۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۰, چهارشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دوئالیسم ذره و موج (۲)

undefined

 

پروفسور دکتر   گئورگ کلاوس

پروفسور دکتر  گونتر کروبر

برگردان

 شین میم شین

 

۱۰

 

https://www.youtube.com/watch?v=j13vBH-qns4

https://www.youtube.com/watch?v=Zzaz8aWp2a0 

 

·     پدیده های اینترفرنتس و خمیگی قابل مشاهده در ذرات، دال بر آن بودند که ذرات حاوی خواص موجی (فرکانس و امپلیتود) اند.

 

۱۱

·      (اینترفرنتس و یا تداخل موجی، به روی هم افتادن دو و یا چند موج اطلاق می شود،  که به وسعت یابی و یا به نفی امپلیتود منجر می شود:

 

الف

·     اینترفرنتس سازنده

ب

·     اینترفرنتس مخرب

 

۱۲

·     خمیگی به گسترش موج در سایه مانعی اطلاق می شود که می تواند موجب اینترفرنتس باشد.

مترجم)

 

۱۳

·     بنابرین هر موج الکترومغناطیسی و هر ذره باید در آن واحد، هم حاوی خواص ذره ای باشد و هم حاوی خواص موجی.

 

(یعنی ما با دیاک تیکی از ذره ای و موجی سر و کار درایم.

مترجم)

 

۱۴

·     وابستگی متقابل این خواص دیالک تیکی متضاد با رابطه نادقیق که توسط هایزنبرگ در سال ۱۹۲۷ کشف می شود، روشن می گردد.

 

·     مراجعه کنید به رابطه نادقیق.

 

۱۵

·     دوئالیسم ذره و موج  یکی از مشخصیت بخشیدن ها به حکم فلسفی عام ماتریالیسم دیالک تیکی است که فیزیک کوانتومی پیدا کرده است.

·     این حکم عبارت از این است که ماده حاوی تضادهای دیالک تیکی درونی است.

 

(دوئالیسم نامیدن دیالک تیک اگر نتیجه فقر فلسفی فیزیک دانان نباشد، ترفند ایده ئولوژیکی برای ماستمالی خصلت دیالک تیکی و پرهیز از استفاده از مفهوم دیالک تیک است.

مفاهیم فیزیکی ـ کوانتومی ضد ماده، ضد ذره، مادیت زدایی و غیره نیز از همین قبیله اند.

مترجم)

 

ادامه دارد.

 

خود آموز خود اندیشی (۱۲۱۴ )

 

شین میم شین

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت دهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص  ۸۹)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

حقیقت سرائی است، آراسته

هوا و هوس، گرد برخاسته

 

نبینی که جائی که برخاست گرد

نبیند نظر، گرچه بینا ست فرد؟

معنی تحت اللفظی:

تفاوت حقیقت با هوا و هوس

شبیه تفاوت خانه مرتب و تر و تمیز با گرد و غبار برخاسته است.

همانطور که گرد و غبار مانع دیدن چشم بینا می شود،

هوا و هوس هم مانع کشف حقیقت می گردد.


اما صرفنظر از این حقیقت امر، هسته معقولی در دیالک تیک ریاضت و حقیقت سعدی وجود دارد.

 

سعدی نباید و نمی تواند بدون تعمق و تأمل طولانی به چنین دیالک تیکی رسیده باشد.

 

کشف حقیقت در جامعه طبقاتی از هفت خوان رستم می گذرد.

 

هفتصد سال بعد با فرمولبندی علمی و دقیقی از همین دیالک تیک سعدی،

در کشف تاریخساز آموزگاران تئوری رهائی نهائی برخورد خواهیم کرد،

در «درک ماتریالیستی تاریخ»:

وجود جامعتی، در تحلیل نهائی، تعیین کننده شعور جامعتی است.

 

مثال داشتن و دانستن در جامعه طبقاتی،

 مثال آب و آتش است.

 

حقیقت و ثروت در جامعه طبقاتی نافی یکدیگرند.

 

پیش شرط استثمار همنوعان خویش، جعل و تحریف حقیقت است.

 

هرگز نمی توان هم طرفدار حقیقت بود و هم استثمارگر و ستمگر بود.

 

تنها کسی که چیزی جز زنجیرهای خود ندارد،

هراسی از حقیقت ندارد.

 

حقیقت

زهر مهلکی برای ستمگران و استثمارگران است.

حقیقت

 اما نه رازی در انحصار عالم الغیب، بلکه امری مادی، واقعی و عینی است.

 

حقیقت،

قانونمندی های عینی اند که در ذات واقعیت عینی، در انتظار بنی آدم نشسته اند،

تا در روند کار و پیکار و پراتیک خلاق خویش،

 از پله های مفاهیم پایین رود، غل و زنجیر از دست و پای  شان بردارد و هدیه بشریت سازد.

 

حقیقت

 انعکاس علمی و عینی و عام و کلی درست واقعیت عینی در ضمیر انسانی است.

حقیقت دیالک تیکی از نسبی و مطلق است.

 

ادامه دارد.