بوستان
باب سوم
در عشق و مستی و شور
حکایت هفدهم
(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ ـ ۹۶ )
چون کاینات جمله به بوی تو زنده اند
ای آفتاب، سایه ز ما برمدار هم
معنی تحت اللفظی:
کاینات به بوی سبلطین و خوانین برده ار و فئودال زنده است که بسان آفتاب اند و بشریت در سایه آنان زنده است.
سعدی
در این بیت شعر
دیالک تیک سوبژکت و اوبژکت
(یکی از دیالک های ماتریالیسم تاریخی و تئوری شناخت)
را
به صورت دیالک تیک شاه (سعد ابن زنگی) و کاینات بسط و تعمیم می بخشد و نقش تعیین کننده را از آن سوبژکت (شاه، عالی ترین نماینده و نوکر طبقات حاکمه برده دار و فئودال) می داند.
این دال بر بینش سوبژکتیویستی ـ مونارشیستی (مبتنی بر سلطنت طلبی) سعدی در این بیت شعر است.
این بینش ارتجاعی (سوبژکتیویسم معرفتی) کماکان رایج در مقیاس جهانی
فاقد کمترین ارزش علمی و عقلی و تجربی است.
مثال:
دیری است که در همه منابر و مناره ها و مجالس و رسانه ها
صحبت از ترامپ و پوتین و آن و این است.
این بینش خرکی
چیزی جز سوبژکتیویسم معرفتی نیست که فقط به درد خود فریبی و عوام فریبی می خورد و نه به درد خقیقت یابی.
سعدی
در این بیت شعر
از سوی دیگر
دیالک تیک طبقات حاکمه و توده
(شاه و خلق)
را
به صورت دیالک تیک آفتاب و جهان بسط و تعمیم می دهد و از آفتاب (شاه) سایه طلب می کند.
شاه
در ایده ئولوژی نظامات برده داری و فئودالی
سایه خدا ست.
ظل الله است.
سعدی
دیالک تیک الله و ظل الله
را
به صورت دیالک تیک شاه و ما تداوم می بخشد و نقش تعیین کننده را از آن شاه (آفتاب) می داند.
در منطق سعدی همانطور که بدون آفاب، سایه وجود ندارد، به همان سان هم بدون شاه (طبقت حاکمه)، توده (ما) وجود نخواهد داشت.
این چیزی وارونه سازی دیالک تیک نخبه و توده نیست
که
در تئوری فاشیستی نخبگان تبیین می یابد.
تئوری نخبگان
۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13873
۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13885
۳
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/13890
پایان
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر