۱۳۸۹ بهمن ۵, سه‌شنبه

سیر و سرگذشت جنبش روشنگری (3)

Newton William Blake
اسحاق نیوتون (1642 ـ 1727)
فیزیکدان، ریاضی دان، ستاره شناس، کیمیاگر، فیلسوف و کارمند دولتی
سرگردان میان تئولوژی طبیعی، علوم طبیعی و فلسفه

وینفرید شرودر
کارل هاینتس بارک

برگردان شین میم شین

I
روشنگری انگلیس

3
اسحاق نیوتون


اسحاق نیوتون ـ قبل از همه ـ با کتاب خود تحت عنوان «اصول ریاضی آموزش طبیعی» (1687) در بنیانگذاری فلسفه روشنگری بر پایه علوم طبیعی نقش تعیین کننده ای بازی می کند.
نیوتون بر مبنای تئوری جاذبه علم طبیعی ریاضی را به سیستم فراگیر مجموعه مکانیک زمینی و آسمانی ارتقا داد.
• عالی ترین آماج او نشان دادن این نکته بود که جاذبه عمومی چگونه می تواند سیستم جهان را بکار اندازد.
طبیعت شناسی نیوتون به پایه متدیکی ماتریالیسم مکانیکی و دئیسم بدل می شود.

• مراجعه کنید به دئیسم و ماتریالیسم مکانیکی (متافیزیکی)

طبیعت شناسی نیوتون اعلام جنگ بر ضد متافیزیک قرن هفدهم و اسکولاستیک بود.

4
جان لاک
جان لاک (1632 ـ 1704)
فیلسوف انگلیسی
نماینده اصلی امپیریسم
از شخصیت های برجسته روشنگری انگلیس
از تئوریسین های قرارداد اجتماعی
اعلامیه استقلال آمریکا، قانون اساسی آمریکا
و انقلاب فرانسته تحت تأثیر فلسفه سیاسی او بوده اند.

• مهمترین فیلسوف بورژوائی انگلیس در پایان قرن هفدهم، جان لاک نام داشت.
• او در اثر اصلی خود تحت عنوان «راجع به فهم بشر» (1671 ـ 1690) ـ به قول کلاسیک های مارکسیسم ـ «اصل بیکن و هوبس را مبنی بر این که منشاء معارف و ایده ها جهان محسوس است، به اثبات رساند.»

تئوری شناخت سنسوئالیستی جان لاک به عنصر اساسی فلسفه روشنگری بدل می شود.
• مراجعه کنید به سنسوئالیسم (حسگرائی)، تئوری شناخت

جان لاک بر آن بود که ایده ها و تصورات ذهنی انسان ها از چیزهای محسوس سرچشمه می گیرند.
• او به طرح مسائل مهم زیر پرداخت:
• فهم بشر چگونه به مفاهیم خود از ابژکت ها دست می یابد؟
معارف ما تا چه حدی قابل اعتماد اند؟

جان لاک با رسیدن به این نظر که احساس های حسی از اجسام واقعی ـ عینی سرچشمه می گیرند و موجد تصورات ما در باره اجسام ادراک شده اند، نه فقط با نظر دکارت مبنی بر وجود ایده های مادرزاد قطع رابطه کرد، بلکه علاوه بر آن، راه را برای ماتریالیسم سنسوئالیستی هموار ساخت که بنیان معرفتی ـ نظری ماتریالیسم فرانسه در قرن هجدهم بوده است.

• (صفت «معرفتی ـ نظری» را ما برای تئوری شناخت بکار می بریم.
بنیان معرفتی ـ نظری یعنی بنیان چیز مورد نظر بلحاظ تئوری شناخت.
فلسفه مارکسیستی اصولا بر سه پایه به هم پیوسته بنا شده است:
ماتریالیسم دیالک تیکی، ماتریالیسم تاریخی، تئوری شناخت.
تئوری شناخت مفاهیم و مقولات و قوانین خاص خود را دارد و مستقلا تشریح خواهد شد. مترجم)

• اما خود جان لاک این نقطه نظر را بطور پیگیر دنبال نمی کند.
• تعلق خاطر او به این نظر که ما «تجارب درونی» خود را مدیون فهم خویشیم و همچنین این ادعا که دو نوع حقیقت وجود دارد (حقیقت قابل درک برای عقل عادی و حقیقت وحی الهی) به معنی تأیید ایدئالیسم از سوی او بوده است.
• از این رو ست که لنین می گوید که سنسوئالیسم (حسگرائی) هنوز ماتریالیسم نیست:
• «از مبدأ احساس ها هم می توان راه سوبژکتیویسم را در پیش گرفت و به سولیپسیسم رسید و اجسام را مجموعه هائی و یا ترکیباتی از احساس ها دانست و هم می توان راه ابژکتیویسم را در پیش گرفت و به ماتریالیسم رسید و احساس ها را تصاویر اجسام، تصاویر جهان خارج دانست.
• برای موضع اول، یعنی برای اگنوستیسیسم (ندانمگرائی) و یا اگر قدری پیشتر برویم، ایدئالیسم ذهنی، نمی تواند حقیقت عینی وجود داشته باشد.
• برای موضع دوم، یعنی برای ماتریالیسم، برسمیت شناختن حقیقت عینی اهمیت اساسی دارد.»

هم ماتریالیست های فرانسه و هم ایدئالیست ها (برکلی و هیوم) نظرات جان لاک را مبدأ خود قرار می دهند.
• اهمیت تئوری سیاسی و سوسیولوژیکی جان لاک که در اثرش تحت عنوان «طرح های دوگانه حکومت» (1690) مطرح می شوند، کمتر بوده است.
• جان لاک در این کتاب، تئوری حقوق طبیعی را در راستای تمایلات بورژوازی لیبرال انگلیس توسعه می دهد و تکامل می بخشد.
• بنظر او (برخلاف هوبس) میان حقوق طبیعی در وضع طبیعی و قانون طبیعی در دولت عقل تفاوت اساسی وجود ندارد.
دولت فقط برای تضمین حقوق طبیعی و قبل از همه، برای تضمین حقوق مالکیتی در وضع طبیعی به وجود آمده است.
منشاء دولت را جان لاک قراردادی میان مردم و حکام می داند.
• او بر آن است که انسان ها بنا بر تجارب خود می آموزند که کدام فرم از حکومت با نیازهای شان سازگاری بهتری دارد.
• در آغاز، قدرت دولتی را در اختیار یک شخص قرار می دهند، بی آنکه حد و مرز صریحی برای قدرت او تعیین کنند.
• تنها پس از آنکه به خطر تبدیل سلطنت به استبداد پی می برند، بنیان ها و حقوق حکومت را مورد بررسی دقیقتر قرار می دهند و نظامی را پی ریزی می کنند که در آن قوه مقننه از قوه مجریه جدا باشد و شاه تنها در رأس قوه مجریه قرار داشته باشد.

• اینجا پیوند میان تئوری شناخت سنسوئالیستی جان لاک و تصور او راجع به پیشرفت تاریخی بوضوح دیده می شود.

پیشرفت تاریخی یکی از مقولات فلسفی بسیار مهم است و مستقلا تشریح خواهد شد. مترجم
• توسعه و تکامل روشنگری انگلیس در قرن هجدهم میلادی از سوئی تحت تأثیر انقلاب صنعتی و از سوی دیگر ـ به قول کلاسیک های مارکسیسم ـ تحت تأثیر تحکیم «سلطنت مشروطه منبعث از انقلاب شکوهمند (1688) و روی گرداندن گام بگام بورژوازی انگلیس از گذشته انقلابی خویش بوده است که با تحکیم قدرت آن در رابطه بوده است.»

ادامه دارد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر