۱۴۰۵ فروردین ۲, یکشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۳۹۰)

  
 
 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ ـ ۹۶  )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
   

همی گفت و می رفت دودش به سر

که این است پایان عشق، ای پسر

معنی تجت اللفظی:

شمع پس از خاموش گشتن ضمن بلند شدن دود از سرش، می گفت:

«آخر و عاقبت عشق مرگ است.»

 

اگر عاشقی خواهی آموختن

بکشتن فرج یابی از سوختن

معنی تجت اللفظی:

این بدان معنی است که تنها ره رهایی از آتش عشق، کشته شدن (مرگ در راه معشوق) است.

 

سعدی

 در این بند شعر،

ضمن تعویض جای معشوق با عاشق (پروانه با شمع)

 با آه و افسوس، از پایان عشق یک قطبی قلابی، از پایان عشق فئودالیزه گشته خبر می دهد و در پرتو آن تئوری رهائی بخش خود را فرمولبندی می کند:

تنها ره رهائی از سوختن مدام،

مرگ است،

 مرگ به دست دلارامی.

 

ادامه دارد.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر