۱۴۰۵ فروردین ۲۷, پنجشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۴۰۶)

    

 
 شین میم شین

 

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

مقدمه

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم.
  

ز خاک آفریده ات خداوند پاک

پس ای بنده، افتادگی کن، چو خاک
 

معنی تحت اللفظی:

خداوند پاک تو را از خاک خلق کرده است.

پس ای برده بسان خاک متواضع باش.

  

سعدی

 در این بیت شعر، دیالک تیک های زیر را توسعه و  آموزش می دهد:

 

۱

دیالک تیک ناپاک و پاک

 

۲

دیالک تیک آتش و خاک

 

۳

دیالک تیک خالق و مخلوق

 

۴

دیالک تیک برده و برده دار

 

۵

دیالک تیک تواضع و غرور

 

ما به تحلیل مارکسیستی این دیالک تیک ها ادامه می  دهیم:

 

۴

دیالک تیک برده و برده دار

این دیالک تیک محتوای جامعتی ـ طبقاتی دارد:

 

 بشریت در این بیت شعر برده نلفی می شود و الله ارباب برده دار

و

جامعه بشری جامعه برده داری

و

الله

انعکاس انتزاعی ـ آسمانی طبقه برده دار.

  

دیالک تیک خدا و بنده، از انعکاس دیالک تیک بنده دار و بنده و یا دیالک تیک خواجه و غلام رایج در جامعه بنده داری در آیینه آسمان حکایت می کند.

به احتمال قوی به هنگام ظهور پیامبر اسلام، جامعه عربستان در مرحله تجزیه و تلاشی جامعه اشتراکی اولیه و تشکیل نظام جامعتی ـ اقتصادی بنده داری قرار داشته است و پیامبر برای توجیه نظام پیشرفته تر بنده داری در قیاس با نظام اشتراکی اولیه، خدا را به درجه ارباب بنده دار اعتلا می دهد و توده مولد و زحمتکش را تا قهقرای بنده های فاقد آزادی، استقلال، خودمختاری و حقوق اجتماعی تنزل می بخشد.

اینکه جامعه بنده داری خشن ترین فرم جوامع مبتنی بر استثمار انسان به وسیله انسان بوده است، تغییری در مترقی تر و پیشرفته تر بودن آن نسبت به فرماسیون قبلی نمی دهد.

 

معیار عینی برای تعیین مترقی و ارتجاعی بودن نظام های جامعتی ـ اقتصادی نه در فرم مالکیت بر وسایل تولید، بلکه در دیالک تیک نیروهای مولده و مناسبات تولیدی تعیین می شود.

 

جامعه بنده داری به دلیل بحران در این دیالک تیک، به دلیل حدت خارق العاده تضاد میان دو قطب این دیالک تیک، به دلیل بدل شدن مالکیت اشتراکی به مانعی در راه توسعه نیروهای مولده جامعه پدید آمده و به همان دلیل هم مترقی تر و پیشرفته تر از آن محسوب می شود.

از این رو می توان موضع جامعتی و سیاسی پیامبر اسلام را انقلابی و مترقی ارزیابی کرد.

سعدی در جائی دیگر، از زاده شدن پیامبر به هنگام حکومت خسرو انوشیروان در ایران و فخر پیامبر به این واقعیت امر سخن می گوید.

خسرو انوشیروان به برکت کودتا علیه قباد و با سرکوب خونین و بیرحمانه قیام مزدک زمام امور را به دست می گیرد.

جوانشیر، پهلوان فقید توده مولد و زحمتکش، در اثر ضد فاشیستی خود تحت عنوان «حماسه داد» جانب مزدک را می گیرد و انوشیروان را محکوم می کند.

حقایق تاریخی را اما ضمن احترام به هومانیسم ژرف این سردار عزیز، باید بر اساس معیار عینی و علمی مبتنی بر کشف بزرگ مارکس، معروف به «درک ماتریالیستی تاریخ» ارزیابی کرد، نه بر مبنای منافع کوتاه مدت و پیشرفت ستیز توده های مولد و زحمتکش.

دفاع از فرماسیون اقتصادی اشتراکی اولیه و مانعتراشی در راه گذار جامعه به فرماسیون مترقی تر بنده داری، در تحلیل نهائی، عملی ارتجاعی محسوب می شود، نه انقلابی.

رب النوع تاریخ آب حیاتش را در جمجمه انسانها می نوشد.

محمود اعتمادزاده (به آذین) در اثر زیبایش تحت عنوان «کاوه آهنگر» به این ضرورت ماتریالیستی ـ تاریخی  اشاره می کند.

انسانها تاریخ را نه به دلخواه خود، بلکه بر مبنای و بوسیله مصالح عینی ـ واقعی که تاریخ در اختیارشان می گذارد، می سازند.

تاریخ (جامعه و جهان) نه بر اساس اختیار (آزادی) صرف بی حد و مرز انسانی، بلکه در دیالک تیک جبر و اختیار، در دیالک تیک ضرورت و آزادی ساخته می شود.

پهلوان زنده یاد، محمود اعتمادزاده (به آذین) اتفاقا در این زمینه نیز جزوه مختصری قبل از انقلاب اسلامی ـ بورژوائی اخیر انتشار داده بود و از مفهوم «گذر در لابلای دیوارهای ضرورت» استفاده کرده بود.

 

ادامه دارد.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر