۱۳۹۵ آذر ۱۰, چهارشنبه

سیری در سر تیترهای دکتر مرتضی محیط (7)


مرتضی محیط ( ۱۳۱۴)
منبع
صفحه فیسبوک دکتر مرتضی محیط 
تحلیلی از
مسعود بهبودی

آیا در ایران امکان بروز پدیده ای مثل فاشیسم
از نوع ترامپ
وجود دارد؟

·        دکتر محیط در منبر و موعظه 19 نوامبر با مفهوم «پدیده ای مثل فاشیسم از نوع ترامپ»، از این حقیقت امر پرده برمی دارد که فاشیسم جدیدی در حال تشکیل است.
·        همین مسئله را محافل موسوم به استبلیشمنت کشورهای امپریالیستی نیز کم و بیش مطرح می سازند و به اندازه ای تحلیل و ارزیابی می کنند که آب به آسیاب امپریالیسم ریخته می شود.

·        دکتر محیط به سبب فقر فلسفی عاجز از تحلیل این پدیده جدید است.
·        به همین دلیل انتظار هماندیشی از پامنبری ها دارد.
·        دکتر محیط اما سعی خود را می کند:
·        آسمان و ریسمان را به هم می بافد تا بلکه راه حلی بیابد.

1
آیا در ایران امکان بروز پدیده ای مثل فاشیسم
از نوع ترامپ
وجود دارد؟

·        ایراد بینشی و اسلوبی دکتر محیط سوبژکتیویسم معرفتی است:
·        دکتر محیط ظاهرا نمی داند که در عرصه شناخت در دیالک تیک اوبژکت ـ سوبژکت (موضوع شناخت ـ شناسنده، صاحب نظر، تحلیلگر) نقش تعیین کننده از آن اوبژکت شناخت (موضوع شناخت، مسئله مورد بحث) است.
·        دکتر محیط و نه فقط او، این دیالک تیک معرفتی ـ نظری را وارونه می سازد و نقش تعیین کننده را عملا از آن سوبژکت شناخت می پندارند.

·        دلیل مهره بازی دکتر نورالدین و دکتر محیط و غیره همین جا بوده و است.

2
آیا در ایران امکان بروز پدیده ای مثل فاشیسم
از نوع ترامپ
وجود دارد؟
   
·        دکتر محیط مهره ها را روی میز می چیند و کمافی السابق به مقایسه مهره های ملی و بین المللی می پردازد:

الف

·        در نتیجه این تخیل و تقلیل است که میر حسین موسوی به سناتور برنی ساندرز تبدل می شود.  

ب
   
·        حزب جمهوریخواه و حزب دموکرات ایالات متحده امریکا به حزب جمهوری اسلامی شباهت پیدا می کند.  

پ

·        احتمالا خود دکتر محیط هم به نماینده طراز اول آنارشیسم ـ استاد دانش ـ کاه نوآم چامسکی در امریکا ـ شباهت پیدا می کند، که مواد خام ارزشمند نظری برای دکتر محیط حمل و نقل می کند و دکتر محیط به نوآم چامسکی بزرگمرد ارج فت و فراوان قایل می شود.

ت 
   
·        تلاش دکتر محیط اینک این است که چه کسی می تواد معادل ترامپ در جمهوری جماران و جمکران باشد.
·        به همین دلیل مهره های رفرمیسم و غیره ایران را از پرده سینمای ذهن می گذراند و مورد «تحلیل» سرسری قرار می دهد تا بلکه ترامپی پیدا کند.
·        شاید هم پیدا کرده باشد.
·        ما بیشتر از چند دقیقه به مواعظ او در این زمینه گوش نداده ایم.

3
آیا در ایران امکان بروز پدیده ای مثل فاشیسم
از نوع ترامپ
وجود دارد؟

·        نوآم چامسکی احتمالا جمهوری وایمار آلمان را با جمهوری امریکا مقایسه کرده است و به شباهت هائی هم برخورده است.
·        مواعظ دکتر محیط راجع به سرمایه مالی در منبر 29 نوامبر هم به همین دلیل بوده است.

·        مسئله ولی به این سادگی ها نیست:

4

آیا در ایران امکان بروز پدیده ای مثل فاشیسم
از نوع ترامپ
وجود دارد؟
   
·        در قرن بیستم، فاشیسم در فرم های مختلف، زمانی ظهور می کرد که مبارزه طبقاتی میان پرولتاریا و بورژوازی یا پات بود یعنی تناسب قوا به نفع هیچکدام نبود و یا کم و بیش به نفع پرولتاریا بود.
·        هم در آلمان و هم در دیگر کشورهای اروپا از اسپانیا تا ایتالیا و مجارستان و غیره و هم در شیلی و غیره تناسب قوا میان نیروهای ترقی اجتماعی و طبقه حاکمه از این قرار بود.

5
آیا در ایران امکان بروز پدیده ای مثل فاشیسم
از نوع ترامپ
وجود دارد؟

·        اکنون از پرولتاریا خبری نیست.
·        اکنون پرولتاریا، غول بی سر و بی سامانی است.
·        سیستم «سوسیالیستی» در اروپای شرقی فروپاشیده است.
·        قحط امید و اوپتیمیسم است.

·        با مرگ فیدل کاسترو یکی از نمایندگان برجسته و سرسخت سوسیالیسم مرده است.
·        ولوله و غوغا به همین دلیل است.
·        هر کس از جنازه این پیر پرولتاریا به نوبه خود سهمی برای خود می کند.

·        اکنون از مبارزه طبقاتی علنی و عریان میان پرولتاریا و بورژوائی خبری نیست.

·        به همین دلیل فاشیسم قرن بیست ویکم در فرم دیگری بروز می کند:
·        انتخابات ایالات متحده امریکا صحنه نمایش همین اوضاع نکبت بار نوین است:
·        هر دو نماینده طبقه حاکمه امپریالیستی زباله اند و تفاوت ماهوی با یکدیگر ندارند.

·        جناح طبقاتی ـ حاکمه هلری با جناح طبقاتی ـ حاکمه ترامپ تفاوت ماهوی ندارد.

·        تفاوت احتمالا بلحاظ دسته بندی نوین در مقیاس جهانی است:   

6

آیا در ایران امکان بروز پدیده ای مثل فاشیسم
از نوع ترامپ
وجود دارد؟
   
·        اکنون دار و دسته جدیدی به نام هولیگانیسم در مقیاس جهانی در حال تشکیل است:
·        قطب مغناطیسی این دار و دسته هولیگانیستی، اولیگارشی روس تحت رهبری ولادیمیر پوتین است.

·        ترامپ و حزب کار محافظه انگلیس و فرانسه و ماری لوپن و جریانات فاشیستی ـ فوندامنتالیستی در آلمان و هلند و مجارستان و غیره جزو همین هولیگانیسم اند.

7
آیا در ایران امکان بروز پدیده ای مثل فاشیسم
از نوع ترامپ
وجود دارد؟
   
·        در مقابل این دار و دسته هولیگانیستی، اعضای پیمان ناتو و کانادا و استرالیا و ژاپن و غیره قرار دارند که بلحاظ ماهیت طبقاتی فرقی با آن ندارند.

8
آیا در ایران امکان بروز پدیده ای مثل فاشیسم
از نوع ترامپ
وجود دارد؟

·        اولیگارشی روس از کثیف ترین مهره های امپریالیستی دفاع می کند.

·        پوتین هم جام به جام ماری لوپن فاشیست فرانسوی می زند و هم جام به جام نماینده تر و تازه حزب کنسرواتیو فرانسه.

·        جنگ زرگری عجیب و غریبی در جریان است.
·        خر تو خر تر و تازه ای.

·        خطر آن می رود که همه این هولیگان ها و ناتوئی ها و غیره با احمار فوندامنتالیستی اسلامی و یهودی و مسیحی شان متحد شوند و جمهوری خلق چین را مورد تهاجم اتمی قرار دهند.

·        جنگ جهانی سوم می تواند بر ضد مهمترین جمهوری خلق جهان شروع شود.


·        تقویت و تسلیح هندوستان به تسلیحات اتمی توسط امپریالیسم امریکا در زمان جورج ابن جورج هم در همین رابطه بوده است.
·        ظاهرا امپریالیسم ژاپن هم در صدد کسب اذن از ترامپ برای توسعه تسلیحات اتمی خاص خویش است.

ادامه دارد.

سیری در گفت و گوی شهاب شهسوار و رئیس دانا (2)


فریبرز رئیس‌دانا
 (۱۳۲۷) 
سرچشمه:
صفحه فیسبوک روزبه نوید 
ویرایش و تحلیل از
مسعود بهبودی
  
رییس‌ دانا:
آزادی و عدالت از مسیر استقلال عبور می ‌کنند
آمریکا برای هیچ کس دموکراسی آور و آزادی آور نیست.

·        رئیس دانا پس از بسط و تعمیم دیالک تیک ابزار و آماج به شکل دیالک تیک استقلال ـ عدالت و آزادی، از امریکا به عنوان حامل دموکراسی و آزادی سلب اعتبار می کند.

·        این اما به چه معنی است؟

1
رییس‌ دانا:
آمریکا برای هیچ کس دموکراسی آور و آزادی آور نیست.

·        این ادعای رئیس دانا ـ فی نفسه ـ دال بر آن است که دموکراسی و آزادی آورده می شوند.
·        آنچه رئیس دانا قبول ندارد، این است که ایالات متحده امریکا حامل آزادی و دموکراسی نیست.
·        دولت و یا مرجع دیگری اما می تواند باشد.

·        اصحاب دین می گفتند که فلان چیز مفید و مضر نازل می شود.
·        خدا مائده و آیه و غیره نازل می کند.
·        خدا زلزله و سیل و طاعون و وبا نازل می کند.

·        هر دانه باران را فرشته ای از انبار باران الهی در آسمان به دوش می کشد و پایین می آورد.
·        روی این دانه باران نیز نوشته شده که برای چه کسی است.
·        یعنی این دانه باران بطور مستقیم و یا غیرمستقیم، بطور با واسطه و یا بی واسطه به خاطر چه کسی است.

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری.
شیخ شیراز

2
رییس‌ دانا:
آمریکا برای هیچ کس دموکراسی آور و آزادی آور نیست.

·        رئیس دانا خلایق را از این بابت مطمئن می سازد که به آوردن دموکراسی و آزادی توسط ایالات متحده امریکا دل نبندند.
·        حتما بعدا خواهد گفت که جبرئیل آزادی و دموکراسی کیست.

·        ایکاش قبلا می گفت که آزادی و دموکراسی چیست؟

·        چون آخرالزمان است و هیچ چیز آن نیست که ادعا می شود.
·        همه  مفاهیم تحریف شده اند.

3
رییس‌ دانا:
«من» کاسترو مشت محکمی بر نظم طبقاتی،
بر عوام فریبی
زد
و ماهیت شرورانه امپریالیسم را
افشا کرد.

·        شهاب شهسوار هم از 124 هزار پیامبر، استثنائا حضرت جرجیس را انتخاب کرده است که برای درک منظورش، باید در دریایی از فانتزی شناور شد.

·        منظور رئیس دانا از «من» کاسترو چیست؟

·        همان «من» (اگو) معروف روانکاوی فرید و شرکاء است؟

·        همان «من» معروف در منگرائی و اگوئیسم است؟

4
رییس‌ دانا:
«من» کاسترو مشت محکمی بر نظم طبقاتی،
بر عوام فریبی
زد
و ماهیت شرورانه امپریالیسم را
افشا کرد.

·        شهاب شهسوار هم در واویلا نه به سراغ جرجیس اقتصاد دانی (اکونومی)، بلکه به مطب جرجیس پسیکولوگی (روانشناسی) رفته است که «من» فیدل را آنتروپومورفیزه می کند.
·        به «من» فیدل تجسم انسانی می بخشد و به صورت مشت زن قهار غول آسائی تصور و تصویر می کند که در آن واحد سه شق القمر کرده است:

الف
«من» کاسترو مشت محکمی بر نظم طبقاتی زد

·        «من» کاسترو اولا مشت محکمی بر پوزه نظم طبقاتی زده است.

·        منظور از نظم طبقاتی چیست؟

·        «من» کاسترو ساختار طبقاتی جامعه و یا جهان را به مشت و لگد بسته است؟
·        ساختارشکنی کرده است؟

·        چرا اکونوم ها و یا روانکاوها و روانشناس ها به زبان آدمیزاد حرف نمی زنند تا بقیه منظور آنها را بفهمند؟

ب
«من» کاسترو مشت محکمی بر عوام فریبی زد

·        «من» کاسترو ثانیا مشت محکمی هم بر پوزه عوامفریبی زده است.

·        منظور رئیس دانا احتمالا افشای عوامفریبی های امپریالیسم است. 

پ
«من» کاسترو ماهیت شرورانه امپریالیسم را
افشا کرد.

·        «من» مشت زن کاسترو ضمنا «من» افشاگر بوده است.
·        افشاگری رادیکال که دست به ریشه می برد و ماهیت پلید امپریالیسم را افشا می کند.

·        این دعاوی رئیس دانا به چه معنی اند؟  

ت
«من» کاسترو  ماهیت شرورانه امپریالیسم را
افشا کرد.

·        این دعاوی رئیس دانا بدان معنی اند که کاسترو دیالک تیکی از مشت و حرف بوده است.
·        به زبان ساده، هم مرد عمل بوده است و هم مرد نظر.
·        هم صاحبعمل بوده است و هم صاحبنظر.
·        هم پارتیزان بوده است و هم سخنران.
·        هم در میدان عمل، ضد امپریالیست بوده است و هم در میدان نظر.

·        چرا پیامبران کشور عه «هورا» و عا «شورا» از صراحت سخن برخوردار نیستند؟

·        همه این مغلقگوئی ها را می شود در یک جمله ناقابل تبیین داشت.

شهاب شهسواری:

مرگ فیدل کاسترو، بهانه ‌ای شد تا سراغ فریبرز رییس ‌دانا
ـ یکی از اقتصاددانان معتقد به مکتب سوسیالیسم ـ
برویم تا از او در مورد تاثیر انقلاب کوبا بر جهان
 و همچنین تاثیر انقلاب کاسترو و یارانش بر مبارزات مسلحانه در ایران بر علیه حکومت پهلوی بپرسیم.

·        شهاب شهسوار در این مقدمه مصاحبه، رئیس دانا را و همزمان خود را معرفی می کند:

1
شهاب شهسواری:  
مرگ فیدل کاسترو، بهانه ‌ای شد

·        اگر فیدل می دانست که مرگش مؤثر تر از زندگی اش خواهد شد، زنگ کوچکی به حضرت عزرائیل می زد و خلایق بهانه خواه بهانه جو را شادمان می ساخت.

2
مرگ فیدل کاسترو، بهانه ‌ای شد تا سراغ فریبرز رییس ‌دانا
یکی از اقتصاددانان معتقد به مکتب سوسیالیسم
برویم

·        شهاب شهسوار، رئیس دانا را چنان معرفی می کند که امر به خودش هم مشتبه می شود و خیال می کند که در جمهوری جماران یک میلیون اکونوم (اقتصاد دان) وول می خورند.

3

مرگ فیدل کاسترو، بهانه ‌ای شد تا سراغ فریبرز رییس ‌دانا
یکی از اقتصاددانان معتقد به مکتب سوسیالیسم
برویم

·        مکتب سوسیالیسم یکی از  مفاهیم امپریالیستی است.
·        هاشم رضی در زمان ممد رضا هم از همین تعاریف فت و فراوان داشت.
·        آدم بدی نبود.
·        اگر حافظه خطا نکند، او هم سوسیالیسم و کمونیسم و مارکسیسم و غیره را جزو ادیان و مذاهب جا می زد.
·        البته ضمنا همه این ادیان و مذاهب را تازی زدائی و فرنگی زدائی می کرد:
·        سوسیالیسم را جامعه گرائی می نامید، کمونیسم را احتمالا اجتماع گرائی و غیره.

·        رئیس دانا ـ در هر صورت ـ معتقد به مکتب و یا مذهب سوسیالیسم است.

·        کدام سوسیالیسم؟

·        چون ما بلحاظ نظری با دو نوع سوسیالیسم سر و کار داریم:
·        سوسیالیسم اوتوپیکی
·        سوسیالیسم علمی 

4
یکی از اقتصاددانان معتقد به مکتب سوسیالیسم

·        اکنون البته دهها نوع «سوسیالیسم» وجود دارد:
·        از سوسیالیسم عربی تا سوسیالیسم عجمی
·        از سوسیالیسم اسلامی تا سوسیالیسم مسیحی

5
تا از او در مورد تاثیر انقلاب کوبا بر جهان
 و همچنین تاثیر انقلاب کاسترو و یاران ش بر مبارزات مسلحانه در ایران
  علیه حکومت پهلوی بپرسیم.

·        حالا خود شهاب شهسوار معرفی می شود:
·        در تندی و تیزی شهاب تردیدی نیست.

·        مسئله این است که آدرس غلط داشته است:
·        کسی که می خواهد در رابطه با انقلاب کوبا و کاسترو و غیره کسب فیض کند، قاعدتا باید به سراغ فیلسوفی و یا حداقل مورخی برود و نه به سراغ اقتصاد دانی.

·        شهاب شهسوار باید حداقل از این قضیه باخبر باشد.

ادامه دارد.