نادر نادر پور
(۱۶ خرداد ۱۳۰۸ – ۲۹ بهمن ۱۳۷۸)
شاعر، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی–اجتماعی
از اعضای کانون نویسندگان ایران
درنگی
از
در مرگ زیستن
نگاهی به کارنامه ی شعر نادر نادرپور
پیرایه یغمایی
بر چنگ من نمانده سرودی
کز مرگ و غم نشانه ندارد
چنگم شکسته به ، که همه عمر
یک بانگ شادمانه ندارد
شعر گریز
مجموعه ی دختر جام
راستی این هم از معجزه های مرگ است که تا یکی از دست می رود، همه به فکرش می افتند.
چند سال پیش وقتی در ۲۹ بهمن ۷۸ ۱۳( ۱۸ فوریه ی ۲۰۰۰) نادر نادر پور شاعر تصویر پرداز به جهان دیگر شتافت، همه ی رسانه های گروهی بیرون از ایران به دست و پا افتادند و برایش مرثیه ها خواندند
و
اگر قبول داشته باشیم که هر گاه برای تثبیت چیزی می توان به ضد آن پرداخت،
باید از مرگ سپاسگزار باشیم که به مردگان – حتا برای زمانی کوتاه هم که شده - زندگی می بخشد.
همان مرگی که نادر پور در ضمن آنکه همیشه از آن می ترسید،
همیشه هم آن را مدار شعر های خود قرار می داد:
راستی زندگی یک شاعر را بجز از راه شعر هایش از چه راه دیگری باید سنجید؟
آیا می توان برای بررسی شعر او، تعداد کت و شلوار ها و کفش و کلاه هایی را که کهنه کرده، یا تعداد دفعاتی را که به چلو کبابی سر کوچه اش رفته، شماره کرد؟
آیا می شود زندگی او را از تعداد همسران و فرزندانش رقم زد؟
یا از شماره ی سفرهایی که رفته، و تعداد ماشین ها و هواپیماهایی که سوار شده ؟
اگر باز هم پاسخ منفی است باید گفت نادر نادر پور مرده بود، پیش ازآنکه مرگش اعلام شود.
او مرده بود. نه یک بار و دو بار، بلکه بارها و بارها.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر