۱۴۰۴ اسفند ۲۷, چهارشنبه

درنگی در شعری از نادر نادرپور تجت عنوان «جاده خالی است» (۲)

   نگاره‌ای از نادر نادرپور

نادر نادر پور

(۱۶ خرداد ۱۳۰۸ – ۲۹ بهمن ۱۳۷۸)

 شاعر، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی–اجتماعی 

 از اعضای کانون نویسندگان ایران  

 

درنگی 

از

میم حجری

نادر نادرپور

۱

جاده ،خالی است

این عنوان این شعر نادرپور است.

عنوان هر اثر هنری و علمی و فلسفی و فقهی و غیره

بیانگر چکیده محتوای آن است.

این عنوان این شعر نادرپور نشانه تنهایی چشمگیر او به مثابه رهروی بی همره  است.

می توان گفت که در این عنوان شعر، فردیت و انفراد بورژوایی شاعر تقطیر و تجرید و تخلیص و تغلیظ می یابد.

در جامعه بورژوایی (کاپیتالیستی)  اعضای جامعه همه تنها و بیکس و بی پناه اند.

هر رهروی بی همره است.

البته این عنوان دقیق و کامل و بی عیب و نقصی نیست.

چون جاده نمی تواند خالی باشد و جاده باشد.

می توان گفت که این عنوان شعر از فقر فکری و فلسفی و مفهومی بورژوایی شاعر هم پرده برمی دارد.

برای تدقیق ارزیابی باید به تجزیه و تحلیل مارکسیستی این شعر بپردازیم:

۱

جاده ،خالی است ولی می شنوی؟
آه!

با من،

با من
پای سنگین کسی همسفر است

معنی تحت اللفظی:

علیرغم خالی بودن جاده، من به مثابه مسافر، همسفر سنگین پایی دارم.

محتوای پسیمیستی (مبتنی بر بدبینی) این بند آغازین شعر را نمی توان ندید.

مسافر

همسفر دارد.

ولی همسفر نه  یار مسافر، بلکه بیشتر بار او ست.

یعنی

رسیدن به هدف و آماج را نه تسهیل، بلکه دشوار، نه تند، بلکه کند می سازد.

این اگر دال بر پسیمیسم نیست، پس چیست.

پسیمیسم 

(بدبینی فلسفی)

مشخصه همه مرتجعین جهان از دیرباز است.

از کافکا تا هدایت.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر