۴.
عقل،
ادامه
رئالیسم به مثابه آموزه معرفتی ـ نظری (نعلیمات مربوط به تئوری شناخت)
۱
· رئالیسم عنوانی است برای آموزه های (تعالیم) معرفتی ـ نظری که وجود عینی ـ واقعی جهان خارج را قبول دارند، بی آنکه تعریف دقیقی از آن ارائه دهند.
۲
· «رئالیسم» نامیدن این آموزه های معرفتی ـ نظری آدمی را دچار ابهام و سردرگمی می کند و موجب گمراهی مفهومی می شود.
۳
· زیرا این مفهوم فرضی راجع به طبیعت جهان خارج عینی ـ واقعی مطلبی ادا نمی کند:
· جهان خارج می تواند مادی و یا روحی تصور شود، مخلوق خدا پنداشته شود و یا نشود.
۴
· به عبارت دیگرعنوان «رئالیسم» ـ به این معنا ـ فاقد پاسخ صریحی به مسئله اساسی فلسفه است.
· مراجعه کنید به مسئله اساسی فلسفه در تارنمای دایرة المعارف روشنگری
۵
· «رئالیسم» ـ به این معنا ـ در تاریخ فلسفه نیز برای نامیدن آموزه های معرفتی ـ نظری ـ قاعدتا ـ تنها از سوی متفکرانی مورد استفاده قرار گرفته که ناپیگیر و سردرگم بوده اند و هنوز در باره مسائل اساسی، موضع روشنی نداشته اند و موضعی اکلکتیکی (التقاطی) در میان ماتریالیسم و ایدئالیسم داشته اند.
۶
· اگر ایدئالیسم عینی «رئالیسم» را به کار ببرد (و بندرت به کار می برد و تنها نئوتومیسم آن را پیگیرانه به کار می برد) به قصد مرزبندی خود با ایدئالیسم ذهنی است.
۷
ادوارد فون هارتمن
(۱۸۴۲ ـ ۱۹۰۶)
فیلسوف آلمانی
· اگر ایدئالیسم ذهنی «رئالیسم» را به کار ببرد، به نیت مرزبندی با سولیپسیسم است.
۸
· به قصد نجات خویش از نتایج سولیپسیستی نهائی ایدئالیسم ذهنی است.
۹
· آنسان که در مورد فون هارتمن، کولپه، بشر و متفکران دارای سمتگیری های نئوکانتیانیستی و یا پوزیتیویستی در فلسفه بورژوائی واپسین مشاهده می شود.
۱۰
· آنها آموزه خود را، اغلب، «رئالیسم انتقادی» می نامند.
· مراجعه کنید به سولیپسیسم، ایدئالیسم، نئوکانتیانیسم، پوزیتیویسم در تارنمای دایرة المعارف روشنگری
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر