۱۳۹۰ تیر ۲۰, دوشنبه

فرماسیون های اجتماعی ـ اقتصادی (8)

پروفسور ماتهویس کلاین (1911 ـ 1988)
فیلسوف آلمانی، استاد فلسفه مارکسیستی
از افسران ارتش آلمان هیتلری
از بنیانگذاران کمیته ملی آلمان آزاد
به سبب تبلیغات ضد فاشیستی در ارتش از سوی دادگاه نظامی غیابی نازی به جرم خیانت به اعدام محکوم شد.
از آموزگاران فلسفه در دانشگاه کارل مارکس
موضوعات پژوهشی او:
تئوری شخصیت، اتیک، هومانیسم

برگردان شین میم شین

سوسیالیسم و کمونیسم
به معنی فرماسیون های اجتماعی ـ اقتصادی مبتنی بر مالکیت اجتماعی بر وسایل تولید

• سوسیالیسم «نه یک مرحله گذار کوتاهمدت در توسعه جامعه، بلکه یک فرماسیون اجتماعی ـ اقتصادی نسبتا مستقل در دوران تارخی گذار از سرمایه داری به کمونیسم در مقیاس جهانی است.
• قبلا، بنا بر تذکر مارکس در برنامه گوتا ، سوسیالیسم فقط بمثابه یک مرحله گذار تلقی می شد که در طی آن جامعه باید خود را از «خال های» سرمایه داری پاک کند و پیش شرط های مادی و معنوی لازم را برای مرحله دوم، یعنی کمونیسم فراهم آورد.
• از این رو به این مسئله توجه زیادی مبذول نمی شد که سوسیالیسم بر مبنای خاص خود توسعه می یابد.»

• در سوسیالیسم تضاد موجود میان کردوکار صنعتی و کشاورزی، کردوکار مادی و معنوی ـ عمدتا ـ از میان برداشته می شود، برابر حقوقی زن و مرد و ملت ها تحقق می یابد.
• کمک و حمایت متقابل مشخصه همکاری و همزیستی انسان ها در جامعه آزاد از استثمار است.
• جامعه تحت حاکمیت طبقه کارگر و متحدین او، یعنی تحت حاکمیت خلق است.
• و لذا دیگر طبقاتی وجود ندارند که در استثمار و سرکوب مردم کشور خودی و بیگانه ذینفع باشند و یا طالب جنگ و اشغال خاک دیگران باشند.
• صلح عنصر بنیادین سوسیالیسم و کمونیسم را تشکیل می دهد.
• در سوسیالیسم، همبود انسان های آزاد توسعه می یابد، انسان های آزادی که بوسیله کار مشترک آزاد و خلاق، با ایدئال های اخلاق ، انترناسیونالیسم و میهن پرستی سوسیالیستی، احساس مسئولیت نسبت به جامعه، عشق به کار و انسان های زحمتکش و انضباط سوسیالیستی با هم پیوند دارند.

• قوانین حرکت و توسعه جامعه سوسیالیستی بر مبنای شرایط آگاهانه تعیین شده از سوی جامعه عمل می کنند.
• تولید بطور برنامه ریزی شده بر مبنای علم و فن مدرن انجام می یابد و در خدمت رفع نیازهای مجموعه افراد جامعه و لذا در خدمت شکوفائی فردیت هر انسانی است.

• سوسیالیسم در روند انقلاب سوسیالیستی با استقرار دیکتاتوری پرولتاریا، با تصاحب وسایل تولید جامعه از سوی طبقه کارگر و متحدینش پدید می آید.
• طبقه کارگر تحت رهبری حزب مارکسیستی ـ لنینیستی در وحدت با دهقانان زحمتکش و دیگر اقشار زحمتکش قدرت دولتی را در دست دارد، که به نفع مجموعه خلق و در جهت رفاه آن مورد استفاده قرار می گیرد.

• دولت سوسیالیستی ابزار قدرت تعیین کننده در جریان ساختمان سوسیالیسم است:
• دولت سوسیالیستی با کردوکار اقتصادی ـ سازمانی و فرهنگی ـ تربیتی، توسعه سوسیالیستی جامعه را رهبری می کند و میزان کار و مصرف را کنترل می کند.
• اتحاد طبقه کارگر با طبقات و اقشار زحمتکش دیگر شالوده قدرت کارگری ـ دهقانی است که ماهیت خود را در دموکراسی سوسیالیستی نمایان می سازد.
• طبقه کارگر، دهقانان، روشنفکران و دیگر اقشار زحمتکش به تشکیل همبودی از طبقات و اقشار دوست اقدام می کنند.
• زیر پای جامعه طبقاتی آنتاگونیستی برای هیمشه خالی می شود و به جای آن، وحدت اخلاقی و سیاسی خلق تشکیل می گردد که نتیجه اشتراک در آماج ها، ایدئولوژی و اخلاق است.
• با پیروزی مناسبات تولیدی سوسیالیستی، همه انسان ها رابطه یکسانی با وسایل تولید برقرار می کنند، همه شهروندان از حقوق برابر برخوردار می شوند و تکالیف یکسانی را به عهده می گیرند.
• تفاوت های موجود میان اقشار و طبقات فقط تفاوت هائی با خصلت غیرآنتاگونیستی اند که از فرم های متفاوت مالکیت سوسیالیستی سرچشمه می گیرند.
• وسایل تولید جامعه در مالکیت جامعه قرار می گیرند.

• مالکیت اجتماعی بر وسایل تولید به دو فرم تشکیل می گردد:

• مالکیت تماماجتماعی و مالکیت اتحادیه ای.

• کار بر این بنیان، در خدمت تکثیر ثروت کل جامعه قرار می گیرد.
• تولید اجتماعی بر طبق قوانین اقتصادی سوسیالیسم در جهت رفاه و توسعه همه جانبه همه اعضای جامعه برنامه ریزی، اداره و سازماندهی می شود.
• آماج اقتصاد مبتنی بر برنامه سوسیالیستی عبارت است از توسعه و تکمیل بی وقفه تولید بر پایه علم و فن پیشرفته موجود برای رفع هرچه بهتر نیازهای مادی و فرهنگی روز افزون جامعه و افراد منفرد.
• شرط اصلی برای بهسازی مداوم و برنامه ریزی شده زندگی جامعه عبارت است از تلاش به بالا بردن راندمان کار.
• از این رو، استفاده سیستماتیک از علم و فن مدرن در کلیه رشته های تولیدی، تسلط به مدرن ترین روش های تولید، برنامه ریزی، رهبری و سازمان کیفیتا عالی اقتصاد ضرورت ناگزیر دارد.

I
مقایسه شیوه تولید سوسیالیستی و سرمایه داری

• شیوه تولید سوسیالیستی در مقایسه با شیوه تولید سرمایه داری، امکانات کیفیتا بهتری را برای بالاتر بردن مدام راندمان کار و تسریه حداکثر رشد آن در اختیار دارد:
• در شیوه تولید سوسیالیستی، تولید اجتماعی آگاهانه و بر طبق برنامه صورت می گیرد.

• این یکی از بزرگترین برتری های سوسیالیسم نسبت به سرمایه داری است.

• زیرا بدین طریق، امکانات نا شناخته ای برای استفاده حداکثر از اقتصاد مواد و مصالح و کار، برای راندمان بهتر کار اجتماعی و سرعت رشد اقتصاد فراهم می آید.
• در عین حال در به روی کلیه زحمتکشان برای ورود به عرصه آموزش و پرورش باز است.

• انحصار آموزشی ـ پرورشی طبقه سرمایه داران در سوسیالیسم از بین می رود.

• کلیه دستاوردهای فرهنگ، علم و فن در اختیار زحمتکشان قرار می گیرند.
• هرکس امکان توسعه استعدادهای خود را دارد.
• برای همه امکان تحصیل دانش و شکوفائی شخصیت خویش مهیا می شود.

• رشته های علمی ئی نیز که فایده بیواسطه ندارند، بر طبق برنامه توسعه می یابند.

• اختراعات، کشفیات و نوآوری ها می توانند در مقیاس تماماجتماعی مورد استفاده قرار گیرند.
• به سبب از بین بردن مالکیت خصوصی بر وسایل تولید اجتماعی، کار به یگانه منبع درآمد کلیه اعضای جامعه بدل می شود و همزمان حق کار برای همه شهروندان تحقق می یابد.

• کار خصلت اجتماعی بیواسطه کسب می کند و از وسیله صرف برای زنده ماندن به امر افتخارآمیزی مبدل می شود.

• کار ـ بدین طریق ـ علاوه بر علاقه مندی مادی، جاذبه اجتماعی ـ اخلاقی کسب می کند.
• انضباط کاری مبتنی بر اجبار اقتصادی در سرمایه داری، جای خود را به انضباط آگاهانه نوین می سپارد که بر وظیفه شناسی داوطلبانه استوار است، وظیفه ای که هر کس در قبال جامعه دارد.

• مسابقه سوسیالیستی بیانگر موضعگیری نوین نسبت به کار است.

• تقسیم نعمات مادی و فرهنگی در وابستگی به کمیت و کیفیت کار انجام یافته از سوی هر فرد در تولید اجتماعی صورت می گیرد.
• سوسیالیسم کار فردی هرکس را برسمیت می شناسد و مورد قدردانی قرار می دهد.

• قانون اساسی زیر در سوسیالیسم معتبر است:

• از هرکس به اندازه استعدادش، به هرکس به اندازه کارش!

• این اصل وسیله ای برای بالاتر بردن راندمان کار و برای تحکیم انضباط کار سوسیالیستی است.
• تنها محدودیتی که برای میزان کارمزد وجود دارد، سطح راندمان کار است.
• از این رو، کمک به ارتقای سطح راندمان کار اجتماعی در راستای منافع هر کس است.

• این امر بیانگر وحدت منافع شخصی و اجتماعی است.


ادامه دارد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر