۱۴۰۵ آبان ۷, پنجشنبه

تحلیل مارکسیستی رباعیات خیام و یا خیامی نیشابوری (۳)

 

 رباعیات خیام 

 

تحلیلی

از

شین میم شین
 
۲

چون عهده نمی‌شود کسی فردا را

حالی خوش دار این دلِ پر سودا را

مِی نوش به ماهتاب ای ماه که ماه

بسیار بتابد و نیابد ما را

 معنی تحت اللفظی:
چون کسی  قادر نیست که زنده ماندن تو را تضمین کند،
پس ای ماه سیما به دل خوشی بپرداز
و
برای دل خوشی، شبانه با من، در مهتاب می بنوش.
چون ماه همچنان خواهد تابید، بدون اینکه ما زنده باشیم.
 
ایراد اول 
 
شاعر این رباعی از ساده ترین و آشکارترین تریاد (تثلیث) هستی بی خبر است:
از 
تریاد پیدایش ـ رشد ـ زوال
 
این تریاد شامل حال همه چیز بدون استثناء می شود:
از جماد تا نبات و از نبات تا جانور و انسان.
 
حکیم و یا فیلسوف نامیدن چنین کسی نشانه بی خبری مطلق از حکمت و یا فلسفه است.
نشانه خریت و یا خر پروری است.
 
ایراد دوم
 
شاعر این رباعی چنان وانمود می کند که انگار «مرگ در یکقدمی است.»
 
به نظر او «هر شب می تواند شب آخر باشد.»

 چنین تصوری فقط در شرایطی استثنائی مثلا در شرایط جنگی مثلا در غزه و غیره، در شرایطی تحت سیطره فاشیسم و فوندامنتالیسم و جنون و جنایت
 می تواند قابل قبول باشد.
 
بعید است که در زمان خیام و خیامی جامعه چنین جهنمی بوده باشد.
 
شاعری که ادعا می کند، «مرگ در یکقدمی است» و یا «عهده نمی‌شود کسی فردا را» و یا «هر شب می تواند شب آخر باشد»
در بهترین حالت و به هر نیت و علت،
 دیالک تیک استثناء و قاعده را وارونه می سازد.
یعنی
استثناء را قاعده جا می زند و قاعده را استثناء.
 
چنین کسی
یا ریگی در کفش دارد و یا به عوض مغز،  شلغم در کاسه سر.

مرگ به این آسانی ها نیست که شعرا جا می زنند.
گربه حتی به قول خلایق هفت جان دارد، چه رسد به گربه نره و گربه چف.
 
یعنی 
حتی در طبیعت از این خبرها نیست، چه رسد به جامعه با امکانات پزشکی و بهداشتی حیرت انگیز و فخر انگیز.

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر