بوستان
باب سوم
در عشق و مستی و شور
حکایت هفدهم
(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ ـ ۹۶ )
مهم برای سعدی و حافظ،
طبقه حاکمه است،
مهم دربار است،
مهم شاهنشاه است،
که سعدی با پیامبر همتراز می داند و رحمة العالمینش می نامد
و
حافظ تا درجه خدا اعتلا می بخشد و کاینات را زنده به بوی او می داند:
عدو را نبینی در این بقعه پای
که بوبکر سعد است، کشور خدای
معنی تحت اللفظی:
دشمن نمی تواند پا در این خاک بگذارد.
برای اینکه این کشور صاحبی به نام بوبکر سعد دارد.
سعدی
در این بیت شعر
دیالک تیک اوبژکت و سوبژکت
را
به صور زیر بسط و تعمیم می دهد:
دیالک تیک ملک و مالک،
دیالک تیک خانه و خانه خدا،
دیالک تیک ده و کد (ده) و کدخدا،
دیالک تیک کشور و کشورخدا.
سعدی
ضمنا و عملا و عینا
دیالک تیک توده و نخبه (طبقه حاکمه)
را
وارونه می سازد.
برای اینکه کشورخدا و حتی جامعه خدا و جهان خدا نه نخبه و طبقه حاکمه و نمایندگانش، بلکه توده مولد و زحمتکش است.
اگر توده دست از کار بردارد، نخبه و طبقات حاکمه باید برای نجات از مرگ گدایی کند.
توده
در قاموس اشراف برده دار و فئودال و روحانی
ابزار تولیدند، ابزار تولید ناطق اند.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر