نادر نادر پور
(۱۶ خرداد ۱۳۰۸ – ۲۹ بهمن ۱۳۷۸)
شاعر، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی–اجتماعی
از اعضای کانون نویسندگان ایران
درنگی
از
در مرگ زیستن
نگاهی به کارنامه ی شعر نادر نادرپور
پیرایه یغمایی
بر چنگ من نمانده سرودی
کز مرگ و غم نشانه ندارد
چنگم شکسته به ، که همه عمر
یک بانگ شادمانه ندارد
شعر گریز
مجموعه ی دختر جام
۱
بر چنگ من نمانده سرودی
کز مرگ و غم نشانه ندارد
چنگم شکسته به ، که همه عمر
یک بانگ شادمانه ندارد
معنی تحت اللفظی:
سرودی بر چنگ من نمانده است که نشانه ای از مرگ و غم نداشته باشد.
بهتر آن است که چنین چنگی که عمرا فاقد یک بانگ شادمانه بوده است، شکسته شود و دور افکنده شود.
این دو بیت شعر نادرپور
فاقد انسجام علمی، عقلی و منطقی است.
برای اینکه نشانه ای از مرگ و غم داشتن نوای چنگی هرگز به معنی «همه عمر
یک بانگ شادمانه» نداشتن نیست.
یکی از ایرادات بینشی نادرپور بی خبری او از فوت و فن تفکر دیالک تیکی است.
خصلت و ساختار همه چیز هستی، دیالک تیکی است.
نوای چنگ هم هیمشه دیالگ تیکی از مرگ و زندگی و عم و شادی است.
برای اینکه نه مرگ ایزوله و تنها وجود دارد و نه غم ایزوله و تنها.
سعدی
صدها سال قبل از تولد نادرپور پیشاپیش گفته است:
گل و خار
و
گنچ و کار
و
غم و شادی
به هم اند.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر