود نهادن و رفتن
می داند.
این
همان
تئوری نام نیک
است
که
فردوسی
تئوریزه کرده و به میراث نهاده است.
مراجعه کنید
به
سیری در جهان بینی فردوسی
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴
۱۵
۱۶
پایان
این رهنمود سعدی به پادشاه،
برای نظام اجتماعی ـ اقتصادی فئودالی
اهمیت
استراتژیک
دارد.
پل فلان خان و شاه و وزیر و غیره
حتی پس از مرگ شان،
با
هزار زبان،
به
تبلیغ فرماسیون
اقتصادی فئودالی
می پردازد.
در
این جور
یادگارها
اهداف
ایدئولوژیکی ـ استراتژیکی طبقه حاکمه فئودالی
تبلور می یابند.
اما
با
خود بیت
شعر سعدی،
به
طورکلی نمی توان مخالف بود :
معنای زندگی هرکس و ماهیت
هر انسانی هر کس
در
کردوکار و تولید مادی و یا معنوی او ست.
طبقات اجتماعی طفیلی و مفتخور و انگل و سربار
توده مولد و زحمتکش
به
درخت بی بار
می مانند
که
انرژی زمین و آسمان
را
می مکد،
بی آنکه برای ستد خود،
دادی داده باشد.
البته
این بیت شعر در مورد هیچ درختی مصداق ندارد.
هر درختی،
خواه برومند و خواه بی بار،
دیالک تیک داد و ستد
را
می شناسد
و
دایره داد و ستد
را
به
شیوه خاص
خود
می بندد.
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر