۱۴۰۵ آبان ۸, جمعه

انتقاداتی از هانا آرندت (۱۱۰)

Photo of Hannah in 1924 

انتقاداتی از هانا آرندت

مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی

گاربزن

سال ۲۰۲۰

نشر انجمن دیالک تیک

(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)

(Hertzstrasse 39

30827 Garbsen)

Erinnyen

Zeitschrift für materialistische Ethik

برگردان

شین میم شین


ارزیابی جمعبندانه فلسفه توسط هانا آرندت 

ادامه  
 
۴۱

تحقیرسنت 

(بی احترمی به سنت)

 از دید هانا آرندت به تقسیم بندی کلیشه ای تاریخ تفکر منجر می شود:

همانطور که پوپر تاریخ را به طور انتزاعی به جوامع باز و جوامع بسته تقسیم بندی می کند، هانا آرندت (تاریخ را) به تولید کردن (منفی) و عمل کردن (مثبت) طبقه بندی می کند.

 

۴۲

هانا آرندت در بازتاب شر، مفهومی از شر ندارد.

 

۴۳

برای اینکه او فقط در صورتی می توانست، مفهومی از شر داشته باشد، که مفهومی از خیر داشته باشد.

 

(برای اینکه خیر و شر به تنهایی وجود ندارمد.

خیر و شر در دیالک تیک خیر و شر وجود دارد.

مترجم)

 

۴۴

هانا آرندت جای خالی مفهوم شر را با احساس بیواسطه پر می کند.

 

۴۵


آدولف اُتو آیشمن  

(Adolf Otto Eichmann) 

 مسئول «اداره امور مربوط به یهودیان» در «اداره اصلی امنیت رایش» بود.

وی که از افسران بلندپایه حزب نازی بود، در جریان جنگ جهانی دوم، دستور فرستادن بسیاری از یهودیان را به «کوره‌های آدم‌سوزی» صادر کرده بود.

وی پس از شکست آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، موفق شد تا به همراه خانواده‌اش به آرژانتین فرار کند. 

موساد آیشمان را شناسایی کرد و به‌دست یک گروه تکاوری از افسران موساد و شاباک (سازمان اطلاعات پیشرفته اسرائیل)، ربود و به اسرائیل آورد. 

وی در دادگاهی در اورشلیم به ۱۵ جرم مختلف که مهم‌ترین آن‌ها «جنایت علیه قوم یهود»، «جنایت علیه بشریت» و «جنایت جنگی در دورهٔ آلمان نازی» بود، متهم و محکوم شد. 

وی در سال ۱۹۶۲ میلادی در زندان آیالون در اسرائیل اعدام شد.

ویکی پیدیا

 

هانا آرندت در مورد ایشمن (به مثابه مظهر شر. مترجم) به پدیده استراتژی مدافعه او از خود پناه می برد:

آیشمن از دید هانا آرندت، نقش بروکرات مبتذلی را بازی کرده است.

اگرچه (بی اعتنا به اینکه) او حتی پس از پایان جنگ جهانی دوم (و شکست فاشیسم)، همچنان یک فاشیست فاناتیک باقی مانده بود.

 

۴۶

هانا آرندت در آنالیز (تجزیه و تحلیل) توتالیتاریسم خود، 

به انکار وجود عینی (اوبژکتیو) طبقات اجتماعی می پردازد.

 

۴۷

برای اینکه (به این بهانه که) شیوه نمود (نموداری و ظاهر) طبقات اجتماعی تغییر یافته است.

 

۴۸

هانا آرندت به مطلق کردن پدیده ها (فنومن ها، نمودها، ظواهر)  می پرداخته است و از درک تفاوت ساختاری فاشیسم با استالینیسم عاجر بوده است:

فاشیسم بر اسب مالکیت خصوصی کاپیتالیستی نشسته است

و

استالینیسم بر اسب کلکتیویسم بوروکراتیکی ـ انحصاری که مبتنی بر مالکیت بوروکراتیکی ـ انحصاری وسایل تولید بوده است، سوار است.

 

(این ادعای غلط بودو گاسمن راجع به اتحاد شوروی را قبلا به چالش کشیده ایم.

مراجعه کنید

به

 استالینیسم

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9268

 

مترجم) 

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر