۱۴۰۵ مهر ۳, جمعه

درنگی در تحلیلی از سایت توده ای ها (۸)

 

 https://tudehiha.org/fa/11-08-2026/

ویرایشی و درنگی 

از

شین میم شین


حاکمیت استعمارستیز و مردم‌کُش
 «چپ» چه باید بکند؟
ادامه 

۱

حاکمیت استعمارستیز و مردم‌کُش

جمهوری اسلامی ایران از دید سایت توده ای ها 

حاکمیتی است

و

مشخصات اساسی آن را ضدیت با استعمار و   مردم ایران تشکیل می دهد.

همانطور که ذکرش گذشت:

دیالک تیک حکومت و حاکمیت

 یکی از فرم های بسط و تعمیم دیالک تیک روبنای ایده ئولوژیکی و زیربنای اقتصادی است.

این بدان معنی است که در سلسله مراتب مفهومی در عرصه ماتریالیسم تاریخی، حاکمیت و یا زیربنای اقتصادی و یا مناسبات تولیدی 

تعیین کننده حکومت، روبنای ایده ئولوژیکی است.

مراجعه کنید

به

زیربنا و روبنا

 

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17822

 

۱

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17806

 

۲

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17811

 

۳

https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17818

 

۴

 https://mimhadgarie.blogfa.com/post/17821

 

پایان

حکومت

(رژیم)

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8926

 

پایان

 

مناسبات تولیدی

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3156

 

پایان

یعنی

ما با دیالک تیک های زیر سر و کار داریم:

با دیالک تیک زیربنای اقتصادی (مناسبات تولیدی) و روبنای ایده ئولوژیکی

با دیالک تیک حاکمیت  و حکومت.

زیربنای اقتصادی (مناسبات تولیدی و یا حاکمیت)

پایه و شالوده و اس اساس هر چامعه بشری را تشکیل می دهد.

 سایت توده ای ها مفهوم فقیر و به زبان مارکس، فلسفه فقیر است و خیال می کند که مناسبات تولیدی و در نتیجه زیربنای اقتصادی و یا حاکمیت،

چیز سوبژکتیوی (میلی، این و آنی، دلبخواهی) است و نه چیز اوبژکتیوی (عینی، مستقل از این و آن).

سایت توده ای ها از دیالک تیک به طور کلی، یعنی چه دیالک تیک ایدئآلیستی (هگلیانیستی) و چه دیالک تیک ماتریالیستی (مارکسیستی) هم خبر ندارد و لذا نمی داند که مناسبات تولیدی نه بسته به میل و هوس و خواست خمینی و خامنه ای، بلکه بسته به سطح توسعه نیروهای مولده تشکیل و تحول می یابد.

یعنی

ما با دیالک تیک مناسبات تولیدی و نیروهای مولده سر و کار داریم و نقش تعیین کننده در این دیالک تیک از آن نیروهای مولده است.

یعنی

افسار مناسبات تولیدی (زیربنای اقتصادی، حاکمیت) در دست نیروهای مولده است.

دیالک تیک مناسبات تولیدی و نیروهای مولده

مهم ترین و عالی ترین و تعیین کننده ترین دیالک تیک ماتریالیسم تاریخی است.

کلاسیک های مارکسیسم 

(مارکس و انگلس)

دیالک تیک مناسبات تولیدی و نیروهای مولده

را

بنا بر دیالک تیک فرم و محتوا تشکیل داده اند که از دیالک تیک های ماتریالیسم دیالک تیکی است.

این بدان معنی است که مناسبات تولیدی فرمی از بسط و تعمیم فرم و نیروهای مولده فرمی از بسط و تعمیم محتوا ست.

یعنی

دیالک تیک مناسبات تولیدی (فرم) و نیروهای مولده (محتوا)

و

نقش تعیین کننده در این دیالک تیک از آن نیروهای مولده (محتوا) است.

لنین 

نیروهای مولده را معیار معیارها برای تعیین سطح توسعه جامعه می داند.

لنین و لنینیسمی که سایت توده ای ها در سراسر نقد قر و قاطی طولانی  خود حتی اسمی از ان نمی برد.

مراجعه کنید

به

قانون مطابقت (همخوانی) مناسبات تولیدی با خصلت نیروهای مولده

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12565

 

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12558

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12560

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12564

 

پایان

بنابرین دم زدن از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران نادرست است.

نشانه بی خبری از الفبای تفکر مفهومی (مارکسیستی ـ لنینیستی) است.

اصولا  و اساسا 

فرقی بین حاکمیت (مناسبات تولیدی، زیربنای اقتصادی) جامعه ایران در دوره سلطنت پهلوی با حاکمیت (مناسبات تولیدی، زیربنای اقتصادی) در دوره ولابت روحانیت وجود ندارد.

این بدان معنی است که انقلاب اسلامی کذایی چیزی جز تداوم و تعمیق انقلاب سفید نبوده است

و

جلاد انقلاب سفید در حقیقت، مجری مجبور وصایای انقلاب مغلوب سفید است.


قضیه از دید کارل مارکس همیشه و همه جا از این قرار است:

تبدیل جلاد هر انقلاب مغلوب به مجری مجبور  وصایای آن انقلاب.

انقلاب سفید هم به معنی اجرای بالاجبار  وصایای انقلاب مغلوب آذریایجان تحت رهبری فرقه و حزب به خون خفته توده بود.

دلیل حمایت پر تلفات حزب توده هم از انقلاب سفید و هم از انقلاب اسلامی هم همین بوده است.

ادامه دارد.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر