۱۳۹۰ مهر ۲۲, جمعه

قصه های خانم گاف (11 )

گاف سنگزاد
حقیقت نیم بند، حقیقت نیست!

• اندیشنده اندیشید که میان «اس» و «فا» و «فو» تشابهات شگرفی وجود داشته است:
• «هر سه سنگ توده های زحمت را بر سینه می زدند!
• هر سه خود را ـ به مثابه پیشوا ـ محک و ملاک حقیقت هر چیز جا می زدند و توده ها را بسان گله جانوران به دنبال می بردند.
• هرسه به جای اشاعه خوداندیشی، خودمختاری و خودفرمائی، عملا به پیشوا اندیشی، پیشوا مختاری و پیشوا فرمائی دعوت می کردند!
• و هر سه قلدر و عوامفریب و خودکامه و جاهل و خونریز بودند!»

• خانم گاف پس از شنیدن استدلال اندیشیده اندیشنده گفت:
• «حق با اندیشنده است، ولی فقط تا حدودی!»

• پرسیدند:
• «چرا فقط تا حدودی؟»

• خانم گاف گفت:
• «آنچه که اندیشنده بدرستی در مورد «اس» و «فا» و «فو» بر زبان می راند، فقط بلحاظ فرم صحت دارد.
• فرم اما به تنهائی نمی تواند تمامت حقیقت را بیان دارد.»

• خانم گاف برای اثبات ادعای خود به ذکر مثالی مبادرت ورزید:
• بنظر او در جام واحدی می توان شراب و آب، دارو و نوشدارو، پاد زهر و زهر عرضه کرد.
• این بدان معنی است که چیزهای متفاوت و چه بسا متضاد، از قبیل شراب و آب، دارو و نوشدارو، پاد زهر و زهر ـ به مثابه محتوا ـ می توانند در جام مشابهی ـ به مثابه فرم ـ عرضه شوند.
• به همین دلیل ادعای اندیشنده علیرغم درست بودن، نادرست است.

• پرسیدند:
• «چگونه می تواند حکمی در آن واحد هم درست باشد و هم نادرست؟»

• خانم گاف گفت:

• «حکم اندیشنده بلحاظ فرم درست است، ولی بلحاظ محتوا قابل بحث و تأمل و تردید.
• حکم اندیشنده در واقع بیانگر نصف حقیقت است و حقیقت نیم بند نمی تواند حقیقت تلقی شود.

• حقیقت همیشه تام و تمام است و نه نیم بند.


• ولی کشف و افشای همین تشابهات فرمال از سوی اندیشنده، گام معرفتی رهائی بخش مهمی می تواند باشد.


• چرا که فرم در دیالک تیک فرم و محتوا هیچکاره نیست.

• چرا که چه بسا، به سبب هیچکاره انگاشتن فرم، سیل خون خروشانی از اندام اردوی زحمت به عبث بر باد رفته است!
• چرا که به دلیل همین تشابهات فرمال، ایدئال شریفی اعتبار باخته و نیمه کاره و مثله و مخدوش گشته است!»

پایان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر