۱۴۰۵ فروردین ۱۳, پنجشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۳۹۹)

    

 
 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ ـ ۹۶  )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

بر یاد رأی انور او آسمان به صبح

جان می کند فدا و کواکب نثار هم

   معنی تحت اللفظی:

آسمان به یاد فرمان روشن شاه (سعد ابن زنگی)

خود را فدای صبح کرد و ستارگان را نثارش کرد.

 

سعدی

در این بیت این شعر

حنی پدیده های طبیعی را مثلا

طلوع صبح را و نورافشانی سالرگان را

نه تابع اراده الهی، تابع فرمان پادشاهی قلمداد می کند.

یعنی

دیالک تیک طبیعت و جامعه

را

و

دیالک تیک الله و ظل الله

(دیالک تیک خدا و شاه به مثابه سایه خدا)

را

وارونه می سازد تا «لقمه نانی به کف آرد و به «عزت» بخورد.»

یعنی

صحت نقش تعیین کننده نان در دیالک تیک نان (زیربنای اقتصادی) و جان (شعور، روبنای ایده ئولوژیکی) را عملا اثبات کند.

 

نقش تعیین کننده در دیالک تیک طبیعت و جامعه (طبیعت ثانی) از ان طبیعت است.

اگر طبیعت نباشد، اگر مثلا فصول سال و شب و روز و برف و باران و باد و آب نباشد،

فاتحه بلند بالایی بر جامعه و شاه و شهبانو و بشریت خوانده می شود.

 

 دیالک  تیک الله و ظل الله (دیالک تیک خدا و شاه به مثابه سایه خدا)

فی نفسه

دیالک تیکی وارونه است.

این الله است که ظل (سایه) طبقات حاکمه و شاه و شیخ است و نه بر عکس.

الله

مفهومی بیش نیست.

الله

عکس است

و

ظبقات حاکمه (شاه و شیخ) اصل.

محتوای این مدیجه سعدی

کفرآمیز است.

سعدی

بهتر از هر کس می داند.

ولی چاره ای جز کتمان حقیقت عینی ندارد.

برای اینکه سعدی به قول خودش

«ریزه خوار خوان (سفره) بزرگان (اعضای عالی رتبه طبقات حاکمه، شاه و شیخ) بوده است.»

 

ادامه دارد.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر