۱۴۰۵ اردیبهشت ۵, شنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۱۴)

    

 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

حکایت

مقدمه

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
 

یکی قطره باران ز ابری چکید

خجل شد، چو پهنای دریا بدید

که جائی که دریا ست، من کیستم؟

گر او هست، حقا که من نیستم.

معنی تحت اللفظی:

قطره بارانی که از ابری چگیده بود، با دیدن دریا شرمنده شد و به خود انکاری (هیچ انگاری خویشتن خویش) رسید.

 

سعدی

 در این دو بیت شعر،

 دیالک تیک جزء و کل

را

به شکل دیالک تیک قطره و دریا بسط و تعمیم می دهد و به درستی نقش تعیین کننده را از آن کل (دریا) می داند.

 

اشکال بینشی سعدی اما در این است که او دیالک تیک جزء و کل را به شکل دیالک تیک هیچ و همه چیز مسخ و مثله و مخدوش می کند.

جزء (قطره) در دیالک تیک یاد شده نقش جدی و درخوری به عهده دارد.

جزء در کل اثر می گذارد و از کل اثر می پذیرد.

تراکم اجزاء، افزیش کمی، پس از گذشتن از حد عینی معینی به تحول کیفی منجر می شود.

جزء را نمی توان هیچ تلقی کرد.

بدون جزء کل نمی تواند وجود داشته باشد.

قطره مورد نظر سعدی، قطره احمق و عقب مانده ای باید باشد که از دیدن دریا خجل می شود.

دریا حاصل وجدت قطره های منفرد با یکدیگر است.

دریا ریشه در قطره دارد.

دریا از قطره ها تشکیل یافته است.

دریا باید قدردان قطره باشد.

قطره، علاوه بر این، در خارج از دیالک تیک قطره و دریا، خود کلی را (دریایی را) تشکیل می دهد و صدها و هزاران مولکول آب را به عنوان اجزاء در برمی گیرد.

قطره خود در سیستم مختصات دیگری،

 کلی است.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر