۱۴۰۴ اسفند ۱۶, شنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۳۸۲)

  
 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ ـ ۹۶  )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

همی گفت و هر لحظه سیلاب درد

فرو می دوید اش به رخسار زرد

 

که ای مدعی، عشق کار تو نیست

که نه صبر داری، نه یارای ایست

معنی تحت اللفظی:

شمع در حالیکه بی وقفه ذوب می شد، به تحقیر پروانه پرداخت:

پروانه به دلیل نداشتن صبر و توقف

لیاقت عشق را ندارد.

 

سعدی

 در این دو بیت شعر،

از قول شمع به تحقیر پروانه (عاشق) می پردازد و او را به جرم نداشتن صبر و تحمل سرزنش می کند.

اگر منظور از پروانه، توده و منظور از شمع، اراذل و اوباش طبقات حاکمه انگل و استثمارگر باشد،

این بدان معنی است که عشاق حقیقی، بالایی ها هستند و نه پایینی ها.

اکنون

دلیل تجلیل اغراق امیز از عشق روشن می شود.

بدین طریق

شمع

 (اراذل طبقات حاکمه انگل و استثمارگر)

در تحلیل نهایی

 به طور مضاعف مورد تجلیل قرار می گیرد:

هم

با اثبات لیاقت خارق العاده اش به عشق ورزیدن

و

هم

با اثبات لیاقتش به معشوق بودن.

 

ادامه دارد.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر