۱۴۰۴ اسفند ۱۶, شنبه

درنگی در سخنرانی سید محمدجواد علوی طباطبایی بروجردی (۱۰)

 

 سید محمدجواد علوی طباطبایی بروجردی 

(زادهٔ ۲۶ فروردین ۱۳۳۰)

درنکی

از

شین میم شین

https://www.youtube.com/watch?v=yvNUg1R2bLg

سخنرانی تند و آتشین آیت‌الله علوی بروجردی علیه وضعیت فاجعه‌باری که خامنه‌ای ایجاد کرده!

 

ت

همانطور که ذکرش گذشت،

یکی دیگر از وجوه مشترک منفی و مخرب مهم روحانیت فوندامنتالیستی سنی و شیعی و امپریالیسم و فاشیسم و فوندامنتالیسم یهودی و مسیحیت صهیونیستی و غیره

ایراسیونالیته (خردستیزی) آنها ست.

خردستیزی اما همیشه سرشته به خریت است.

درست به همین دلیل، عاجز از حل ساده ترین مسائلند و چه بسا به خودستیزی خرکی مبادرت می ورزند و در تحلیل نهایی ضعیفتر و ذلیلتر و مفلوج تر می شوند.

مثال:

جایگزینی مبارزه طبقاتی با مبارزه مذهبی.

یکی از بدبختی های بزرگ فوندامنتالیسم شیعی، معیارسازی از اعتقادات مذهبی کذایی بوده است.

دوست برای فوندامنتالیسم شیعی، کسی است که معتقد به دین اسلام، بالاعم و پیرو کیش تشیع، بالاخص باشد.

بدین طریق

دول ارتجاعی عربی و علی پوف و عردغان و سران اندونزی و غیره

به عنوان دوست تلقی می شوند و دولت جهانی اسلامی به عنوان ارمان و ایدئال استراتژیکی.

بنا بر این مغیار خرافی و ضد عقلی و ضد عقلی و ضد تجربی بوده است که خمینیسم همه احزاب و سازمان ها و گروه های سیاسی را مثلا خزب توده، فدائیان و مجاهدین و دیگر گروه ها و جریانات اسلامی و «ملی» و ملی ـ مذهبی و متعلق به اقلیت های ملی مثلا حزب دموکرات کردستان و آذریایجان و غیره و سازمان های سنی و لامذهب و دگراندیش را نفی مکانیکی و ضدعقلی  و خرکی کرده است

یعنی

عمدا و عینا و علنا

 دشمن تراشی تمامکشوری کرده است و دیری است که خرمن این خریت و خردستیزی را درو می کند.

سرکوب بی رحمانه و ابلهانه و بی شرمانه حزب توده (صادق ترین و پیگیرترین و بی ریاترین مدافع انقلاب اسلامی) برمبنای شعار خرکی و خط سومی نه شرقی ـ نه غربی

و

گذاشتن علامت تساوی میان اردوگاه سوسیالیستی و اردوگاه امپریالیستی

یکی از بارزترین نشانه های خریت و خردستیزی فوندامنتالیسم اسلامی (خمینیسم) بوده است.

در غیاب حزب توده است

 که سازمان های جاسوسی صهیونیستی و امپریالیستی یکه تاز میادین کشور شده اند

و

به قال عام  سران سیاسی و نظامی و علمی و فرهنگی و پزشکی و غیره کشور می پردازند.

در عیاب حزب توده است

 که جامعه سقوط فکری و عقلی و علمی و اخلاقی کرده است

(اگر چه توسعه علمی تک بعدی اش غیرقابل انکار و شادی بخش و امید بخش است)

و

خودفروشی و خنجر از پشت و خیانت به منافع ملی رواج وسیع یافته است

و

فاجعه ادامه دارد.


ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر