۱۳۹۸ خرداد ۲۰, دوشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۰)

 

شین میم شین

نه اندیشه مادرزاد وجود دارد
و
نه اندیشیدن مادرزادی.
اندیشیدن
را
باید مثل هرعلم،
در روندی دشوار فراگرفت.


شیخ سعدی
(۱۱۸۴ ـ ۱۲۸۳ و یا ۱۲۹۱)
(دکتر حسین رزمجو: بوستان سعدی، ص ۱۱ ـ ۱۵)
 
 
۱   
 هر آن کاو نماند از پسش یادگار
درخت وجودش نیاورد بار.

معنی تحت اللفظی:
کسی که میراثی از او باقی نماند،
به
درخت بی ثمری شباهت دارد.

این
بیت شعر سعدی
را
باید
در
پیوند منطقی و معنوی
با
بیت قبلی
معنی کرد:

نمرد آن، که ماند پس از وی به جای
پل و خانی (سکویی برای نشستن و نفس تازه کردن) و خان (خوان، یعنی سفره اطعام فقرا)  و مهمانسرای

 یعنی
اگر
از
کسی
پس از مرگش
پل و خانی (سکویی برای نشستن و نفس تازه کردن) و خان (خوان، یعنی سفره اطعام فقرا)  و مهمانسرایی
باقی نماند،
چنین کسی
به
درخت بی ثمری
شباهت دارد.

۲
 هر آن کاو نماند از پسش یادگار
درخت وجودش نیاورد بار.

سعدی
 در
این بیت شعر،
معنای زندگی
را
 ـ آگاه و یا ناآگاه ـ
 در
 مثمر ثمر بودن،
یادگاری از خود نهادن و رفتن
می داند.

این
همان
تئوری نام نیک
است
که
فردوسی
تئوریزه کرده و به میراث نهاده است.


مراجعه کنید
به
سیری در جهان بینی فردوسی

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

۱۰

۱۱

۱۲

۱۳

۱۴

۱۵

۱۶

پایان


این رهنمود سعدی به پادشاه،
برای نظام اجتماعی ـ اقتصادی فئودالی
 اهمیت استراتژیک 
 دارد.

پل فلان خان و شاه و وزیر و غیره
حتی پس از مرگ شان،
 با
هزار زبان،
به
 تبلیغ فرماسیون اقتصادی فئودالی
می پردازد.

در
 این جور یادگارها
 اهداف ایدئولوژیکی ـ استراتژیکی طبقه حاکمه فئودالی
تبلور می یابند.

اما
با
 خود بیت شعر سعدی،
 به طورکلی نمی توان مخالف بود :
معنای زندگی هرکس و ماهیت هر انسانی هر کس
در
کردوکار و تولید مادی و یا معنوی او ست.

طبقات اجتماعی طفیلی و مفتخور و انگل و سربار توده مولد و زحمتکش
به
درخت بی بار
می مانند
که
انرژی زمین و آسمان
 را
می مکد،
بی آنکه برای ستد خود، دادی داده باشد.

 البته این بیت شعر در مورد هیچ درختی مصداق ندارد.

هر درختی،
خواه برومند و خواه بی بار،
دیالک تیک داد و ستد
 را
 می شناسد
و
دایره داد و ستد
 را
به
 شیوه خاص خود
 می بندد.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر