۱۴۰۴ اسفند ۱۹, سه‌شنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۳۸۴)

  
 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ ـ ۹۶  )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

تو بگریزی از پیش یک شعله، خام

من استاده ام، تا بسوزم تمام

معنی تحت اللفظی:

شمع:

پروانه مدعی عشق در نهایت ناپختگی و خامی از شعله واحدی هراس دارد.

من اما بی هراس از شعله می ایستم تا با تمامی وجودم بسوزم.

 

 سعدی

 در این بیت شعر،

 پروانه (عاشق) را با شمع (دوست) مورد مقایسه قرار می دهد و پروانه را به جرم گریز از شعله به خامی در امر عشق متهم می کند.

او به ستایش از شمع (دوست) برمی خیزد که ایستاده می سوزد و از  سر تا پا می سوزد.

هفتصد سال بعد، تولستوی رمان عظیمی به نام «جنگ و صلح» خواهد نوشت و در باره قهرمانی های شمع (فئودالزاده های روسی)، حتی از زبان دشمن (ناپلئون بناپارت)  داد سخن سر خواهد داد و برخلاف سعدی حتی حوصله تحقیر پروانه های (دهقانزاده های توسری خورده ترسو) خام را نخواهد داشت.

 

به همین دلیل حضرت حسین و دیگر اعضای طبقه حاکمه برده دار معروف خاص و عام اند، در حالیکه غلامان حضرات را (بیش از ۷۲ نفر را) که همراه انان رزمیده اند و بر خاک افتاده اند، احدی نمی شناسد.

 

برای اینکه اصالت در عشق، وابستگی به تعلقات طبقاتی دارد.

شمع

 سمبل هنری ـ ادبی اعضای طبقات حاکمه است

و

پروانه سمبل هنری ـ ادبی توده.

 

ادامه دارد.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر