هدیه برای خاک
سیاوش کسرایی
ویرایش و تحلیل
از
ربابه نون
۱
دردا
که
باز،
خون
ظن خطا به راهروان سپیده
ظن خطا به راهروان سپیده
را
ز اندیشههای خواب روان
ز اندیشههای خواب روان
پاک میکند
معنی تحت اللفظی:
درد و دریغ از اینکه
خون
سوء ظن بر رهروان سپیده
را
از
افکار «خواب رو» ها
می شوید.
وقتی گفته می شود که سیاوش شاعری فیلسوف و یا فیلسوفی شاعر
است،
اکنون صحت نظر
اثبات می شود.
سیاوش
برای اولین بار در تاریخ
دیالک تیک راه رو و خواب رو
را
توسعه می دهد:
دیالک تیک راهروان و خواب روان
را.
روی این مفهوم فلسفی ـ هنری خواب روان سیاوش باید کار کرد
تا
ژرفا و غنای آن روشن شود.
سیاوش
در مقیاس جهانی بی همتا ست.
شاید صد هزار سال دیگر
هم
فیلسوفشاعری از طراز سیاوش
از
مادر گیتی
نزاید.
سیاوش
نه
شاعر محض
است
و
نه
فیلسوف محض.
سیاوش
دیالک تیکی از شاعر و فیلسوف
است.
در
شعر سیاوش
شناخت هنری ـ استه تیکی با شناخت فلسفی
دست در دست می رود.
۲
دردا
که
باز،
خون
ظن خطا به راهروان سپیده
ظن خطا به راهروان سپیده
را
ز اندیشههای خواب روان
ز اندیشههای خواب روان
پاک میکند
منظور سیاوش از روندگان راه سپیده
سران و سرداران و زنان و جوانان حزب توده است.
منظور او از خواب رو ها (خواب روان)،
یعنی
کسانی که در عالم خواب راه می روند،
اجامر جمارانند
که
به
اعضای حزب توده
(البته به خیال خام سیاوش)
سوء ظن
داشته اند
و
سوء ظن
را
با
خون اعضای حزب توده
شسته اند.
اما
واژه «باز»
به
چه دلیل است؟
شاید منظور سیاوش این باشد
که
حزب توده
در
تمامی تاریخ حیاتش
در
معرض سوء ظن این و آن
قرار داشته است.
البته
این تصور سیاوش
فاقد اعتبار علمی
است.
سوء ظن به حزب توده
نه
ظن
(گمان)
نبوده است
و
نه
سوء ظن.
بلکه نظر بوده است.
این نظر
دلیل معرفتی ـ طبقاتی داشته است.
سوء ظن خرکی و خشک و خالی نبوده است.
هم
در
ماضی
و
هم
در
مضارع.
حزب توده شناسی طبقه حاکمه
به
همان سان
رد خور نداشته است
که
حزب توده شناسی زحمتکشان.
این تصور سیاوش
تصور سران ساده لوح بیسواد حزب توده بوده است.
جوانشیر
می خواست
برای از بین بردن این «سوء ظن» به حزب توده
حوزه های حزبی
را
در
کوچه و خیابان برگزار کند
تا
دوست و دشمن ببینند که حزب توده فکر و ذکر و هم و غمی
غیر از سعادت و پیشرفت جامعه
ندارد.
به
همین دلیل
حزب توده اسامی و آدرس تک تک اعضای کمیته مرکزی
را
دو دستی و داوطلبانه
تقدیم اجامر فاشیسم، فوندامنتالیسم و میلیتاریسم کرد
و
عضوگیری از هر زباله را و وحدت با هر ننه مرده ای را پیشه کرد.
به همین دلیل
خیلی از اعضای حزب توده
حتی
در رده های بالای تشکیلاتی
توده ای
نبوده اند.
خر نمی تواند توده ای باشد.
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر