۱۴۰۵ مهر ۵, یکشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۱۳)

 Der Denker

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

خرد باید اندر سر مرد و مغز

نباید مرا چون تو دستار نغز

معنی تحت اللفظی:

بشر باید در سر مغز و عقل داشته باشد و نه عمامه عالی.

 

به صورت کسانی که مردم وش اند

چو صورت، همان به که دم در کشند

معنی تحت اللفظی:

کسانی که فقط به ظاهر شبیه آدمیانند، بهتر است که خاموش باشند.

به همان سان که ظاهر چیزها ساکت و لال است.

ادامه

 

سعدی خرد (عقل) را در ساختن جملات  زیبا با در نظر گرفتن اطلاعات تصادفی، جسته و گریخته در باره جمادات و نباتات و جانوران و قصص و روایات و احادیث و اخبار و در بیان متناسب با مخاطب و مکان و زمان می داند.

 

آنچه سعدی نمی داند، این حقیقت امر است که سرچشمه اندیشه و زبان و خرد کار است.

خرد و اندیشه در روند کار و به برکت کار، در دیالک تیک اوبژکت ـ سوبژکت تشکیل می یابد.

مولدان خرد و زبان و اندیشه، در تحلیل نهائی، توده های مولد بوده اند، که در نتیجه تقسیم اجتماعی کار و جدا شدن کار فکری از کار فیزیکی (جسمانی، یدی) به تحمل کار سنگین جسمی مجبور شده اند و کار فکری در انحصار نمایندگان طبقات حاکمه بنده دار و فئودال و سرمایه دار قرار گرفته است و اکنون سعدی، به مثابه «پرورده نعمت بزرگان» و ایدئولوگ فئودالیسم و دربار آنها را به سکوت مطلق فرا می خواند.

 

هیچ کاری نمی تواند بدون شرکت بی چون و چرای مغز صورت گیرد و کار  منشاء تفکر و موتور پیشرفت آن است.

 

مسائل حقوقی، قضائی، فلسفی، علمی، هنری و غیره تنها بنا بر ضرورت های تولید زندگی مادی مطرح می شوند و بسته به میزان توسعه نیروهای مولده (رشد وسایل تولیدی، علم و فن و امکانات معرفتی (تلسکوپ، دوربین، ذره بین، وسایل آزمایش و غیره) می توانند حل و فصل و طرح شوند.

 

در دیالک تیک کار فکری و کار فیزیکی (مادی)

 نقش تعیین کننده از آن کار مادی است و این تضاد در جامعه بی طبقه  فردا مثل اغلب تضادهای چرکین دیگر حل خواهد شد.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر