۱۴۰۵ آبان ۴, دوشنبه

درنگی در غزلی ایراسیونالیستی از سعدی (۵)

Irrationalismus und Klassenkampf

درنگی

از

شین میم شین

نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هَیجا

تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی

معنی تحت اللفظی:
تعجب انگیز نیست اگر تو در روز جنگ قلب دشمنان را بشکنی.
چون قلب دوستان را هم با فراق خود شکسته ای.

اکنون مشخصیت و مادیت و عینیتی وارد شعر می شود.
مخاطب سعدی یکی از سران دولت و سپاه و غیره است و نه مثلا خدای انتزاعی و خیالی و واهی.
یعنی
کسی که عشقش قبل از بسته شدن نطفه سعدی در دلش نشسته است، از اعضای طبقه حاکمه است.
چون جنگ در دوران برده داری و فئودالی کسب و کار اشراف برده دار و فئودال بوده است.
توده برده و رعیت مجاز به شرکت در جنگ نبوده است.
 

برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را

تو و زهد و پارسایی، من و عاشقی و مستی

معنی تحت اللفظی:
کسب و کار فقها بی رغبتی به نعمات و لذات مادی و پارسایی است.
کسب و کار سعدی اما بر عکس، عاشقی و مستی است.
 
جالب است که سعدی  در این غزل عاشقانه دچار خود فراموشی شده است.
یعنی ترک فقاهت کرده است و شبیه خیام و حافظ فکر و ذکری جز باده خواری و علایق بند تنبانی ندارد.
 

دل هوشمند باید که به دلبری سپاری

که چو قبله‌ایت باشد بِه از آن که خود پرستی

معنی تحت اللفظی:
اگر کسی هوشمند باشد، باید عاشق کسی شود.
برای اینکه دگر پرستی بهتر از خودپرستی است.

محتوای ایده ئولوژیکی این بیت غزل سعدی برده داری و فئودالی و ضد بورژوایی و ضد پرولتری است.

خودپرستی

(اگوئیسم)

یکی از سجایای اخلاقی و معیارهای ارزشی بورژوایی است.
ارباب پرستی اما از سجایای اخلاقی و معیارهای ارزشی برده دار و فئودالی است.
پرولتاریا اما نه طرفدار دگر پستی است و نه طرفدار خودپرستی و فردگرایی بورژوایی.



خودپرستی

 (Egotism) 

به معنی ترجیح خود و خواسته‌های شخصی خود بر دیگران و خواسته‌های آن‌ها. 

به بیانی دیگر خودپرست خود را در مرکز جهان قرار داده و این موجودیت و هستی، فارغ از دیگران و دنیای آن‌ها ست.

این مفهوم با خودشیفتگی یا نارسیسم رابطه تنگاتنگی دارد و ارتباط هر دو از طریق عشق افراطی به خود و غلوکردن در رابطه با انگاشتها و قابلیت‌های فردی است. 

فرد خودشیفته یا خودپرست، دچار یک خود برتر بینی عمیق و خیالی است که همین خصیصه پسیکولوژیکی او را از حقایق موجود در محیطش دور نگه می‌دارد. 

وقتی این شاخصه‌های خودپرستانه به نهایت افراطی گری خود می‌رسند، موجب پیدایش جنبش‌هایی مانند فردگرایی خودخواهانه و نفی بشردوستی می‌شود.

 این افراد از دیگران استفاده ابزاری می‌کنند و خواسته‌های جمعی در ذهنیت آن‌ها اموری عبث تجلی می‌کند و دائم از جمع‌گرایی فرار می‌کنند.

ویکی پیدیا

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر