نادر نادر پور
(۱۶ خرداد ۱۳۰۸ – ۲۹ بهمن ۱۳۷۸)
شاعر، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی–اجتماعی
از اعضای کانون نویسندگان ایران
درنگی
از
میم حجری
در مرگ زیستن
نگاهی به کارنامه ی شعر نادر نادرپور
پیرایه یغمایی
مجله ادبی هیچستان
پیرایه یغمایی
آیا می توان برای بررسی شعر او، تعداد کت و شلوار ها و کفش و کلاه هایی را که کهنه کرده، یا تعداد دفعاتی را که به چلو کبابی سر کوچه اش رفته، شماره کرد؟
آیا می شود زندگی او را از تعداد همسران و فرزندانش رقم زد؟
یا از شماره ی سفرهایی که رفته، و تعداد ماشین ها و هواپیماهایی که سوار شده ؟
آیا درحقیقت تاریخ تولد و مرگ یک هنرمند، یک شاعر، همان عددی است که درکتاب های تاریخ ادبیات و در زندگی نامه ی او می آید؟
ما باید این فراز از «تحلیل» پیرایه را نخست تجزیه و سپس تحلیل کنیم:
۱
آیا می توان برای بررسی شعر او، تعداد کت و شلوار ها و کفش و کلاه هایی را که کهنه کرده، یا تعداد دفعاتی را که به چلو کبابی سر کوچه اش رفته، شماره کرد؟
آیا می توان برای بررسی شعر او، تعداد کت و شلوار ها و کفش و کلاه هایی را که کهنه کرده، یا تعداد دفعاتی را که به چلو کبابی سر کوچه اش رفته، شماره کرد؟
از این «سؤال» پیرایه فقر فلسفی او نعره می کشد:
مثال:
برای بررسی خر کسی باید خود خر را موضوعیت بخشید و نه خود آن کس را و کت و شلوار او را.
برای اینکه محتوای شناخت خر در خود خر است.
یعنی در موضوع و یا اوبژکت شناخت است و نه در سوبژکت شناخت و این و آن و این چیز و آن چیز (سوبژکت ها و اوبژکت های دیگر.)
برای بررسی شعر کسی باید شعر او را زیر ذره بین تحلیل مارکسیستی قرار داد.
مارکسیسم را هم به همین نیت، به خون دل تدوین کرده اند.
۲
آیا می شود زندگی او را از تعداد همسران و فرزندانش رقم زد؟
این «سؤال» پیرایه هم از پایه و اساس معیوب است.
برای ارزیابی زندگی کسی اصولا و اساسا باید زندگی او را زیر ذره بین تحلیل مارکسیستی قرار داد:
خاستگاه طبقاتی او را.
پایگاه طبقاتی او را.
جایگاه اجتماعی او را.
کسب و کار و حرفه و پیشه او را
...
ضمنا
همسران و فرزندان او را.
۳
یا از شماره ی سفرهایی که رفته، و تعداد ماشین ها و هواپیماهایی که سوار شده ؟
منظور پیرایه در این سؤال پوز دادن اشرافی ـ برده داری و یا فئودالی و یا خرده بورژوایی به سفرها و اوتومبیل ها و هواپیماها و خاطرات و غیره است.
پیرایه تعلقات طبقاتی بورژوایی دارد و مختاف و منتقد اشرافیت برده دار و فئودال است.
پیرایه غافل از این است که با بررسی همین معاییر ارزشی افراد می توان به ماهیت طبقاتی او پی برد.
یعنی زندگی اش را بررسی کرد.
۴
آیا درحقیقت تاریخ تولد و مرگ یک هنرمند، یک شاعر، همان عددی است که درکتاب های تاریخ ادبیات و در زندگی نامه ی او می آید؟
آیا درحقیقت تاریخ تولد و مرگ یک هنرمند، یک شاعر، همان عددی است که درکتاب های تاریخ ادبیات و در زندگی نامه ی او می آید؟
پیرایه در این جمله، به لحاظ بینشی عقب مانده تر از کریم (مؤلف قرآن) و سعدی است.
طرز تفکر کریم و تحت تأثیر او، طرز تفکر سعدی دیالک تیکی است.
پیرایه خیال می کند که کمیت (عددها) به تنهایی وجود دارد:
تعداد سفرها، همسران، فرزندان، کت ها و شلوارها و چلوکلاب ها و چلوکبابی ها...
این طرز تفکر متافیزیکی (غیر دیالک تیکی) است.
طرز تفکر او در جمله اول اما متافیزیکی نبود:
آنجا که ناخودآگاهانه زندگی را در دیالک تیک مرگ و زندگی می دید.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر