۱۴۰۵ فروردین ۵, چهارشنبه

درنگی در شعری از نادر نادرپور تجت عنوان «جاده خالی است» (۳) (بخش آخر)

   نگاره‌ای از نادر نادرپور

نادر نادر پور

(۱۶ خرداد ۱۳۰۸ – ۲۹ بهمن ۱۳۷۸)

 شاعر، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی–اجتماعی 

 از اعضای کانون نویسندگان ایران  

 

درنگی 

از

میم حجری
 
ای در بسته ی گمگشته کلید
گوش بر روزنه ات دوخته ام
تا مگر راه به سوی تو برم
 

معنی تحت اللفظی:

ای در بسته ای که کلیدت گک شده است، به روزنه ات گوش سپرده ام تا شاید به راهی به سوی تو ببرم.

محتوای این بند شعر نادر نادرپور  به یاوه شباهت دارد.

برای اینکه به روزه هیچ دری (سوراخ کلید هیج دری) هیج کودک خری حتی گوش نمی دوزد، بلکه چشم می دوزد تا ببیند کسی در دیدرس هست و یا نیست

و

نه برای اینکه  به سوی در راه بیابد.

حریف 

خواه شاعر کور  و خواه شاطر کور

باید پیشاپیش به در راه یافته باشد تا به سوراخش گوش بدوزد، بلکه صدایی بشنود که از پشت در می گذرد.


مشعل از
چشم خود افروخته ام

جامه دان سفر دور به دست
در تب تند عطش سوخته ام

معنی تحت اللفظی:

از چشمم مشعل ساخته ام و چمدان سفری دور برداشته ام و  در تب تند عزش سوخته ام.

قهرمان گورکی در قصه ای در جنگلی ظلمانی برای راه بینی و راهیابی

سینه خود را به خنجری می درد، قلب خود را بیرون می کشد و از ان مشعلی می سازد.

هیچ کودک ناقص العقلی از چشمش مشعل نمی سازد.

برای اینکه  در صورت جایگزینی چشم با مشعل

  رهرو اصلا نمی تواند ببیند و راه از چاه بازشناسد.

مشعل وسیله ای برای امکان پذیر سازی رؤیت در ظلمت است.

در روشنایی روز، نیازی به مشعل نیست.

مشعل سازی از چشم نشانه خریت و ناشی از خریت است.

 

ای در بسته!  

جواب تو کجا ست؟
راستی ، ای دم طوفانی صبح
آفتاب تو کجا ست؟

معنی تحت اللفظی:

نه در بسته به سؤال شاعر جواب می دهد

و

نه دم طولانی صبح آفتابی دارد.

 شاعر

در نهایت نادانی از در بسته گمگشته کلید انتظار جواب دارد

و

از سبح دیر دمیده آفتابگمکرده، آفتاب.

 

خریت توانگر کند فرد را

خبر کن حریف جهانگرد را.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر