بوستان
باب سوم
در عشق و مستی و شور
حکایت هفدهم
(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ ـ ۹۶ )
مبین تابش و مجلس افروزی ام
تپش بین و سیلاب دلسوزی ام
معنی تحت اللفظی:
فقط نورافشانی و مجلس آرایی مرا نبین.
ضمنا تپش و سیلاب مبتنی بر دلسوزی ام را ببین.
سعدی
در این بیت شعر،
دیالک تیک پدیده و ماهیت
را
به صورت دیالک تیک نورافشانی و مجلس آرایی ـ تپش و سیلاب دلسوزی بسط و تعمیم می دهد.
یکی دیگر از فرم های بسط و تعمیم دیالک تیک پدیده و ماهیت معروف خاص و عام در ادبیات ایران، دیالک تیک ظاهر و باطن است گه در این بیت شعر چند باره بسط و تعمیم داده می شود:
اولا
به صورت دیالک تیک نورافشانی (ظاهر) و مجلس ارایی (باطن)
ثانیا
به صور دیالک تیک تپش (ظاهر) و سیلاب
ثالثا
به صورت دیالک تیک سیلاب (ظاهر) و دلسوزی.
رابعا
به صورت دیالک تیک تابش و تپش
که شاهکاری است.
سعدی
ضمنا
برای تشریح وسعت و ژرفای عشق شمع (دوست)، دیالک تیک نمود و بود (ظاهر و ذات)
را
به شکل دیالک تیک برون و درون بسط و تعمیم می دهد و از یکی از قواعد مهم دیالک تیک پرده برمی دارد :
نمود (برون) واحدی می تواند قالبی برای بودهای (ذات ها و ماهیت های) متفاوت باشد.
شمع از خوردن فریب ظاهر (تابش و مجلس افروزی) منع می کند و از غنای ماهوی و درونی خویش، از دردهای پنهان خویش سخن سرمی دهد که موجب « تپش و سیلاب دلسوزی اش» می شوند :
دردهای پنهان، عشق های کلان، دلسوزی های درونسوز فئودالی و بنده داری.
عاشقان حقیقی چنین باید باشند!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر