۱۴۰۵ فروردین ۱۵, شنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۰۱)

    

 
 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ ـ ۹۶  )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
  

به دریا مرو گفتمت:

« زینهار!

و گر می روی تن به طوفان سپار.»

معنی تحت اللفظی:

بارها به تو گفته ام که اگر به دریا رفتی، پیه توفان را بر تن خود بمال.

 

سعدی

 در این بیت أخر حکایت،

 دیالک تیک وسیله و هدف

 را

 به شکل دیالک تیک زندگی و عشق بسط و تعمیم می دهد و بعد آن را به شکل دیالک تیک هیچ و همه چیز مسخ و مثله و مخدوش می سازد.

یعنی

 زندگی در قاموس سعدی هیچ و عشق همه چیز است.

 

او عشق را به دریا تشبیه می کند، به دریائی پر طوفان.

 

در قاموس سعدی یا باید دور و بر عشق نگشت و یا باید اول وصیت خود را نوشت و بعد دل به دریای عشق زد.

 

عشق در فلسفه سعدی و حافظ، نه وسیله ای برای شیرینتر و زیباتر کردن زندگی، بلکه هدف و معنای زندگی است.

یعنی

عشق به مراتب برتر از زندگی است.

زندگی باید فدا ی عشق شود.

 

حافظ مثل همیشه، این اندیشه سعدی را هم از آن خود می کند:

 

عشق دردانه است و من، غواص و دریا، میکده

سر فرو بردم در آنجا، تا کجا سر بر کنم.

معنی تحت اللفظی:

عشق شبیه در و گوهر است و عاشق شبیه غواص در جو ست

و

بسان غواص سر در زیر آب می کند و خود را به خطر می اندازد.

 

محتوای این بیت غزل حافظ همان محتوای بیت فوق الذکر از سعدی است.

 

ادامه دارد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر