۱۳۹۹ تیر ۱۹, پنجشنبه

خود آموز خود اندیشی (۲۶۱)



شین میم شین

نه 
اندیشه مادرزاد وجود دارد
و
نه
 اندیشیدن مادرزادی.
 
اندیشیدن
را
باید مثل هرعلم،
در روندی دشوار فراگرفت.

شیخ سعدی
(۱۱۸۴ ـ ۱۲۸۳ و یا ۱۲۹۱)
(دکتر حسین رزمجو: بوستان سعدی، ص ۲۶)
حکایت نهم
 (دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۳۰ ـ ۳۱)

۱   
سبکدل،
چو یاران به منزل رسند
نخسبد 
که 
واماندگان از پس اند.

معنی تحت اللفظی:
یاران
پس از رسیدن به کاروانسرا
با خیال راحت نمی خوابند.
برای اینکه بخشی از کاروانیان هنوز در راهند.

سعدی
در این باب بوستان
به
همان سان
به
تجلیل از هومانیسم فئودالی می پردازد
که
در
باب دیگر 
به 
تجلیل از مثلا احسان
 پرداخته
است.

تعیین کننده سمتگیری نظری سعدی
نه
حقیقت عینی،
بلکه
محتوای باب بوستان و بعد گلستان
است.

تناقضات چشمگیر در فلسفه اجتماعی سعدی
به
همین دلیل
هم
تشکیل می یابند.

سعدی
در
همه زمینه ها
صاحبنظر
است.

بدون اینکه واقعا صاحبنظر باشد.

به همین دلیل
با
طناب اندرزهای سعدی
نمی توان به چاه زندگی اندر شد 
و 
در چاه نماند و جان به جان آفرین نداد.

سعدی
در این بیت شعر،
دیالک تیک هومانیسم
(دیالک تیک خودخواهی و همنوع خواهی)
را
به
شکل دیالک تیک به مسافر منزل رسیده و مسافران وامانده  بسط و تعمیم می  دهد 
و
 به ستایش از کسی می پردازد که پس از رسیدن به منزل
از فرط نگرانی نسبت به وضع واماندگان
خوابش نمی برد.

یکی از مشخصات هومانیسم ماقبل مارکسیستی
همین است:
حرف به عوض عمل.

شکی نیست
که
همدردی با واماندگان
صفتی هومانیستی و انسانی است،
ولی تظاهر به همدردی و پرهیز از تلاش برای ریشه کن کردن واماندگی
نابخشودنی است.

رهنمودهای چپ نمائی که سعدی یکی پس از دیگری از آستین خویش بیرون می آورد و تحویل خواننده می دهد،
به 
عفونت فئودالی 
سرشته اند.

با چنین رهنمودهای انتزاعی
حتی آب هم از آب تکان نمی خورد.


به
همین دلیل
فقها و فضلای فئودالی
به
عوض بنای دیواری دور تا دور کشور
در سنت چینی ها
و
حفر گودالی مملو از آب در دور تا دور شهر
 در سنت روس ها
دیواری از اندرز انتزاعی برپا می دارند 
و گودالی از تظاهر به دینداری می کنند.

نتیجه اش
تخریب مستمر نیروهای مولده توسط قبایل وحشی و عقب ماندگی مادی و فکری و فرهنگی است.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر