
میم حجری
کودنی نه به معنی کمدانی و نه به به معنی تمایل به نادانی
بلکه اعتقاد به پردانی (به اندازه کافی دانی) است.
کنفوسیوس
این وعظ کنفوسیوس باید تحلیل شود.
بنا بر منطق کنفوسیوس
خود او سردسته کودنان جهان است.
چون پیش شرط منبر نشینی و وعظ،
اعتقاد واعظ به پردانی است.
دانش چیست؟
جهل چیست؟
جاهل کیست؟
کودنی به چه معنی است؟
برای جواب دادن به این سؤالات باید در نردبام مفهومی پله ها بالا رفت و با بررسی مفهوم فلسفی شعور (روح) شروع به تفکر کرد.
شعور چیست
اگر انعکاس وجود نیست؟
بنابرین کسی کودن و جاهل نیست.
مسئله این است که هر کس به میزان تجربه اش در زمینه معینی
دانش تجربی دارد و طبیعی است که خود را در همان زمینه بحرالعلوم بپندارد.
هی مهتاب
کارگری که خودش به دست خودش، خودش را مسموم و مدفون کند، اگر تهوع انگیز نباشد، ترحم انگیز است.
کجا ست آنکه دگر ره صلای عقل زند
که چشم ما ست به راه همان خسته خلیل
آینه شکسته
ژاک پرور
---------------------------------
آن مرد کوچک اندام که همیشه آواز میخواند،
آن مرد کوچک اندام که در سر من میرقصید،
آن مرد کوچک اندام دوران جوانی من بند کفشهایش را باز کرد
و غرفههای جشنواره را به هم ریخت،
ناگهان همه چیز فروپاشید،
و در سکوت جشنواره در ویرانی آن
من صدای شادمانۀ تو را شنیدم،
صدای بریده بریده و شکنندهات،
معصوم و ویران از دوردست آمد،
و مرا به خود خواند؛
و من دستهایم را روی سینهام گذاشتم
جایی که در آن لرزیدند
هفت پارۀ خونین و شکستۀ آینه
با برق برق لبخند تو.
----------------------------------
ترجمه فرهنگ راد
اگه عاشقی گناهه ما گناهکارترینیم
صوفی
منظور صوفی از گناه چیست؟
گناه وقتی مطرح می شود
که
فرد
خردمند باشد
و
افسارش
به دست خودش باشد.
خر نمی تواند گناهکار باشد.
عاشق
(و نه عاشق نما و عوامفریب و خودفریب)
خردستیز و یا خردگریز است
حتی خطر آن می رود که به جهنم جنون سقوط کند.
گناهکار تلقی کردن عاشق
ضد منطقی است.
هدف یعنی یه چیزی که براش تلاش کنی..
حتی زنده موندن
حنا
ممنون.
زنده ماندن
امری جبری و غریزی است.
هدف و آماج
اما
آگاهانه و اختیاری و ارادی اند.
سوسیال (اجتماعی) اند
و
نه جبری و غریزی.
خر نمی تواند هدف و آماج برای خود تعیین کند.
انتحار
(خودکشی در انواع گونه گون)
هم
نشانه خریت و ناشی از خریت است.
تفاوت هدف با آماج چیست؟حالا طرف سال به سال هم ماکارونی نمیخورد ها.
الان رفته کارتن کارتن میخره
مسافر
دلیلش پسیکولوژیکی (روان شناسی) است:
در روانشناسی افراد
هر چیز کمیاب تر
ارزشمندتر.
از این بدبختی پسیکولوژیکی
شیادان جهان
در آگهی های تبلیغاتی شان
استفاده درخور می کند:
بشتابید تا تمام نشده بخرید
زیستن یعنی رنج بُردن و زنده ماندن یعنی یافتنِ معنایی در این رنج.
نیچه
نه.
نیچه لاشخور است.
زندگی دیالک تیکی از رنج و گنج است
دیالک تیکی از ریاضت و لذت است
خوزستان آب ندارد؛ نان ندارد؛ هوا ندارد؛ اینترنت ندارد؛ اما ملت ایران را در کنار خود دارد.
ما با هم بر ستمگران پیروز میشویم و ایرانمان را آزاد میکنیم.
شازده رهایی بخش
منظور شازدگان و شاهان از ایران چیست؟
بنا بر فرمایش امامجمعه قم
(شوهر سکسی سابق مسیح منجی)
ایران اسم زن است
و
دلیل علاقه اجانب و خوارج به ایران
زنبارگی ایشان است.
اگر اسم جنقوری
نریمان بود و یا عیران بود،
نه
کسی به فکر تحریم می افتاد و نه کسی به فکر تخریب.
دین چیست؟ نظر مارکس راجع به دین چیست؟به نظر مارکس دین دیالک تیکی از اّ و افیون است. آه چیست و افیون چیست؟
جایگاه سگ در کتاب اوستا -آخوندان سگ را نجس می شمارند ! !
در بخش هایی از اوستا در رعایت حال این حیوان دستوراتی وجود دارد که بسیار قابل تامل هستند.«فرگرد سیزدهم وندیداد با ۵۶ بند درباره کیفر و مجازات قتل انواع سگها و آزار آنهاست. در بخش نخست از این فرگرد بیان میشود که از میان آفریدههای اهورامزدا سگ بسیار محترم است چون از سپیده کاذب تا فجرصادق با اهریمن مقابله میکند و پاسبان آفرینش نیک است. بنابر همین ویژگی های مهم است که کشتن سگ برابر است با کشتن یک مرد درستکار»(رضی،371:1384). از جمله نکاتی که در این فرگردها یاد شده است می توان به این موارد اشاره کرد:
1- یکی از پنج گناه بزرگ که هیچ تاوان ندارد آن است که کسی به سگ استخوان درشت و سخت دهد آن چنان که دندان او را بیازارد و در گلویش بماند یا خوراک بسیار گرم دهد آن چنان که پوزه و زبانش را بسوزاند. و دیگر آن که کسی سگی را بزند که تازه توله ای پس انداخته است.
2- اهورامزدا گوید: اگر سگ شبانی یا سگ خانگی نبود در روی این زمین آفریده من، خان ومانی پایدار نماندی.
3- از اهورامزدا پرسیده شد در این گیتی کدام سرزمین شادتر؟ اهورامزدا گفت: آن جا که مرد پارسا خانه بر پا کند و آن خانه از گاو و خورش و سگ و زن و فرزند و آتش برخوردار باشد.
4- اگر کسی سگ را بکشد روانش در روز پسین به هراس و بیم افتد و هیچ کس به فریادش نرسد. سزای کسی که سگ شبانی را چنان بزند که جان سپارد هشتصد تازیانه است. سزای کشتن سگ خانگی هفتصد تازیانه و سزای کشتن سگ شکاری ششصد و سزای کشتن توله سگ پانصد تازیانه.
5- گناه خوراک ندادن به سگ شکاری با ندادن خوراک به مهمان برابر است.کسی که خوراک از توله سگ دریغ کند چنان است که بچه آدمی را از خورش بی بهره بدارد.
6- سگ به هشت کس همانند است: از چیز کم خشنود شود و زود رنج است، مانند پیشاهنگ است، برای چهار پایان می جنگد، در پس و پیش خانه می گردد مانند یک رزمی و بیدار و سبک خواب است، خدمتگزار و مانند چاکر است، شبگرد است، بی باک است، شیرین کار است و مانند بچه به این جا و آن جا می دود.
7- اگر سگی را در راهی خفته دیدید آهسته گام بردارید تا بیدارش نسازید .سگ نباید آزردن، چه از فروتنان هیچ کس فروتن تر از سگ نیست. به سگ، نان دادن ثوابی است بزرگ.
سگ در اوستا
نغمۀ خوابگرد
به گلوریا خینر و فرناندو ِد لوس ریوس از مجموعه اشعار فدریکو گارسیا لورکا، جلد دو
ترجمه ناصر فرداد
سبز، آنسان که تو را سبز می خواهم
نسیم سبز، شاخسارِ سبز
قایق بر دریا
اسب در کوهسار.
با سایه ای گِردِ کمر
آویخته از نردۀ مهتابی خانه اش، خواب می بیند دختر،
سبز پیکر و سبز گیسو،
با چشمانی از نقرۀ سرد.
سبز، آنسان که تو را سبز می خواهم.
زیر ما ِه کولیان
به تماشا نشسته اند دخترکی را که نمی تواند شان دید.
سبز، آنسان که تو را سبز می خواهم.
ستارگان عظیم یخین
با ماهیا ِن سایه؛ طلایه دارا ِن سپیده دم
در راهند.
درخت انجیر با شاخ و برگی آجیده
باد می ساید
و کو ِه خارپشت ، همچون گربۀ وحشی
مو راست کرده است.
اما چه کسی خواهد آمد؟ و از کجا...؟
آویخته از نردۀ مهتابی اش
سبز پیکر و سبز گیسو،
غرق رؤیاها در دریای تلخ اش.
ای دوست، می خواهم تاخت بزنم
اسبم را با خانه ات،
زین و برگم را با آینه ات،
خنجرم را با ردایت.
من چنین غرقۀ خون
از تنگه های کابرا می آیم.
«پسر، اگر می توانستم
معامله ای چنین را می پذیرفتم.
اما دیگر، نه من منم
و نه خانه ام از آن من«.
ای دوست، می خواهم آسوده بمیرم
آسوده بر تختی پولادین، اگر باشد
و در ملافه های کتان.
این زخم را نمی بینی
که از سینه تا گلو یم بردریده است؟
»سیصد گُل سیاه از جامۀ سپیدت شکفته است.
از گرداگرد کمرت خون می چکد و
بوی خون می آید.
اما دیگر، نه من منم
و نه خانه ام از آن من«.
پس بگذار لااقل بالا برآیم
تا به آن نرده های بلند،
بگذار باال برآیم، بگذار
تا به آن پرچین های سبز،
آن پرچین های بلند ماه
با آبهای جاری.
چنین شد که هر دو
تا به پرچین های بلند فراز آمدند.
آنان ردی از خون بر جای نهادند
ردی از اشک بر جای نهادند.
فانوس های کوچک
بر بام ها لرزیدند.
و هزار طبل بلورین
زخم برسینۀ سپیده دم زد.
سبز، آنسان که تو را سبز می خواهم.
نسیمِ سبز، شاخسارِسبز.
هر دو بر فراز شدند
بادی ممتد
در دهان شان
طعم نعناع و ریحان و زرداب
به جای گذاشت.
ای دوست، بگو، او کجاست؟
بگو، دخترک تلخ ات کجاست؟
تا به کی به انتظارت نشست
تا به کی به انتظارت خواهد نشست
شاداب و مو سیاه
بر این پرچین های سبز!
بر فراز
چشمه کولی تاب می خورد
سبز پیکر و سبز گیسو
با چشمانی از نقرۀ سرد.
یخ پاره ای از ماه
به روی آب نگاهش داشته.
شب خودی شد
همچون یکی میدان کوچک.
و شحنه ها، مست
بر در کوفتند.
سبز، چنان که تو را سبز می خواهم.
نسیم سبز ، شاخسارِ سبز.
قایق بر دریا.
اسب در کوهسار.
خود پوتین مهمترین متحد فاشیست های جهان است. سرمشق پوتین هیتلر و موسولینی و پینوچه و استالین است. پتین دشمن لنین و لنیینسم است. استالینیست ها فقط کافی است حرف های او را با سران سرمایه بشنوند
شفیعی کدکنی
ابتهاج تعریف میکرد:
در مراسم کفن ودفن شخصی شرکت کردم ، دیدم قبل از اینکه بذارنش تو قبر ، چیزی حدود یک وجب سرگین و فضولات تر گوسفند ، توی کف قبر ریختن.ا
از یک نفر که اینکار رو داشت انجام میداد،
سوال کردم که
این چه رسمی ست که شما دارید؟
گفت : توی رساله نوشته که این کار برای فرد مسلمان مستحبه و ما مدت هاست برا مرده هامون اینکار رو انجام میدیم!
میگفت که چون برام تعجب آور بود،
سریع گشتم یه رساله پیدا کردم و رفتم سراغ طرف و بهش گفتم :
کجاش نوشته؟
طرف هم میره (رفت) تو بخش آیین کفن و دفن میت، آورد که بفرما
دیدم نوشته کف قبر مسلمان ، مستحب است
یک وجب پهن تر باشد!
سایه باید نزد مجتهد می رفت
و به اش می گفت:
پهن خشک و نه تر باید در طویله ریخت.
مجتهد خواسته که میت سردش نشود.
برای گرم کردن طویله
اما
پهن خشک در کف آن می ریزند.
ما که عمری خر بوده ایم
بی نیاز از رساله و عبا و عمامه
می دانیم.
پهن ضمنا برای ان است که حیوانات
به ویژه وقت زایمان
صدمه نبینند.
نوزاد حیوانات را هم با پهن و بقایای علوفه و غیره
خشک می کنند تا مادرش بلیسد و نوزاد روی پا بایستد.
به همین دلیل
شاعر سروده:
اگر دانی ثواب کاسه لیسی
هی بلیسی
هی بلیسی
موافقت و مخالقت این و آن با خرافه ای
دلیل بر حقیقت و حقانیت خرافه که نیست.
نیچه کثیف ترین و ضد انسانی ترین و ضد عقلی ترین و ضد خلقی ترین کثافت فاشیسم است.
لاطائلات نیچه در زمان هیتلر خون آشام جزو کتب درسی طویله آلمان بوده اند
اتفاق خوب
هر اتفاقی است که خنده رو لبتون بیاره و شاد بشید
رها
انتظارات سکنه جن ـ قوری
چقدر حقیرند.
به نظر سگان جهان
اتفاق خوب
یعنی پیروزی انقلاب رهایی بخش
و
پایان ذلت بشریت
پایان جنگ و آوارگی زنان و کودکان و پیران و بیماران
پایان جست و جوی نان در آشغالدان
پایان خودفروشی برای خرید مایحتاج حیاتی
آغاز عزت انسانی
احیای هارمونی بشر با طبیعت
بر فاشیسم فقط در کله آدمیان می توان پیروز شد و نه در میدان جنگ و کشتار. فاشیسم ایده ئولوژی است. برای مقابله با فاشیسم به روشنگری علمی و انقلابی نیاز است به فراگیری مارکسیسم ـ لنینیسم نیاز است.
تفاوت بیشعور با احمق!
حقیقتش را که بخواهید احمق مجرم نیست، بیمار است.
یعنی: معمولاً احمق ها آگاهانه دست به حماقت نمی زنند
خیلی از آن ها حتی فکر می کنند که خردمند و دانا هستند نه احمق!
احمق ها بیشتر از آنکه موجب تنفر بشوند، مایه ترحمند.
بیشعور ها اما داستان شان با احمق ها فرق دارد.
صبا
مفاهیم
از هر نوع
تعریف علمی و استاندارد دارند.
تحریف مفاهیم
دال بر خردستیزی است،
اگر نشانه عوامفریبی نباشد.
شعور
تعریف دارد.
شعور و یا روح
عالی ترین مفهوم فلسفی است.
کسی در جهان نمی توان پیدا کرد که بیعشور باشد.
مسئله مهم این است
که
شعور
چیزی طبقاتی است.
ضمنا
شعور که فقط به معنی اگاهی نیست.
خرافات هم جزو شعور و یا روح اند.
افراد بسته به تعلقات طبقاتی شان
شعور طبقاتی خاص خود را دارند.
شعور طبقاتی
هم
می تواند علمی
و
هم
می تواند خرافی باشد.
دانایی و نادانی نسبی اند.
هر کس بسته به جایگاه جامعتی اش در زمینه معینی دانا ست.
حمال
در زمینه حمل، دانا ست
و
رمال
در زمینه رمل.
خیاط
در زمینه دوخت و دوز
آشپز
در زمینه پخت و پز.
اگر این دنیا غریبه پرور است
تو آشنا بمان
تو پای خوبیهایت بمان
سارا
معییر عینی برای تمیز آشنا از بیگانه چیست؟
وزن کیسه زر و زور هر کس
میزان آشنایی و بیگانگی اش را در هر کجای جهان رقم می زند.
دیدیم با دو دیده دریده از دهشت خویش
که
دنیا هرگز غریبه پرور نبوده است.
خواهر و برادر
حتی
به
خواهر و برادر تهیدست و بی پناه خود
بی اعتنا ست.
امروز
همه جای اروپا
همه
پیروزی ارتش سرخ بر فاشیسم را جشن می گیرند
هم
پوتین
بی شرمانه
خود را با هزارمن سریش به ریش ارتش سرخ می چسباند
و
هم
پالان.
چون ارتش سرخ
با قربانی دادن ۲۷ میلیون تن از بهترین کمونیست ها و هومانیست های کشور شوراها
به ظاهر پیروز شده است.
اگر شکست می خورد
کسی حرفی ازش نمی زد.
برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی
که در نظام طبیعت ضعیف پامال است
جدایی دین از سیاست
حریف
دین
در
طول تاریخ
در هیچ کجای جهان
جدا از سیاست نبوده و نیست و نمیتواند باشد.
چرا و به چه دلیل منطقی و نظری؟
برای اینکه دین
یکی از عناصر روبنای ایده ئولوژیکی هر جامعه است
و
نعیین کننده محتوای طبقاتی دین
زیربنای اقتصادی است.
اقطاب دیالک تیکی از هر نوع را
حتی به مدد بمب اتم
نمی توان از هم گسست.
دین
تایع و مدافع طبقه حاکمه است.
دین (و هنر و قضاوت و حقوق و اخلاق (اتیک) و استه تیک و غیره)
یا
تابع و مدافع طبقه حاکمه تشسته بر اریکه قدرت اند
و
یا
تابع و مدافع طبقه حاکمه منتظر نشستن بر اریکه قدرت.
ضمنا فاشیسم و فوندامنتالیسم و اولیگارشیسم
ماهیتا
جریانات ضد مذهبی اند.
اگر حتی با مذهب
عوامفریبی کنند
مثل فرانکو
مثل خمینی
مثل ملاعمر
مثل داعش و بن لادن
مثل پوتین و پالان.
سیاست و دین و حتی هنر و استه تیک و اتیک عناصر مختلف روبنای واحدی اند.
اکثر احزاب دول امپریالیستی
احزاب مذهبی با ماسک مدرن اند:
مثلا
سی دی او
سی اس او
حزب عردوغان
...
دل دریایی اَت کو؟
موج خیالم خسته و دلتنگ است.
مهتاب
از مدهای نگارشی جنقوری اسلامی
خیالم نوشتن خیال ام
و
خیال ام نوشتن خیالم
است.
کسب و کار فوندامنتالیسم و فاشیسم
خردستیزی است
تا هماندیشی میان اعضای جامعه
مختل شود
و
جامعه
به
طویله تبدیل شود.
خیال ام
معنی و کاربرد دیگری دارد.
«م»
در
خیالم
فونکسیون مالکیتی دارد.
یعنی خیال من
در این سخن مهتاب
یعنی موج خیال من.
«ام» در خیال ام می تواند به خیال مثلا فونکسیون فاعلیتی ببخشد.
مثال:
خیال ام (خیال، مرا) می برد تا عرش اعلی.
بحث بر سر دیالک تیک آشنا و بیگانه است و نه بر سر عشق. فقیر منفور است و غنی محبوب. حتی در قران کریم خدا خرپول است و نه تهیدست.
نه.
لاطائلات نیچه فاقد ارزش علمی اند.
نیچه
حرفش را به صورت شعر و یا نثر شعر گونه عرضه می دارد
به همین دلیل هارت و پورتش «قشنگ» به نظر می رسد.
اگر تحلیل شان بکنی
تعفن فاشیستی اش بیرون می زند.
بمب افکن و طالبان
نه. دین خواه و ناخواه ایده ئولوژی است و ایده ئولوژی طبقاتی تر از هر چیز طبقاتی است. دین ضمنا فرمی از شعور است و شعور انعکاس وجود است. شعور شخصی و نتیجتا دین شخصی وجود ندارد. شعور طبقاتی وجود دارد. شعور حسن و حسین وجود ندارد.
گوینده این حرف لیبرال است.
سلمه
لیبرالیسم و لیبرال
در قرن نوزدهم
وجود داشته است.
شعار برنامه ای بورژوازی انقلابی
آزادی، برابری و برادری
شعاری لیبرالیستی بوده است.
دیری است که بورژوازی حتی از نعمت لیبرالیسم محروم است.
بورژوازی واپسین و معاصر
طبقه ای ضد لیبرالیستی است
و
دشمن سرسخت لیبرالیسم است.
لیبرالیسم را دیری است که پرولتاریا نمایندگی می کند.
بورژوازی واپسین و معاصر
حتی از بر زبان راندن واژه برابری
دچار وحشت می شود.
لیبرالیسم بورژوایی
شاید در کره مریخ
یافت شود.
کیانوری از فرط حواسپرتی
مهدی بازرگان و کریم سنجاب را لیبرال قلمداد می کرد.
ضمنا
فوندامنتالیسم و فاشیسم را نمی توان با بمب افکن و تانک و توپ از بین برد.
فوندامنتالیسم و فاشیسم
ایده ئولوژی اند
و
فقط با مبارزه ایده ئولوژیکی
می توان به حساب ایده ئولوژی رسید.
یعنی
فوندامنتالیسم و فاشیسم را
فقط
به مدد روشنگری علمی و انقلابی
می توان
در کله آدمیان
تار و مار ساخت.
این درس خوندن به درد عمم میخوره وقتی قراره دو روز بد همش یادم بره.
حریف
چیزی از یاد کسی نمی رود.
نداشتن حضور ذهن به چیزی
دال بر فراموش کردن آن چیز نیست.
همه چیز در اعماق ذهن ذخیره (ته نشین، سیو) می شود
و
در شرایط معینی
از اعماق کنده می شود و بالا می آید
و فرد بدان حضور ذهن کسب می کند.
ما آزموده ایم در این باره بخت خویش.
لافونتن از سوسیال ـ دموکراسی المان است که حزبی امپریالیستی است. لافونتن از مارکسیسم خبر ندارد. امپریالیسم امریکا اولیگارشیسم روس را اصلا ادم حساب نمی کند تا بر ضدش ج. ج. سوم برافروزد. آماج اصلی اش ج. خ. چین است و نه اولیگارشیسم روس که بدتر و مرتجع تر از امپریالیسم است
قضاوتت میکنند آنانی که قاضی نیستند
حکم میدهند آنانی که حاکم نیستند
پیش بینیت میکنند آنانی که پیشگو نیستند
از حس ات میگویند آنانی که احساس را نمیفهمند
تحقیرت میکنند آنانی که خود حقیر اند
تو را به بازی میگیرند آنانی که خود بازیچه اند
از عشق برایت میگویند آنانی که عاشق نیستند
از صداقت میگویند آنانی که صادق نیستند
و من مینویسم در حالی که نویسنده نیستم
اینجا سرزمین جابجایی هاست
سرزمین که نخوانده معنانیت میکنند
ندیده ترسیمت میکنند
و نشنیده آهنگت را می نوازند.....
سرزمین وارونه" از مارلو مورگان
اگر دولت و قانون وجود دارد هیچ چیز شخصی وجود ندارد و اگر چیز شخصی وجود دارد و قانون وجود ندارد.
رحیم
قانون برای جلوگیری از آنارشی و هرج و مرج است. اگر اجرا شود.
میزان و معیار برای ارزیابی ثروت هر کس
چیزی است که پس از از دست دادن ثروت برایش باقی می ماند.
مرمر
صحبت از میزان و معیار برای تعیین ارزش هر کس است و یا ارزش ثروت هر کس؟
ببین دنیا یه دختربچه موفرفری به من بدهکاری البته قبلش باباشو بهم بده
شیرین
دعا کن جنگ بین پوتین و پالان تمام شود
تا
با ارسال کروموزومی دختر بچه موفرفری
سفارش دهی
و
نیازی به شوهر تحفه نداشته باشی.
یکی از مهمترین صادرات اوکراین نوزادان سفارشی در اسرع وقت بوده است.
اینکه زاده ی آسیایی رو میگن جبر جغرافیایی
کیند
نه.
جبر جغرافیایی خرافه ـ مفهومی بیش نیست.
هم
جمهوری خلق چین
کشوری آسیایی ست
که
ابر قدرت فردا ست
اگر بگذارند و به خونش نکشند
و
هم
جنقوری جمکرانی
خاطراتت ساقی اند.
مست می کنند هر دم مرا.
مش مهوش.
ویرایش:
خاطراتت شراب اند،
مست می کنند هر دم مرا.
ساقی
حمال شراب
است
مثل ما که حمال افکاریم.
ضمنا
خاطرات
دیالک تیکی از مطلوب و نامطلوب اند.
ای بسا خاطرات که عذاب الیم اند.
خلایق خاطرات فیلتریزه شده (ازصافی گذرانده شده)
را
خاطرات می نامند
و
نه
خاطرات رئال جنون آور عذاب انگیز را
جبار باغچهبان.
من مانند یک علف صحرایی
به وسیلهی باد و باران
و تابش نور آفتاب آسمان ایران سبز شدهام
و به رنگ و بوی ایرانیت خود افتخار دارم،
قدرت من، فکر من، ایمان من همه ایرانی است.
خوش به حال کودکان لال مرند که کر بوده اند
و
این مزخرفات شرم انگیز جبار باغچه بان را نشنیده اند.
مش جبار عقب مانده از قافله تفکر
نمی داند
که
افکار
طبقاتی اند و نه جغرافیایی.
ضمنا
ایرانیت کذایی
چیزی انتزاعی است
و
چیزهای انتزاعی
فقط در کله خالی از مغز بعضی ها وجود دارند
و
نه
در عالم واقع
تا رنگ و بو داشته باشند.
باغچه بان مدرسه ناشنوایان
مشکل ما اینه که درآمدی به اون صورت نداریم ولی مخارجی به این صورت داریم
حنا
برای درست اندیشی و دقیق نویسی
باید به دیالک تیک چیزها توجه داشت.
دیالک تیک هر چیز یعنی اقطاب متضاد آن چیز
در این طنز حنا
دیالک تیک مداخل و مخارج
اکنون می توان به صحت و دقت این سخن حنا پی برد.
بدون مداخل (درآمد) درخور نمی توان مخارج دلخواه داشت.
مخارج
باید تابع مداخل باشند
پرویز پرستویی
صرفنظر از مواضع سیاسی و رفتار اجتماعی اش
هنرمند بزرگی است
و
صدهزار بار هنرمندتر و شعورمندتر از سران امریکا و اروپا ست.
ما تحلیلی بر فیلم مارمولک او منتشر می کنیم. یانکی ها بخوانند و بدانند
طوایل پساسوسیالیستی از قبیل روسیه و اوکراین و لهستان و اذربایجان و غیره نه امپریالیستی بلکه اولیگارشیستی اند که مثلفاشیسم و فوندامنتالیسم ارتجاعی تر از امپریالیسم است
آره.
با ذکر کامل شعر به هومانیسم بی همتای شیخ شیراز پی می بری
چیزی که شاه و شیخ جمکران ذره ای از ان ندارند.
۳۰ هزار پیر و برنا را شیخ شقه شقه کرده و در خاوران جلوی ددان دنده افکنده است
بی نام و نشانی از انان.
پس در این شعر شیخ از تکرار تاریخ خبری نیست.
هرنقابی عمری دارد
به امید آن روز که نقاب ها برداشته شود
و چهره واقعی ادم ها معلوم شود
لیلا
هنر
کشف ماهیت افراد و اعمال و طبقات و اقشار
در ورای نقاب ها ست.
وقتی نقاب ها برافتند
هر رهگذری
به صرافت می رسد.
مارکسیسم
را
برای همین آفریده اند
حقایق و حقه ها
از این حقه ها برای تحریف حقایق در همه زمینه ها استفاده می شود. ولی صداقت توانگر کند فرد را و نه رذالت
بحران ها و راه حل ها
جنگ یک تجارت است و نیازمند تاجرانِ خُرد و کلان .!
همیشه ،
بهانههایی برای زندگی و زنده بودن هست
بهاره
یکی از فرم های ایراسیونالیسم (خردستیزی)
تحریف مفاهیم است.
در این ادعا
هم
مفهوم تجارت
تحریف می شود
و
هم
مفهوم جنگ.
عملا و عینا
(یعنی بی اعتنا به نیت مدعی)
به عوض روشنگری علمی و انقلابی،
عوامفریبی صورت می گیرد.
به همین دلیل
هم
فراگیری تعریف مفاهیم الزامی است
و
هم
دقت در صحت کاربست مفاهیم.
تجارت
فی نفسه
لازم است تا مایحتاج حیاتی مردم توزیع شود.
حالا که به دلایل مختلف
تجارت مختل شده،
شاهد انفجار قیمت ها هستیم.
جنگ
فرمی از فرم های مختلف مبارزه طبقاتی است
که
گاهی از بالا و گه از پایین
شعله ور می شود.
انسانیت و مهربانی واقعی،
یعنی بتوانی چیزی را ببخشی که خودت بهش نیاز داری
بهاره
بنا بر منطق مدعی
پیش شرط برقراری انسانیت در جهان
صرفنظر توده بی همه چیز
از
قوت لایموت
است
و
نه جامعتی کردن مالکیت بر وسایل تولید
و
نه تقسیم ثروت جامعتی به تساوی میان اعضای جامعه
و
نه
حمایت دولتی از بیماران و معلولان و کودکان
....
انسانیت
در دادن آب نبات به کودکان کارتن خواب، زباله جو و بینوا و بی همه چیز
خلاصه می شود.
به شرط اینکه خودت بیشتر از او دلت آب نبات بخواهد.
این همان طرز «تفکر» مذهبی دیرآشنا ست.
پس چه فرقی میان ایده ئولوژی اوپوزیسیون و پوزیسیون وجود دارد؟
فقط کم و نیست ها و استالینیست های وطنی نیستند. رهبر حزب کم و نیست روسیه و خیلی از احزاب فاشیستی و استالینیستی اروپایی همین موضع را دارند. خیال میکنند که ولادیمیر پوتین = ولادیمیر لنین. اروپایی ها هم مثل وطنی ها به محض ابراز نظر فحش می دهند. ضمنا بیسوادند. حریفی ایراد می گرفت که مگر لنین از فوندامنتالیسم و اولیگارشیسم حرفی زده است؟ انگار با لنین مارکسیسم به پایان رسیده و باید به آیات و احادیث کلاسیک ها بسنده کرد و اصلا نیندیشید و فقط حدیث آورد. به حرف های پوتین حتی گوش نمی دهند. سرمشق پوتین پینوچه و هیتلر و موسولینی و بخشا استالین اند.
هیچ شیوهای از بردگی در هم شکسته نمیشود، مگر آنکه همه شیوههای بردگی درهم شکسته شود.
کارل مارکس
ترجمه مرتضی محیط
خلایق
خیال می کنند
که
مارکس پیغمبر بوده است و هر حرفش وحی منزل است.
همین یاوه به چه معنی است؟
البته اگر مش مرتضی درست ترجمه کرده باشد.
اولین فرم بردگی
فرماسیون اقتصادی برده داری بوده است.
مگر درهم شکسته نشده است؟
دومین فرم بردگی
فرماسیون اقتصادی فئودالی بوده است.
مگر درهم شکسته نشده است؟
سومین فرم بردگی
فرماسیون اقتصادی سرمایه داری بوده است.
مگر درهم شکسته نشده است؟
هدف یعنی یه چیزی که براش تلاش کنی..
حتی زنده موندن
حنا
ممنون.
زنده ماندن
امری جبری و غریزی است.
هدف و آماج
اما
آگاهانه و اختیاری و ارادی اند.
سوسیال (اجتماعی) اند
و
نه جبری و غریزی.
خر نمی تواند هدف و آماج برای خود تعیین کند.
انتحار
(خودکشی در انواع گونه گون)
هم
نشانه خریت و ناشی از خریت است.
تفاوت هدف با آماج چیست؟
تابستون مزخرفترین فصل ساله.
پرس
ما در ایام خریت
معلمی داشتیم که موضوعات انشایش
مقایسه فصول سال بود:
تابستان بهتر است و یا زمستان
بهار بهتر است و یا خزان؟
نمی دانست
که
هر فصلی مشخصات اوبژکتیو (عینی) خاص خود را دارد
و
ارزیابی سوبژکتیو فصول
پشیزی ارزش ندارد.
ما در انشاء نوشتیم:
تابستان بهترین فصل می تواند باشد
اگر پشه نباشد.
مغزم درد میکند
از حرف زدن.
چقدر حرف زده ام.
چقدر در ذهنم حرف زده ام.
محمود دولت آبادی
خوش به حالت
مش محمود
که
با حرف زدن
میلیونر شده ای.
خیلی ها با خوردن خون دل
جار می زنند
در چهار راه های جهان
و
احدی اعتنایی به جارشان ندارد.
به کجای این شب تیره توان آویخت غوغا را
ایالات متحده امریکا
جنگ افروزترین ملت در تاریخ جهان است.
جیمی کارتر.
هی جیمی جان
جنگ افروز
همیشه و همه جا
طبقات حاکمه اند و نه ملت ها.
ملت ها
هیمشه و همه جا
گوشت مفت دم توپ اند.
اکابر
توانرگ کند
فرد را
خبر کن تو جیمی خونسرد را
کاش اسم نقاش این اثر را می نوشتید.
ویولت
نمی دانیم. برای ما مهم اثر است و نه صاحب اثر. چرا و به چه دلیل؟
آره. غلط است. شاملو شاعر بی شعوری بوده است. یانکی ها می خواست به شاملو هم پست پروفسوری بدهند. مثل عبدالکریم. سروش مسئله این بود که شاملو به قول خودش مدرک دیپلم هم نداشت. در نتیجه ندادند. هارت و پورت کرد و برگشت.
ممنون مرمر. سخن باید با توجه به خودش درک شود و نه به طور دلبخواهی. مثال: سیب باید با توجه به خودش درک شود و توضیح داده شود و نه به طریق و ترفندی دیگر.
هی حریف
مردم
چگونه زرنگ شده اند؟
حزب توده ای با هزاران فرزانه نابود شده است
تا مردم به هوش آیند
و
در غیابش بیهوش شوند.
حجاب و فرنگ
حجاب
چیست؟
حجاب
سنگر فوندامنتالیسم شیعی و سنی است.
حجاب
پرچم ایده ئولوژیکی فوندامنتالیسم است.
حجاب که فقط چادر نیست.
عبا و عمامه و ریش و پشم و مخلفات هم حجاب است.
حجاب نران است.
فوندامنتالیسم چیست؟
فوندامنتالیسم جریان سیاسی ضد امپریالیستی و ضد کمونیستی است
نه شرقی نه غربی است.
فوندامنتالیسم
سوقات فرنگ نیست.
فوندامنتالیسم
ریشه در جوامع برده داری و فئودالی دارد.
فوندامنتالیسم
به لحاظ معرفتی (شناخت)
جریانی
ایراسیونالیستی (ضد عقلی)
است.
مثل نیچه ئیسم و فاشیسم و آگنوستیسیسم است.
نیچه مؤسس ایارسیونالیسم بوده است.
فوندامنتالیسم
به لحاظ فلسفی
جریانی
نیهلیستی (پوچیگرا)
و
حتی
نیهلیستی عملی است.
نیچه ستایشگر نیهلیسم و نیهلیسم عملی روس بوده است
....
هندوانه سیری چند؟
پول فت و فراوان
دولت و غارت
ترقی ترقه وار
از انقلاب تا عنگلاب
ایکاش حق با مهتباب بود و حزب توده یک صدم شعور دایرة المعارف روشنگری را داشت. ما صدها شعر و سخن از شاملو تحلیل و منتشر کرده ایم. اگر خواستید بخوانید خبر کند
رسم دنیا درهمین است آنکه آمد رفتنی ست
بعدِ رفتن نام نیکت بر زبانها ماندنی ست
تا توانی خلق را ازخود مرنجان با سخن
آنکه بالاتر نشیند ، آخرش افتادنی ست
عمرو جانت گرچه عمر نوح هم باشد ولی
شیشه ی عمرگرانم عاقبت بشکستنی ست
تکیه بر ایمان خود کن هم رهِ شیطان مشو
ریسمانِ دست شیطان ظاهراً پوسیدنی ست
ثروتت بند است برشب شهرتت با یک تبی
عاقبت ثروت به دست وارثان بسپردنی ست
دل مبند برمال دنیا ، مالِ دنیا بی وفاست
خرقه ی زرهم بپوشی سیم و زر نابردنی ست
بشنو یک پند از دلِ #دلخسته ی این روزگار
رسم دنیا درهمین است پند من بشنفتنی ست
#سیداکبرطباطبایی
این «شعر» به لحاظ قافیه مملو ا ایراد است. یعنی اصلا شعر نیست
حاصل عشق مترسک به کلاغ، مرگ یک مزرعه بود.
این خرافه
مملو از ایراد است.
ایراداتش کدامند؟
گارسیا برداشت مردم
هی گروهبان گارسیا
نرویم جای دوری
با خرافاتی که تو به خورد خلایق می دهی
چه باید کرد؟
بیشک
تو خودت و مش محمود دولت آباد جزو مردمید.
حالا با برداشت های شما دو تن
چه باید کرد؟
برداشت های شما را باید جدی گرفت و یا روانه سطل زباله کرد؟
آخر
لامصب
خلایق
خر که نیستند تا به برداشت همنوعان بی اعتنا باشند.
انتقاد مغز پسته مهر است
و
بی اعتنا به شادی و غم حاصل از آن
سازنده است.
علاوه بر این
بی غمی عیب بزرگی است که دور از ما باد.
همیشه مرگ تدریجی حق مردمی میشه که سکوت رو انتخاب میکنند و تفکر درسکوت رو.
دختر بهار
نه.
تفکر
هنر بزرگی است که از یک میلیون نفر شاید یک نفر داشته باشد.
تفکر چیست؟
اصلا فکر چیست؟
مثالی بزنید.
فکری را نام ببرید و طرز تشکیلش را پیدا کنید.
سفیر ناز نازی اوکراین که صدر اعظم آلمان را
(صدر اعظم آلمانی را که از چند دهه تاکنون سالیانه ۲ میلیارد یورو به اوکراین کمک می کند)
سوسیس نارک ـ نارنجی نامیده و تحقیر کرده است
و
اکنون از پرواز پسر وزیر دفاع المان با هلی کوپتر ارتش به پیک نیک
ابراز انزجار کرده است که چرا هلیکوپتر المان برای پیک نیک مورد استفاده قرار می گیرد
و
به اوکراین داده نمی شود.
سفاهت توانگر کند فرد را
خبر کن تو بدبخت ولگرد را
ژاپنی ها از خرد تا کلان فاشیست های فاناتیک بودند. چه بسا دست به انتحار کلکتیو می زدند. اگر امریکا از بمب اتم استفاده نمی کرد شاید یک میلیون کشته می داد تا میلیتاریسم ژاپن را مثل آلمان به تسلیم وادارد.
گرانی
مثل جنگ های جهانی
فرمی از لشگرکشی طبقه حاکمه بر ضد توده است.
گرانی
مثل جنگ های امپریالیستی و اولیگارشیستی و فوندامنتالیستی
فرمی از مبارزه طبقاتی از بالا ست
نه. پوتین در باتلاق اوکراین عملا گیر افتاده است. تعداد تلفات اولیگارشیسم مرتجع روس در اوکراین در عرض ۱۰ روز به اندازه تعداد تلفات ارتش سرخ در افغنستان در عرض ۱۰ سال بوده است. حالا چندین برابر شده است. جنگ دارد پات می شود.
چنین چیزی محال است. مش مهوش. همه در حال تغییرند. از ذرات تا کاینات.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر