۱۴۰۵ فروردین ۳۱, دوشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۱۰)

    

 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
 

چو گردن کشید آتش هولناک

به بیچارگی تن بینداخت خاک

 

چو آن، سرفرازی نمود، این، کمی

از آن دیو کردند، از این آدمی.

معنی تحت اللفظی:

دلیل تبدیل خاک به حوا و آدم و تبدیل آتش به ابلیس

تواضع خاک و تکبر آتش بوده است.

یعنی

اخلاقی بوده است  و نه مادی و ماهوی. .

 

سعدی

 در بیت اول این شعر،

طبق معمول به مقایسه خاک و آتش می پردازد:

آتش گردنکشی می کند و خاک سرافکندگی.

آتش سربلندی نشان می دهد، خاک ذلت و عجز و بیچارگی.

 

هیچ کدام از این ادعاهای سعدی واقعیت ندارد.

خاک و آتش از اجزای طبیعت اند و با خود انسان منشاء مشترکی دارند.

دیالک تیک انسان و طبیعت، دیالک تیک وحدت و مبارزه است، دیالک تیک داد و ستد است.

طبیعت چیزی را به رایگان در اختیار کسی قرار نمی دهد.

انسان برای گرفتن چیزی از طبیعت، که مادر او ست، یا باید آنچه را که طبیعت بر اساس استراتژی حساب شده خویش عرضه می کند، حیوانوار، مصرف کند و یا باید نیازهای مادی و فکری خود را، به کمک کار فکری و فیزیکی (جسمانی) با تغییر هدفمند طبیعت تولید کند.

انسان برای کشف و حفظ و بازتولید آتش هزاران سال کار فیزیکی و فکری لازم داشت، برای حاصلخیز و رام کردن خاک و جانوران و گیاهان هم به همین سان.

آتش و خاک دوست و دشمن همزمان انسان اند.

 

سعدی

 در بیت دوم این شعر، به قصه خود داری ابلیس از سجده در مقابل حوا و آدم اشاره می کند، که گویا منشاء خود، یعنی آتش را برتر از خاک می داند و به سجده درمقابل آدم تن در نمی دهد.

سعدی قضیه را طبق معمول وارونه می کند و ادعا می کند که چون آتش سرفراز بوده، از آن دیو و یا شیطان را خلق کرده اند و چون خاک فروتن بوده، از آن آدمی را ساخته اند.

اولا قضیه سرکشی آتش و فرمانبری خاک بعد از خلق آدم و حوا بوده و لذا ادعای سعدی غلط و نادرست است.

خاک و ملائکه قبل از خلق آدم و حوا وجود داشته اند و سعدی حق ندارد، ادعا کند که چون آتش سرکشی کرد از آن دیو ساختند و چون خاک فرمانبری نمود، از آن آدم درست کردند.

این ادعای سعدی حتی با قصص کتب مقدس مغایرت دارد.

شیطان که از آغاز رجیم و مطرود و ملعون نبوده است.

شیطان یکی از ملائکه مقرب درگاه الهی بوده است و پس از خود داری از سجده، پس از نا فرمانی و گردنکشی مطرود و ملعون شده است.

از این رو منشاء آتشین آن ربطی به شیطانیت آن ندارد.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر